string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

گزارش

32968
فوتبال قربانی جنجال و هیاهو!

از پرونده یاسر آسانی و اختلاف بر سر بیفوما تا تنش میان تراکتور و ملوان

فوتبال قربانی جنجال و هیاهو!

در لیگ برتر ایران، گاهی سوت پایان مسابقه نه پایان ماجرا، بلکه آغاز فصلی تازه از حاشیه‌هاست. بازیکنان زمین را ترک می‌کنند، مدیران مقابل دوربین‌ها قرار می‌گیرند، بیانیه‌ها یکی پس از دیگری منتشر می‌شوند و سرانجام پای کمیته‌های انضباطی، فدراسیون، فیفا یا کنفدراسیون فوتبال آسیا به میان می‌آید؛ گویی بخشی از رقابت دیگر در مستطیل سبز جریان ندارد و میدان تازه، راهروهای حقوقی و صفحات رسانه‌هاست؛ جایی که هر اختلاف می‌تواند به پرونده‌ای پیچیده تبدیل شود و هر ادعا، موجی از واکنش و پاسخ به راه اندازد.
پرونده یاسر آسانی که در سطح کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز مطرح شده، اختلاف بر سر بیفوما و حاشیه‌های پیرامون آن، از جمله طرح ادعاهایی درباره دوپینگ و همچنین تنش میان تراکتور و ملوان، نمونه‌هایی از فضایی هستند که در آن فوتبال ایران بیش از گذشته با منازعات حقوقی و رسانه‌ای گره خورده است. البته ماهیت، مستندات و سرانجام این پرونده‌ها یکسان نیست و درباره هرکدام باید بر اساس اسناد و تصمیم‌های مرجع صالح قضاوت کرد. با وجود این، کنار هم قرار گرفتن چنین پرونده‌هایی پرسشی جدی را پیش روی فوتبال ایران می‌گذارد: باشگاه‌ها تا چه اندازه برای احقاق حق به مسیر قانونی متکی هستند و از کجا به بعد، رسانه به ابزاری برای اعمال فشار بر رقیب تبدیل می‌شود؟
مسأله، اصل شکایت نیست. فوتبال حرفه‌ای بدون قرارداد، مقررات و سازوکارهای حل اختلاف معنا ندارد. باشگاه‌ها حق دارند از منافع خود دفاع کنند و اگر معتقدند حقی از آنها تضییع شده است، موضوع را از مسیر قانونی پیگیری کنند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که پیش از بررسی کامل اسناد و صدور رأی، فضای عمومی به دادگاهی برای محکوم کردن طرف مقابل تبدیل می‌شود؛ دادگاهی که در آن، گاهی صدور حکم رسانه‌ای مهم‌تر از رسیدن به نتیجه حقوقی به نظر می‌رسد.

حق‌خواهی یا قدرتنمایی؟
در فوتبال حرفه‌ای، شکایت ابزاری قانونی است؛ نه نشانه خصومت و نه به‌خودی‌خود دلیلی بر تخلف طرف مقابل. مدیران باشگاه‌ها در قبال منافع مجموعه خود مسئول‌اند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت در برابر هر اختلاف قراردادی یا ادعای نقض مقررات سکوت کنند. اگر باشگاهی به این نتیجه برسد که حقی از آن تضییع شده است، پیگیری موضوع در مراجع ذی‌صلاح نه‌تنها حق، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از مسئولیت مدیریتی آن به شمار می‌رود.
اما میان پیگیری حقوقی و بهره‌برداری تبلیغاتی از یک پرونده فاصله‌ای وجود دارد که همیشه به‌درستی رعایت نمی‌شود. گاهی هنوز رسیدگی آغاز نشده یا ابعاد اختلاف به‌طور کامل روشن نیست، اما مدیران از محرومیت‌های سنگین، غرامت‌های هنگفت و پیامدهای قطعی سخن می‌گویند. در چنین شرایطی، مخاطب با تصویری روبه‌رو می‌شود که در آن، نتیجه پرونده پیش از بررسی رسمی، مشخص به نظر می‌رسد.
