string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمد قراگزلو

محمد قراگزلو

فوتبال ایران

33041
تارتار و ضعف مشهود در کوچینگ حین بازی

از همان چیزی که می‌ترسیدیم اتفاق افتاد

تارتار و ضعف مشهود در کوچینگ حین بازی

پرسپولیس دومین باخت را در 10 هفته ابتدایی متحمل شد تا با وجود موقعیت خوبش در جدول تردیدهایی که قبل از فصل در ذهن هواداران و علاقه‌مندان به این تیم درباره موفقیت مهدی تارتار وجود داشت و البته طی مقطع ابتدایی فصل کمرنگ شده بود دوباره از گور سر برآورده و همه به این فکر کنند که آیا این تیم با چنین اسکواد قدرتمندی می‌تواند مدعیان دیگر را کنار زده و به قهرمانی دست یابد؟
 
ریتم مناسب نیمه نخست با وجود بدشانسی
پرسپولیس شروع نسبتاً خوبی مقابل فولاد داشت اما از همان ابتدا با نوع پرس و شدت بازی تیم حریف مشخص بود برخلاف سه چهار بازی قبلی از جهت تحت فشار گذاشتن تیم مقابل و خلق موقعیت کار راحتی نخواهد داشت. البته که جایگاه فولاد در جدول و کیفیت این تیم در هفته‌های اخیر مشخص کرده بود پیروزی مقابل تیمی که می‌خواهد مدعی باشد حتی در خانه راحت نیست اما شاید هواداران تصور می‌کردند پرسپولیس با این اسکواد قادر به شکست حریفش هست و می‌تواند روی این سه امتیاز حساب باز کند.
آسیب‌دیدگی اورونوف و ابرقویی قبل از بازی با توجه به کیفیت بازیکنان روی نیمکت اتفاق تلخی نبود اما مصدومیت محمد خدابنده‌لو به عنوان قلب تپنده تیم تارتار ضربه بزرگی به این تیم قبل از دقیقه 20 وارد کرد. با وجود این ریتم پرسپولیس در نیمه نخست قابل قبول بود و با در نظر گرفتن سازماندهی دفاعی فولاد سرخ‌ها سه چهار باری به این دیوار زرد نفوذ کردند.
موقعیت دقیقه 14 بازی با نفوذ خدابنده‌لو و ضربه والی نهایی علیپور منجر به دفع توپ لک شد. شانس دوم با یک کرنر به دست آمد که کرنر بیفوما را ایری روی تیر یک قطع کرد. موقعیت سوم با پرس عالی علیپور به دست آمد اما ضربه پورعلی راهی به دروازه نیافت و کرنر به دست آمد. آخرین موقعیت نیمه نخست هم نصیب محمدمهدی محبی شد که ضربه نهایی‌اش را دقیق نزد.
در مجموع پرسپولیس برخلاف بازی‌های قبلی خانگی‌اش نیمه اول فوق‌العاده‌ای را پشت سر نگذاشت اما با در نظر گرفتن توانمندی‌های فولاد، ضرباهنگ تیم در انجام کارهای ترکیبی و تحت فشار گذاشتن حریف قابل قبول بود، کما اینکه سه چهار موقعیت نصفه‌ونیمه گلزنی هم خلق شد. در عین حال سازمان دفاعی تیم تارتار هم با وجود تغییر در هسته مرکزی و زوجی که برای نخستین‌بار تشکیل شده بود، عملکرد مناسبی داشت و فولاد موفق نشد موقعیتی خلق کند.
 
