string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

گزارش

30992
آینده را با پول نمی‌توان پیش‌خرید کرد

فوتبال چین؛ میلیاردها دلار هزینه، یک شکست بزرگ

آینده را با پول نمی‌توان پیش‌خرید کرد

فوتبال چین روزی قرار بود به یکی از قدرت‌های بزرگ جهان تبدیل شود. حمایت مستقیم دولت، سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری، حضور ستاره‌های بین‌المللی و برنامه‌های بلندپروازانه، این تصور را ایجاد کرده بود که چین در آینده‌ای نه‌چندان دور به یکی از مدعیان فوتبال جهان تبدیل خواهد شد. اما امروز، کمتر از یک دهه پس از آغاز این پروژه، بسیاری از باشگاه‌های این کشور با بحران مالی، فساد و حتی انحلال روبه‌رو شده‌اند؛ تجربه‌ای که می‌تواند برای فوتبال ایران نیز یک درس مهم باشد.
نقطه آغاز این پروژه به سال ۲۰۱۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور کنونی چین، از سه آرزوی خود برای فوتبال این کشور سخن گفت؛ صعود مستمر به جام جهانی، میزبانی این رقابت‌ها و در نهایت قهرمانی جهان. چهار سال بعد نیز دولت چین برنامه‌ای ۵۰ ماده‌ای برای توسعه فوتبال تصویب کرد. در پی اجرای این برنامه، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در فوتبال آغاز شد و شرکت‌های بزرگ چینی به خرید باشگاه‌های اروپایی و تزریق منابع مالی به لیگ داخلی روی آوردند.
نتیجه این سیاست، شکل‌گیری یکی از پرهزینه‌ترین لیگ‌های فوتبال جهان بود. ستاره‌هایی مانند کارلوس توس، اسکار، دیدیه دروگبا، نیکولا آنلکا و پائولینیو با قراردادهایی نجومی راهی لیگ چین شدند. مربیان سرشناسی همچون مارچلو لیپی و لوئیز فلیپه اسکولاری نیز هدایت باشگاه‌های چینی را بر عهده گرفتند. در آن دوران حتی مربیانی مانند آرسن ونگر و آنتونیو کونته هشدار می‌دادند که قدرت مالی چین می‌تواند بازار نقل‌وانتقالات فوتبال اروپا را دگرگون کند.
اما مشکل فوتبال چین هرگز کمبود پول نبود؛ بلکه شیوه مدیریت آن بود. دولت تلاش کرد فوتبال را همانند یک پروژه صنعتی اداره کند؛ پروژه‌ای که با دستور، برنامه‌ریزی متمرکز و اهداف از پیش تعیین‌شده به موفقیت برسد. در حالی که فوتبال برخلاف بسیاری از صنایع، بر پایه فرهنگ، رقابت، باشگاه‌های مستقل، آموزش مستمر و رشد تدریجی استعدادها شکل می‌گیرد و نمی‌توان آن را صرفاً با تزریق سرمایه مهندسی کرد.
در کنار این مسأله، فساد گسترده نیز ضربه سنگینی به فوتبال چین وارد کرد. پرونده‌های متعدد تبانی، شرط‌‌بندی و تخلفات مالی باعث شد بسیاری از باشگاه‌های سوپرلیگ با کسر امتیاز مواجه شوند و برخی حتی فصل را با امتیاز منفی آغاز کنند. همزمان، وابستگی باشگاه‌ها به شرکت‌های بزرگ اقتصادی، ساختار فوتبال این کشور را شکننده‌تر کرد.
نماد این شکست، باشگاه گوانگژو اف‌سی است؛ پرافتخارترین باشگاه تاریخ فوتبال چین که بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ هشت بار قهرمان لیگ چین و دو مرتبه قهرمان لیگ قهرمانان آسیا شد. این باشگاه با سرمایه‌گذاری شرکت ساختمانی اورگرند به قدرت اول فوتبال آسیا تبدیل شده بود، اما زمانی که این شرکت با بدهی بیش از ۳۰۰ میلیارد دلاری روبه‌رو شد، باشگاه نیز به سرعت وارد بحران شد. سرانجام گوانگژو نتوانست شرایط مالی لازم برای حضور در فصل ۲۰۲۵ را فراهم کند و رسماً منحل شد. همزمان چند باشگاه دیگر نیز به دلیل مشکلات مالی از ادامه فعالیت بازماندند.
این اتفاق نشان داد موفقیتی که بر پایه هزینه‌های غیرواقعی و منابع مالی ناپایدار بنا شود، دوام نخواهد داشت. حتی حضور بهترین مربیان و گران‌ترین بازیکنان خارجی نیز نتوانست کیفیت بازیکنان بومی چین را به شکل محسوسی افزایش دهد یا تیم ملی این کشور را به جمع قدرت‌های فوتبال جهان برساند.
برای فوتبال ایران، تجربه چین یک هشدار جدی است. فوتبال کشور ما نیز سال‌هاست با مشکلاتی مانند وابستگی باشگاه‌ها به منابع عمومی، بدهی‌های انباشته، نبود درآمد پایدار، ضعف در آکادمی‌ها و مدیریت غیرحرفه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند. اگر اصلاحات ساختاری، شفافیت مالی، توسعه فوتبال پایه و استقلال اقتصادی باشگاه‌ها در اولویت قرار نگیرد، صرف افزایش هزینه‌ها یا جذب بازیکنان و مربیان گرانقیمت نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت باشد.
فوتبال چین ثابت کرد که توسعه واقعی، نه از مسیر ولخرجی و تصمیم‌های غیرورزشی، بلکه از مسیر باشگاه‌های سالم، آکادمی‌های کارآمد، مدیریت حرفه‌ای و برنامه‌ریزی بلندمدت می‌گذرد. شاید مهم‌ترین درس این تجربه برای فوتبال ایران همین باشد؛ اینکه آینده فوتبال را نمی‌توان خرید، بلکه باید آن را ساخت.


 
انتهای پیام/
دیدگاه ها