اخبار
33277
برای تیمی که پیشبینیها را باطل کرد
امضای سهراب پشت صبر و آرامش استقلال
برای اینکه بیشتر به عمق ماجرهای امروز استقلال پی ببریم، باید به روزهای پیش از آغاز فصل بیستوششم لیگ برتر بازگردیم؛ ایامی که استقلال با کمترین امید ممکن و بدون آنکه مجوز جذب حتی یک بازیکن را داشته باشد، خود را برای ورود به مسابقات آماده میکرد. شرایطی که شاید کمتر تیمی در فوتبال حرفهای بتواند با آن کنار بیاید، اما استقلال ناچار بود با همین وضعیت به استقبال فصل جدید برود.
در آن روزها وقتی مسئولان باشگاه استقلال اعلام کردند که با وجود بسته بودن قطعی پنجره نقل و انتقالات سهراب بختیاریزاده سکان هدایت این تیم را در فصل جدید بر عهده خواهد داشت برخی بر این باور بودند که این انتخاب بیش از آنکه حاصل یک تصمیم فنی یا شایستگی باشد، از سر ناچاری صورت گرفته است.
کمتر مربی نامداری حاضر میشد مسئولیت تیمی را بپذیرد که حتی امکان جذب یک بازیکن جدید را ندارد و باید با همان داشتههای محدود خود وارد رقابتهای سنگین لیگ برتر شود.
طبیعی بود که چنین انتخابی ریسک بزرگی به همراه داشته باشد. استقلال تیمی بود که شرایط مطلوبی نداشت و سهراب نیز در ذهن منتقدانش بیشتر با چند دوره حضور و جدایی بهعنوان سرمربی موقت شناخته میشد.
حتی در مقاطعی که او هدایت استقلال را بر عهده داشت، تردیدهای زیادی درباره تواناییاش برای ساختن یک تیم قدرتمند وجود داشت.
پس از برکناری ریکاردو ساپینتو نیز با وجود صدرنشینی استقلال این اعتقاد وجود داشت که بختیاریزاده صرفاً هدایت تیمی را بر عهده گرفته که شاکله آن توسط سرمربی قبلی ساخته شده است.
اما همه این استدلالها با نتایج امروز باطل شد و سهراب با استقلالی که بدون خرید جدید، فصل را آغاز کرده بود به ستیز با رقبا رفت. در واقع، او نخستین مربی تاریخ باشگاه استقلال بود که در چنین شرایطی مسئولیت هدایت تیم را پذیرفت؛ تیمی که قرار بود علاوه بر لیگ برتر، در رقابتهای لیگ نخبگان آسیا نیز به میدان برود.
در آن مقطع، پیشبینیها چندان امیدوارکننده نبود. بسیاری براین باور بودند نه از سهراب کاری ساخته است و نه بازیکنان استقلال توانایی عبور از این شرایط دشوار را دارند. حتی درباره کیفیت نفرات موجود نیز تردیدهای فراوانی مطرح میشد.
پیش از شروع فصل کمتر کسی روی فرعباسی حساب ویژهای باز میکرد. آقاسی نیز پس از پشت سر گذاشتن فصلهایی نهچندان موفق، با تردیدهای زیادی مواجه بود. قلیزاده، اسلامی، سحرخیزان و کوشکی نیز در نگاه بسیاری از کارشناسان، بازیکنانی نبودند که بتوانند به سرعت به مهرههای تعیینکننده استقلال تبدیل شوند.
از سویی انتظار چندانی نیز از گودرزی در جناح چپ وجود نداشت و کمتر کسی تصور میکرد امیرمحمد رزاقینیا بتواند به این سرعت به بلوغ و پختگی لازم برسد.
تصور عمومی بر این بود که استقلال تنها به یاسر آسانی تکیه خواهد کرد. دیگر بازیکنان خارجی تیم نیز با توجه به فراز و نشیبهای گذشته، چندان قابل اتکا به نظر نمیرسیدند. آشورماتوف و ماشاریپوف از جمله نفراتی بودند که کیفیت فنیشان مورد توجه قرار داشت، اما درباره میزان آمادگی و تأثیرگذاری آنها در استقلال تردیدهایی وجود داشت.
با همه این بدبینیها اما امروز تصویر دیگری از مجموعه استقلال پدید آمده است.
مجموعهای از بازیکنانی که در ابتدای فصل چندان مورد اعتماد نبودند، حالا به مهرههایی کارآمد و تأثیرگذار تبدیل شدهاند؛ بازیکنانی که حالا تحسین کارشناسان فوتبال آسیا را نیز به دنبال داشتهاند.