تغییرات بی‌نتیجه نیمه دوم
اما داستان نیمه دوم داستان متفاوتی است چرا که بررسی نمایش پرسپولیس در این نیمه نشان می‌دهد کیفیت فنی تیم در فاز حمله نه تنها بهبود نیافته بلکه ضعیف‌تر شده و در فاز دفاع هم با تنها حمله جدی تیم دروازه‌اش را باز شده دیده است.
تارتار نیمه دوم را با یک تغییر شروع کرد و شهرآبادی را از زمین بیرون کشید و ابوالفضل جلالی را جایگزین او کرد. با این تعویض، تیکدری از دفاع چپ به پست هافبک راست رفت تا محبی پست مهاجم بازی کند اما عملاً این تغییر جواب نداد و تیم در فاز حمله دچار گیجی و بی‌برنامگی عجیبی شد. این تغییرات در حالی صورت گرفت که شهرآبادی در نیمه نخست تحرک بسیاری در خط حمله داشت و خط دفاع حریف را به شدت تحت فشار می‌گذاشت ضمن اینکه همکاری بیفوما و تیکدری در جناح چپ این کانال را راه انداخته بود. در نقطه مقابل محبی در پست مهاجم سایه کاری از پیش نبرد، همان‌طور که جلالی تا پایان مسابقه عنصری ناکارآمد در فاز حمله بود و نتوانست در آن جناح کاری از پیش ببرد، به‌طوری که بیفوما هم تا حد زیادی از بازی خارج و تارتار مجبور شد تعویضش کند.
فقط 20 دقیقه از نیمه دوم گذشت که مشخص شد تغییر بین دو نیمه تغییر درستی نبوده یا حداقل اینکه جواب نداده است. به همین خاطر صادقی جای بیفوما را در پست هافبک چپ گرفت و سرگیف جانشین تیکدری شد تا محبی که بازیکن مورد علاقه تارتار به حساب می‌آید به پست هافبک راست برگردد و سرگیف در خط حمله نزدیک علیپور باشد.
با وجود این تغییرات پرسپولیس در فاز حمله اصلاً شدت و تمرکز لازم را نداشت و تنها یک بار سرگیف در موقعیت گلزنی قرار گرفت که خلق این موقعیت نیز نه از پی تحت فشار گذاشتن فولاد بلکه با یک کار سه‌نفره در زمین حریف و استفاده از پرس مناسب، کار ترکیبی درست و خلاقیت محبی در ارسال پاس نهایی به دست آمد که البته به سادگی هم از دست رفت. در واقع سرگیف با این کیفیت ضربه آخر در چنین موقعیت مهم و خطیری نشان داد این تغییر تارتار هم تغییر درست و مناسبی نبوده و مهاجم ازبک نه تنها به کیفیت خط حمله چیزی نیفزوده بلکه از انجام وظیفه اصلی‌اش در بهترین موقعیت عاجز مانده است.
 
تعویض پنجمی که عملاً سوخت
اما تغییر پنجم عجیب‌ترین نکته بود. در حالی که پرسپولیس بدون اورونوف و بیفوما با کمترین میزان خلاقیت در فاز حمله دنبال خلق موقعیت بود و مشخصاً با محبی تنها در حوالی دروازه حریف به جایی نمی‌رسید، تعویض پنجم به جابه‌جایی دو مدافع میانی اختصاص یافت در حالی که محمد عمری و امیرحسین محمودی به عنوان دو گزینه تهاجمی و خلاق روی نیمکت حضور داشتند و می‌شد از آنها به عنوان آخرین تیر ترکش استفاده کرد. زارع جای کنعانی را در قلب دفاع گرفت چرا که به نظر می‌رسید کنعانی بعد از مصدومیتی طولانی چون به یکباره فیکس شده شرایط بدنی لازم برای پایان بردن بازی را ندارد.
در واقع همان‌طور که تعویض اول با مصدومیت خدابنده‌لو و از سر بدشانسی سوخت، یک تعویض دیگر نیز با اشتباه کادر فنی در بازی دادن به کنعانی در ترکیب اصلی -به نظر نمی‌رسید زارع مصدوم باشد- سوخت و به جای آنکه در 20-15 دقیقه پایانی تارتار از اسکواد پروپیمانش در جهت تقویت خط حمله استفاده کند برای ترمیم ساختار دفاعی استفاده کرد.
 
فرضیه‌ای که دوباره مطرح شد
این اتفاقات در نهایت شرایطی را رقم زد که فولاد بدون موقعیت گل در این بازی برنده باشد و با اینکه هنوز چیزی از دست نرفته اما پرسش‌های قبلی در مورد تارتار و کادر فنی پرسپولیس به شکل جدی‌تر و با صدای بلندتری تکرار می‌شود.
 قبلاً این فرضیه وجود داشت که تارتار اگر بتواند رختکن تیم را کنترل کند، تیم را متحد نگه دارد و اجازه ورود حواشی به تیم را ندهد، با این اسکواد می‌تواند در پرسپولیس نتیجه بگیرد و حتی قهرمان شود. در عین حال این پرسش به عنوان مؤلفه آخر لازمه تکمیل قطعات پازل بود و آن اینکه موفقیت در نهایت به شرطی به دست می‌آید که در بازی‌های نزدیک، پرفشار و دشوار، تارتار و کادرش در موضوع کوچینگ حین بازی توانمندی داشته باشند که حالا با نشانه‌های بروز یافته در دیدار مقابل فولاد و در نظر گرفتن روند نزولی تیم در بیشتر نیمه‌های دوم 10 بازی این فصل، نقض این فاکتور قوت یافته و به عنوان مهم‌ترین نقطه ضعف این کادر شناخته می‌شود.
انتهای پیام/
دیدگاه ها