چنین رویکردی می‌تواند این تصور را ایجاد کند که باشگاه‌ها، در کنار پیگیری حقوقی، می‌کوشند با افزایش هزینه‌های اعتباری و روانی اختلاف برای رقیب، موقعیت خود را تقویت کنند. البته تشخیص نیت واقعی مدیران از بیرون آسان نیست. ممکن است باشگاهی برای پاسخگویی به نگرانی هواداران موضع‌گیری کند یا واقعاً بر این باور باشد که اطلاع‌رسانی درباره ابعاد پرونده ضرورت دارد. با وجود این، حتی در چنین شرایطی نیز انتخاب واژه‌ها و رعایت مرز میان ادعا و واقعیت اهمیت زیادی دارد.
باشگاهی که به حقانیت خود اطمینان دارد، باید بتواند ادعایش را با اسناد، قراردادها و مقررات اثبات کند. انتشار بیانیه‌های تند و پیش‌بینی مجازات طرف مقابل، جای خالی مدرک را پر نمی‌کند. از سوی دیگر، سکوت نیز همیشه بهترین انتخاب نیست؛ به‌ویژه زمانی که اطلاعات نادرستی منتشر می‌شود یا افکار عمومی به توضیح نیاز دارد. راه درست، اطلاع‌رسانی دقیق، مستند و متناسب با مرحله رسیدگی است؛ رویکردی که هم حق باشگاه برای دفاع از منافع خود را به رسمیت می‌شناسد و هم مانع از شکل‌گیری قضاوت‌های شتاب‌زده می‌شود.
پرسش اساسی این است که آیا باشگاه‌ها حاضرند اجازه دهند مرجع قانونی درباره اختلاف تصمیم بگیرد یا می‌خواهند همزمان با طرح شکایت، نتیجه را نیز در فضای رسانه‌ای به سود خود رقم بزنند؟ طرح این پرسش به معنای زیر سؤال بردن حق اعتراض نیست بلکه یادآوری این نکته است که فرایند حقوقی باید محل اثبات ادعا باشد، نه ضمیمه‌ای برای جنگ لفظی.

فوتبال به نظم نیاز دارد، نه هیاهوی بیشتر
پرونده‌های آسانی و بیفوما و تنش میان تراکتور و ملوان، فارغ از سرانجام حقوقی هرکدام، مسأله‌ای مشترک را پیش روی فوتبال ایران قرار می‌دهند: ضرورت ایجاد نظم روشن‌تر در قراردادها، رسیدگی منسجم‌تر به اختلاف‌ها و مسئولانه‌تر شدن فضای رسانه‌ای.
اختلاف در فوتبال حرفه‌ای اجتناب‌ناپذیر است. قراردادها ممکن است محل تفسیرهای متفاوت قرار بگیرند، باشگاه‌ها ممکن است درباره تعهدات مالی اختلاف پیدا کنند و حوادث انضباطی نیز گاهی به پرونده‌هایی پیچیده تبدیل شوند. آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این اختلاف‌هاست؛ اینکه قانون و اسناد تعیین‌کننده باشند یا فشار رسانه‌ای و جدال هواداری مسیر پرونده‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.
شکایت، حق باشگاه است اما صدور حکم، وظیفه مرجع رسیدگی. مدیران می‌توانند از منافع مجموعه خود دفاع کنند، رسانه‌ها می‌توانند پرونده‌ها را پیگیری کنند و هواداران نیز حق دارند درباره مسائل تیم محبوبشان اطلاعات بخواهند. هیچ‌یک از این حقوق نباید جایگزین رسیدگی مستند و قانونی شود یا به ابزاری برای پیش‌داوری درباره طرف‌های اختلاف تبدیل شود.
