فدراسیون فوتبال راههای پاسخگویی را بسته است
نه کمیته فنی داریم نه مدیر تیم ملی
بعد از بازگشت تیم ملی از مکزیک و پایان رویاپردازیهایمان در جام جهانی 2026 همه منتظر اظهارنظر رئیس، اعضای هیأت رئیسه و دبیرکل فدراسیون فوتبال درباره نتایج تیم ملی و چرایی حذف از مرحله گروهی بودیم اما هیچ اظهارنظر رسمی در این خصوص مطرح نشد و همچنان سکوتی ناامید کننده پیرامون تیم ملی وجود دارد تا جایی که به نظر میرسد انگار عزمی برای شکستن این سکوت نزد مدیران فدراسیون دیده نمیشود.
نکته مهمتر اما اینجاست که جدا از سکوت آزاردهنده این مدیران، فدراسیون فوتبال، به عنوان نهاد متولی فوتبال راههای پاسخگویی و شفافسازی را بر کادر فنی و سرمربی تیم ملی بسته است. امروز ارتباط گرفتن با هر یک از مربیان تیم ملی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد و هیچ کس تمایلی به اظهارنظر در خصوص آنچه بر تیم ملی گذشت، ندارد. شخص سرمربی تیم ملی هم کاملاً از دسترس خارج است و در بهترین حالت شاید تنها به صدا و سیما پاسخگو باشد که نمیتواند جامع باشد یا مخاطبان تیم ملی را اقناع کند.
جدا از این آنچه در شرایط فعلی لازم و ضروری به نظر میرسد حضور فرد یا افرادی فوتبالی در مناصب حساس و تعیینکننده بالای سر تیم ملی و کادر فنی آن است که باید در اینگونه مواقع بنا به مسئولیتی که دارند کادر فنی تیم ملی را مجبور به پاسخگویی یا توضیح شرایط میکردند.
واقعیت اینکه فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر حتی شده به صورت نمایشی یک کمیته فنی دور و بر تیم ملی داشت که تک تک اعضایش استعفا دادند و مشخص نشد چطور از بین رفت. حتی در مقطعی مجید جلالی بر فعالیتهای تیم ملی بزرگسالان، امید و... نظارت میکرد که او هم از منصبش کنار رفت و هیچ فردی جایگزینش نشد.
اگر واضحتر بخواهیم اشاره کنیم پس از تشکیل کمیته فنی در دوره ریاست محمد دادکان در فدراسیون فوتبال، در دوران سرمربیگری کیروش هیچ گاه کمیته فنی نداشتیم چرا که این پرتغالی رسماً رئیس فدراسیون هم بود و طبیعتاً زیر بار حرفها یا نظرات دیگران نمیرفت.
چهار سال قبل کمیته فنی با نفراتی مثل مرتضی محصص، ابراهیم قاسمپور، پرویز مظلومی، حمید استیلی، نادر عزتاللهی، علیاصغر مدیرروستا و غلامرضا جباری شکل گرفت که ظاهراً موافق برکناری دراگان اسکوچیچ قبل از جام جهانی 2022 بودند. این کمیته هیچ گاه رسماً منحل نشد اما عملاً از چرخه تصمیمگیری و تصمیمگذاری یا حتی ارائه مشورت به مدیران ارشد فدراسیون فوتبال کنار رفت.
بعد از آن فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت مجید جلالی را به عنوان مدیر پیشرفت و توسعه فوتبال بالای سر تیم ملی بگذارد که دوران فعالیت او هم به یک سال نرسید و به خاطر شفاف نبودن دایره فعالیتها و تصمیماتش از سمت خود کنار رفت.
در واقع تیم ملی در شرایطی برای جام جهانی آماده شد و به این مسابقات رفت که هیچ مدیر مستقیم یا کمیتهای را بالای سر خود نمیدید که پاسخگو باشد و اینچنین بود که فدراسیون فوتبال یکی یکی راههای پاسخگویی و شفافسازی را بست تا کادرفنی و سرمربی تیم ملی را در یک حباب ایجاد شده محافظت کند و همه چیز محدود به تعریف و تمجیدهایی که هیچ گونه استدلال فنی پشت آن نبود.
این خلأ در حالی فوتبال ملی ایران را با مشکلاتی مثل همین عدم پاسخگویی و شفافسازی مواجه کرده که مثلاً در تیم ملی آلمان، رودی فولر به عنوان یک چهره موجه ورزشی با سابقه قهرمانی جهان و سرمربیگری تیم ملی، در نقش مدیر تیم ملی امور مهمی مثل انتخاب یا مشارکت در انتخاب سرمربی تیم ملی، ارتباط میان سرمربی، رئیس فدراسیون و هیأترئیسه، نظارت بر سیاستهای تیم ملی، مدیریت بحرانها، هماهنگی بین تیم ملی بزرگسالان و تیمهای پایه، نمایندگی فدراسیون در مسائل کلان تیم ملی و مشارکت در تعیین استراتژی بلندمدت تیمهای ملی را برعهده دارد و پیش میبرد.
واقعیت اینکه در کشورهای صاحب فوتبال هر تیم ملی یا مدیر دارد یا مدیر توسعه یا همان «تکنیکال دایرکتور» که افراد منتصب در این سمتهای مهم نه با تغییر سرمربی تیم ملی نه با جابهجایی ریاست فدراسیون فوتبال تغییر نمیکنند چرا که اساساً برای پیش بردن برنامههایی 8 تا 12 ساله انتخاب و مشغول به کار شدهاند و لزوماً نباید همراه و همرأی مدیران ریاست فدراسیون باشند.