اگر هر اختلاف به تهدید، هر ادعا به اتهام و هر پرونده به جنگی رسانه‌ای تبدیل شود، در نهایت همه بازنده خواهند بود؛ باشگاه‌هایی که هزینه‌های مالی و اعتباری می‌پردازند، بازیکنانی که آینده حرفه‌ای‌شان زیر سایه حاشیه‌ها قرار می‌گیرد و هوادارانی که به‌جای تماشای فوتبال، درگیر جدل‌هایی می‌شوند که گاه ماه‌ها ادامه پیدا می‌کند.
فوتبال ایران بیش از آنکه به بیانیه‌های تند و پیش‌بینی مجازات‌های سنگین نیاز داشته باشد، به قراردادهای شفاف، مشاوره حقوقی دقیق، رسیدگی به‌موقع و احترام به استقلال مراجع تصمیم‌گیرنده احتیاج دارد. زمین فوتبال باید محل رقابت تیم‌ها باشد و اختلاف‌های حقوقی نیز در مسیر قانونی خود تعیین تکلیف شوند. حق‌خواهی زمانی اعتبار واقعی پیدا می‌کند که به اسناد و مقررات تکیه داشته باشد و نتیجه آن را مرجع صالح تعیین کند، نه هیاهویی که پیش از صدور رأی، افکار عمومی را به سمت محکومیت یکی از طرفین سوق می‌دهد.

 آسانی؛ پرونده‌ای که از داخل به آسیا رسید
پرونده یاسر آسانی نمونه روشن ماجراست. او در تیرماه و پس از عدم دریافت مطالباتش ایران را ترک کرد و گفته شد قراردادش را با استقلال فسخ کرده است. چند روز بعد اما به ایران برگشت تا برای استقلال بازی کند. از همان ابتدای فصل چند باشگاه، از جمله مس شهربابک، سپاهان، نساجی و پرسپولیس و آخرین تیم چادرملو هم به حضور او در ترکیب آبی‌ها اعتراض کردند. کمیته انضباطی با استعلام از سازمان لیگ اعلام کرد فسخ قرارداد در این سازمان ثبت نشده و استقلال و بازیکن را تبرئه کرد؛ رأیی که در مراحل بعد هم تأیید شد.
اما ماجرا همین‌جا تمام نشد. پرسپولیس با ارائه مدارک تازه، از جمله سندی درباره مَندیت آسانی به ایجنتش برای مذاکره، پرونده را به کمیته استیناف برد و خواستار بررسی مکاتبات استقلال با فیفا شد. کنفدراسیون فوتبال آسیا هم از فدراسیون و استقلال، قرارداد، اسناد ثبتی، مکاتبات فسخ و مکاتبات با فیفا را خواست. فدراسیون ترجمه رأی انضباطی را فرستاد، اما این پاسخ آسیا را قانع نکرد و نامه دوم با جزئیات بیشتر آمد. طرح پرسش از سوی AFC حساسیت ماجرا را بالا برده، اما طرح پرسش با صدور حکم تخلف یکسان نیست
بیفوما؛ از قرارداد تا برچسب دوپینگ
در همین حال، ماجرای تیوی بیفوما به حاشیه‌ای جدی‌تر تبدیل شده است. نام او با اتهام دوپینگ مطرح شد؛ داستانی که پس از تماس یک فرد با ستاد ملی مبارزه با دوپینگ بالا گرفت. این فرد مدعی که اصلا هویتش مشخص نیست، اعتقاد داشت عملکرد بیفوما نسبت به فصل گذشته بهتر شده و باید از او آزمایش گرفته شود. قائم‌مقام ستاد ملی مبارزه با دوپینگ در یک برنامه تلویزیونی تأکید کرد درخواست تلفنی، غیررسمی است و نمی‌توان با یک تماس از بازیکنی نمونه گرفت. او حتی نگفت چه کسی تماس گرفته است. با این حال پرسش باقی ماند؛ چرا چنین بحثی اصلاً مطرح شد و آیا اتهام به بازیکنی که در زمین می‌درخشد، نوعی تسویه‌حساب با رقیب نیست؟ طرح درخواست آزمایش با اثبات مصرف ماده ممنوعه فاصله‌ای زیاد دارد.
دوپینگ فقط یک سوی ماجراست. بیفوما در پایان اردیبهشت ۱۴۰۴ از استقلال خوزستان به پرسپولیس پیوست. بر اساس تفاهم‌نامه‌ای سه‌جانبه، قرار بود پرسپولیس ۳۵۰ هزار دلار بپردازد تا سال دوم قرارداد بازیکن با استقلال خوزستان منتفی شود. پرسپولیس پرداخت را مشروط به استعلام از سازمان لیگ کرده، چون قرارداد دوساله بازیکن با خوزستان در این سازمان ثبت نشده بود. مدیران استقلال خوزستان مدعی‌اند پرسپولیس به تعهدش عمل نکرده، چند بار تهدید به شکایت به فیفا کردند و حالا به گفته رئیس هیئت‌مدیره‌شان، پرونده به اتاق حل اختلاف فیفا رسیده و رقم مطالبه هم بالاتر از ۳۵۰ هزار دلار اولیه مطرح می‌شود. طرف دیگر ماجرا هم بیکار ننشسته است، خود بیفوما برای دریافت مبلغ سال دوم قراردادش از استقلال خوزستان به فیفا شکایت کرده است.
در بحبوحه این هیاهو، مدیرعامل استقلال خوزستان صراحتاً گفته باشگاهش «بازیکن نمی‌خواهد، فقط پول می‌خواهد». ۳۵۰ هزار دلار برای باشگاهی که به گفته مدیرانش بازیکنانش هنوز دریافتی نداشته‌اند، رقمی حیاتی است. این یعنی ادعای باشگاه می‌تواند کاملاً واقعی و دلیل نگرانی‌اش بجا باشد. مشکل از همین‌جا شروع می‌شود؛ وقتی حق‌خواهی با رجزخوانی همراه شود، مخاطب نمی‌داند با دادخواست طرف است یا با نمایش. 
 از آسانی تا بیفوما؛ قراردادهایی که به پرونده تبدیل می‌شوند
پرونده‌های مرتبط با بازیکنان خارجی و اختلاف‌های قراردادی، بار دیگر اهمیت نظم حقوقی در فوتبال ایران را برجسته کرده‌اند. حضور بازیکنان خارجی برای باشگاه‌ها تنها به معنای تقویت فنی تیم نیست؛ مجموعه‌ای از تعهدات مالی، قراردادی و اداری نیز همراه آن شکل می‌گیرد که کوچک‌ترین ابهام در آن‌ها می‌تواند به اختلافی پرهزینه تبدیل شود.
 در پرونده یاسر آسانی، بازتاب رسانه‌ای موضوع و گزارش‌هایی درباره پیگیری آن در سطح کنفدراسیون فوتبال آسیا، بار دیگر توجه‌ها را به ضرورت روشن بودن وضعیت قراردادی بازیکنان و مقررات مرتبط جلب کرده است. در ماجرای بیفوما نیز اختلاف‌ها و ادعاهای مطرح‌شده، از جمله موضوعاتی که در رسانه‌ها درباره دوپینگ عنوان شده، فضای پرونده را پیچیده‌تر کرده است. با این حال، باید میان طرح ادعا، آغاز رسیدگی و صدور رأی نهایی تفاوت گذاشت. هیچ‌یک از این مراحل به‌تنهایی جایگزین اثبات تخلف نیست.