فوتبال ملی ایران رودی فولر ندارد و حتی مجید جلالی هم نمیتواند اموری که باید پیش ببرد را درست و با مرزبندی مشخص انجام دهد. این نقاط ضعف زائیده ساختار ناقص فدراسیونی است که حالا، در فردای بعد از حذفهای تکراری از مرحله گروهی جام جهانی نه عذرخواهی میکند، نه شفافسازی بلد است نه اینکه پلن یا برنامه مشخصی برای بعد از حذف ارائه میکند.
انتهای پیام/
نکته مهمتر اما اینجاست که جدا از سکوت آزاردهنده این مدیران، فدراسیون فوتبال، به عنوان نهاد متولی فوتبال راههای پاسخگویی و شفافسازی را بر کادر فنی و سرمربی تیم ملی بسته است. امروز ارتباط گرفتن با هر یک از مربیان تیم ملی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد و هیچ کس تمایلی به اظهارنظر در خصوص آنچه بر تیم ملی گذشت، ندارد. شخص سرمربی تیم ملی هم کاملاً از دسترس خارج است و در بهترین حالت شاید تنها به صدا و سیما پاسخگو باشد که نمیتواند جامع باشد یا مخاطبان تیم ملی را اقناع کند.
جدا از این آنچه در شرایط فعلی لازم و ضروری به نظر میرسد حضور فرد یا افرادی فوتبالی در مناصب حساس و تعیینکننده بالای سر تیم ملی و کادر فنی آن است که باید در اینگونه مواقع بنا به مسئولیتی که دارند کادر فنی تیم ملی را مجبور به پاسخگویی یا توضیح شرایط میکردند.
واقعیت اینکه فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر حتی شده به صورت نمایشی یک کمیته فنی دور و بر تیم ملی داشت که تک تک اعضایش استعفا دادند و مشخص نشد چطور از بین رفت. حتی در مقطعی مجید جلالی بر فعالیتهای تیم ملی بزرگسالان، امید و... نظارت میکرد که او هم از منصبش کنار رفت و هیچ فردی جایگزینش نشد.
اگر واضحتر بخواهیم اشاره کنیم پس از تشکیل کمیته فنی در دوره ریاست محمد دادکان در فدراسیون فوتبال، در دوران سرمربیگری کیروش هیچ گاه کمیته فنی نداشتیم چرا که این پرتغالی رسماً رئیس فدراسیون هم بود و طبیعتاً زیر بار حرفها یا نظرات دیگران نمیرفت.
چهار سال قبل کمیته فنی با نفراتی مثل مرتضی محصص، ابراهیم قاسمپور، پرویز مظلومی، حمید استیلی، نادر عزتاللهی، علیاصغر مدیرروستا و غلامرضا جباری شکل گرفت که ظاهراً موافق برکناری دراگان اسکوچیچ قبل از جام جهانی 2022 بودند. این کمیته هیچ گاه رسماً منحل نشد اما عملاً از چرخه تصمیمگیری و تصمیمگذاری یا حتی ارائه مشورت به مدیران ارشد فدراسیون فوتبال کنار رفت.
بعد از آن فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت مجید جلالی را به عنوان مدیر پیشرفت و توسعه فوتبال بالای سر تیم ملی بگذارد که دوران فعالیت او هم به یک سال نرسید و به خاطر شفاف نبودن دایره فعالیتها و تصمیماتش از سمت خود کنار رفت.
در واقع تیم ملی در شرایطی برای جام جهانی آماده شد و به این مسابقات رفت که هیچ مدیر مستقیم یا کمیتهای را بالای سر خود نمیدید که پاسخگو باشد و اینچنین بود که فدراسیون فوتبال یکی یکی راههای پاسخگویی و شفافسازی را بست تا کادرفنی و سرمربی تیم ملی را در یک حباب ایجاد شده محافظت کند و همه چیز محدود به تعریف و تمجیدهایی که هیچ گونه استدلال فنی پشت آن نبود.
این خلأ در حالی فوتبال ملی ایران را با مشکلاتی مثل همین عدم پاسخگویی و شفافسازی مواجه کرده که مثلاً در تیم ملی آلمان، رودی فولر به عنوان یک چهره موجه ورزشی با سابقه قهرمانی جهان و سرمربیگری تیم ملی، در نقش مدیر تیم ملی امور مهمی مثل انتخاب یا مشارکت در انتخاب سرمربی تیم ملی، ارتباط میان سرمربی، رئیس فدراسیون و هیأترئیسه، نظارت بر سیاستهای تیم ملی، مدیریت بحرانها، هماهنگی بین تیم ملی بزرگسالان و تیمهای پایه، نمایندگی فدراسیون در مسائل کلان تیم ملی و مشارکت در تعیین استراتژی بلندمدت تیمهای ملی را برعهده دارد و پیش میبرد.
واقعیت اینکه در کشورهای صاحب فوتبال هر تیم ملی یا مدیر دارد یا مدیر توسعه یا همان «تکنیکال دایرکتور» که افراد منتصب در این سمتهای مهم نه با تغییر سرمربی تیم ملی نه با جابهجایی ریاست فدراسیون فوتبال تغییر نمیکنند چرا که اساساً برای پیش بردن برنامههایی 8 تا 12 ساله انتخاب و مشغول به کار شدهاند و لزوماً نباید همراه و همرأی مدیران ریاست فدراسیون باشند.
فوتبال ملی ایران رودی فولر ندارد و حتی مجید جلالی هم نمیتواند اموری که باید پیش ببرد را درست و با مرزبندی مشخص انجام دهد. این نقاط ضعف زائیده ساختار ناقص فدراسیونی است که حالا، در فردای بعد از حذفهای تکراری از مرحله گروهی جام جهانی نه عذرخواهی میکند، نه شفافسازی بلد است نه اینکه پلن یا برنامه مشخصی برای بعد از حذف ارائه میکند.
انتهای پیام/