همین تمایز در پرونده‌های بین‌المللی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اختلاف ممکن است به مقرراتی وابسته باشد که باشگاه‌ها، بازیکنان و واسطه‌های قراردادی باید از آن‌ها اطلاع داشته باشند. گاهی مسئله به تفسیر یک بند قرارداد مربوط می‌شود، گاهی وضعیت ثبت یا فسخ قرارداد محل اختلاف است و گاهی نیز طرفین درباره تعهدات مالی یا تشریفات اداری برداشت یکسانی ندارند. هرکدام از این موارد مسیر رسیدگی خاص خود را دارد و نمی‌توان بدون بررسی اسناد، درباره نتیجه آن‌ها حکم قطعی صادر کرد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، پرسش از چگونگی شکل‌گیری اختلاف‌هاست. آیا قراردادها پیش از امضا به‌دقت بررسی می‌شوند؟ آیا وضعیت ثبت، تمدید و فسخ آن‌ها برای همه طرف‌ها روشن است؟ آیا باشگاه‌ها از مشاوره حقوقی تخصصی برخوردارند؟ و آیا سازوکاری قابل اتکا برای استعلام و تأیید اطلاعات قراردادی وجود دارد؟
اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، احتمال تکرار اختلاف‌ها افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، هر باشگاه روایت خود را مطرح می‌کند و هواداران نیز بر اساس اطلاعات ناقص یا گزینشی به قضاوت می‌رسند. در نهایت، پرونده‌ای که باید با بررسی چند سند و اجرای مقررات تعیین تکلیف شود، به موضوعی چندلایه در رسانه‌ها تبدیل می‌شود.
  تراکتور و ملوان؛ وقتی اختلاف از زمین فراتر می‌رود
ماجرای تراکتور و ملوان نیز از زاویه‌ای دیگر اهمیت دارد. این بار، موضوع تنها اختلاف قراردادی یا مطالبه مالی نیست؛ رفتار تماشاگران، اعتراض بازیکنان و نحوه مدیریت مسابقه نیز در مرکز بحث قرار گرفته‌اند. چنین پرونده‌هایی نشان می‌دهند که حاشیه‌های فوتبال ایران محدود به قراردادها نیست و گاهی مسائل انضباطی و اجتماعی نیز به منازعاتی گسترده میان باشگاه‌ها تبدیل می‌شوند.
در این موارد، نخستین وظیفه نهادهای مسئول آن است که اتفاقات را با اتکا به شواهد بررسی کنند. روایت باشگاه‌ها، اظهارات بازیکنان، گزارش ناظر و داور و مستندات صوتی و تصویری، هرکدام می‌توانند بخشی از واقعیت را روشن کنند. اما هیچ‌کدام نباید بدون بررسی در جایگاه حکم نهایی قرار بگیرند.
مشکل زمانی آغاز می‌شود که اختلاف بر سر ماهیت حادثه، جای خود را به اتهام‌زنی متقابل می‌دهد. هر طرف ممکن است برای دفاع از موضع خود بر بخشی از ماجرا تأکید کند و بخش دیگری را نادیده بگیرد. در این وضعیت، فضای رسانه‌ای به‌جای کمک به روشن شدن حقیقت، به میدان تقابل روایت‌ها تبدیل می‌شود.
 نهاد انضباطی باید بتواند مستقل از فشار باشگاه‌ها و هیجان هواداران، درباره مسئولیت‌ها تصمیم بگیرد. اگر تخلفی اثبات شود، برخورد باید متناسب و مستند باشد؛ اگر ادعایی اثبات نشود، این موضوع نیز باید با توضیح روشن اعلام شود. آنچه به اعتبار فوتبال لطمه می‌زند، صرف وجود اختلاف نیست؛ بلکه ابهام طولانی، تصمیم‌های غیرشفاف و برداشت‌هایی است که از نبود اطلاعات دقیق شکل می‌گیرند.
  بهای سنگین اختلاف‌ها
هر پرونده حقوقی هزینه دارد؛ از دستمزد وکلای متخصص و تهیه اسناد گرفته تا ترجمه مدارک، هزینه‌های دادرسی و پیگیری موضوع در نهادهای داخلی و بین‌المللی. این هزینه‌ها در مواردی که حق باشگاه واقعاً تضییع شده باشد، می‌تواند اجتناب‌ناپذیر باشد. اما وقتی اختلاف‌های مشابه به‌طور مکرر شکل می‌گیرند، دیگر نمی‌توان تنها به هزینه رسیدگی نگاه کرد؛ باید درباره هزینه پیشگیری نکردن نیز پرسید.
باشگاه‌هایی که با بدهی، محدودیت نقدینگی و تعهدات مالی سنگین مواجه‌اند، نمی‌توانند نسبت به هزینه‌های حقوقی بی‌تفاوت باشند. هر پرونده طولانی، علاوه بر هزینه مستقیم، زمان مدیران و کارکنان را نیز می‌گیرد و ممکن است بر برنامه‌ریزی ورزشی، جذب بازیکن و ثبات تیم تأثیر بگذارد. اگر اختلاف به پرداخت غرامت یا محرومیت منجر شود، پیامدهای آن می‌تواند از محدوده یک پرونده فراتر برود.
البته نباید از هزینه‌های حقوقی به این نتیجه رسید که باشگاه‌ها بهتر است از شکایت صرف‌نظر کنند. چنین برداشتی می‌تواند زمینه تضییع حقوق را فراهم کند. مسئله اصلی، کاهش اختلاف‌های قابل پیشگیری و افزایش دقت در تصمیم‌هایی است که پیش از امضای قرارداد گرفته می‌شوند.
 قراردادهای دقیق، بررسی حقوقی پیش از امضا، ثبت به‌موقع اطلاعات و تعیین روشن شرایط فسخ و تمدید، ابزارهایی هستند که می‌توانند احتمال بروز اختلاف را کاهش دهند. همچنین، باشگاه‌ها باید از همان ابتدا درباره تعهدات مالی و اداری خود تصویر روشنی داشته باشند تا در میانه فصل، اختلاف بر سر مفاد قرارداد به بحرانی تازه تبدیل نشود.
 رسانه‌ها؛ میان اطلاع‌رسانی و صدور حکم
در این میان، رسانه‌ها نیز مسئولیتی مهم بر عهده دارند. مخاطب حق دارد بداند میان باشگاه‌ها چه اختلافی شکل گرفته، چه ادعاهایی مطرح شده و پرونده در چه مرحله‌ای قرار دارد اما این حق اطلاع‌رسانی نباید بهانه‌ای برای تبدیل اتهام به واقعیت یا پیش‌بینی مجازات به حکم قطعی باشد.
تفاوت میان این دو جمله ساده است، اما پیامد آن‌ها می‌تواند بسیار متفاوت باشد، «باشگاه از بازیکن یا رقیب شکایت کرده است» با «تخلف بازیکن یا باشگاه ثابت شده است» یک معنا ندارد. به همین ترتیب، طرح اتهام دوپینگ، آغاز بررسی یا انتشار یک گزارش رسانه‌ای، به‌خودی‌خود اثبات‌کننده تخلف نیست.
در موضوعات حساس، انتخاب تیتر و نحوه تنظیم خبر می‌تواند بر برداشت عمومی اثر بگذارد. اگر ادعای یک طرف بدون اشاره روشن به مرحله پرونده منتشر شود، مخاطب ممکن است آن را نتیجه نهایی تلقی کند. اگر پاسخ طرف مقابل نیز بدون بررسی به‌عنوان حقیقت پذیرفته شود، رسانه به‌جای روشن کردن ماجرا، به تقویت روایت‌های متضاد کمک کرده است.
رسانه حرفه‌ای باید میان خبر، ادعا، تحلیل و رأی رسمی مرز روشنی نگه دارد. این کار نه به معنای بی‌طرفی در برابر تخلف، بلکه لازمه اطلاع‌رسانی مسئولانه است. همان‌طور که باشگاه حق دارد از منافع خود دفاع کند، طرف مقابل نیز حق دارد پیش از صدور رأی، از قضاوت قطعی و آسیب‌های ناشی از اتهام‌های اثبات‌نشده مصون بماند.

 

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های گزارش