به واقع سهراب بختیاریزاده توانست در شرایطی که بسیاری از مربیان احتمالاً به سرعت تحت تأثیر فشارها قرار میگرفتند، آرامش خود را حفظ کند. او به جای آنکه با هر نتیجه نامطلوب دچار تغییرات شتابزده شود، به داشتههای خود اعتماد کرد و برای ساختن تیمی هماهنگ زمان گذاشت.
شاید مهمترین ویژگی سهراب در این مسیر، آرامش ذاتی و صبر درونیاش باشد.
او به بازیکنانش فرصت داد تا خود را پیدا کنند، به نفرات جوان اعتماد کرد و اجازه داد مجموعهای که در ابتدای فصل چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسید به تدریج به تیمی منسجم تبدیل شود.
استقلال امروز را باید محصول همین صبر دانست؛ محصول توداری، اعتماد و تلاش بیوقفه سرمربیای که در سختترین شرایط ممکن مسئولیت را پذیرفت و به جای تسلیم شدن در برابر پیشبینیها مسیر را پیمود.
سهراب بختیاریزاده شاید در ابتدای فصل انتخابی ناگزیر به نظر میرسید، اما حالا به یک برند تبدیل شده است. در حقیقت این استقلال داستان صبر سهراب است؛ داستان مربیای که به جای هیاهو، کار کرد و به جای وعده دادن حرفهای رفتار کرد.
امضای سهراب پشت این استقلال است. تردید نکنید.
انتهای پیام/
در آن روزها وقتی مسئولان باشگاه استقلال اعلام کردند که با وجود بسته بودن قطعی پنجره نقل و انتقالات سهراب بختیاریزاده سکان هدایت این تیم را در فصل جدید بر عهده خواهد داشت برخی بر این باور بودند که این انتخاب بیش از آنکه حاصل یک تصمیم فنی یا شایستگی باشد، از سر ناچاری صورت گرفته است.
کمتر مربی نامداری حاضر میشد مسئولیت تیمی را بپذیرد که حتی امکان جذب یک بازیکن جدید را ندارد و باید با همان داشتههای محدود خود وارد رقابتهای سنگین لیگ برتر شود.
طبیعی بود که چنین انتخابی ریسک بزرگی به همراه داشته باشد. استقلال تیمی بود که شرایط مطلوبی نداشت و سهراب نیز در ذهن منتقدانش بیشتر با چند دوره حضور و جدایی بهعنوان سرمربی موقت شناخته میشد.
حتی در مقاطعی که او هدایت استقلال را بر عهده داشت، تردیدهای زیادی درباره تواناییاش برای ساختن یک تیم قدرتمند وجود داشت.
پس از برکناری ریکاردو ساپینتو نیز با وجود صدرنشینی استقلال این اعتقاد وجود داشت که بختیاریزاده صرفاً هدایت تیمی را بر عهده گرفته که شاکله آن توسط سرمربی قبلی ساخته شده است.
اما همه این استدلالها با نتایج امروز باطل شد و سهراب با استقلالی که بدون خرید جدید، فصل را آغاز کرده بود به ستیز با رقبا رفت. در واقع، او نخستین مربی تاریخ باشگاه استقلال بود که در چنین شرایطی مسئولیت هدایت تیم را پذیرفت؛ تیمی که قرار بود علاوه بر لیگ برتر، در رقابتهای لیگ نخبگان آسیا نیز به میدان برود.
در آن مقطع، پیشبینیها چندان امیدوارکننده نبود. بسیاری براین باور بودند نه از سهراب کاری ساخته است و نه بازیکنان استقلال توانایی عبور از این شرایط دشوار را دارند. حتی درباره کیفیت نفرات موجود نیز تردیدهای فراوانی مطرح میشد.
پیش از شروع فصل کمتر کسی روی فرعباسی حساب ویژهای باز میکرد. آقاسی نیز پس از پشت سر گذاشتن فصلهایی نهچندان موفق، با تردیدهای زیادی مواجه بود. قلیزاده، اسلامی، سحرخیزان و کوشکی نیز در نگاه بسیاری از کارشناسان، بازیکنانی نبودند که بتوانند به سرعت به مهرههای تعیینکننده استقلال تبدیل شوند.
از سویی انتظار چندانی نیز از گودرزی در جناح چپ وجود نداشت و کمتر کسی تصور میکرد امیرمحمد رزاقینیا بتواند به این سرعت به بلوغ و پختگی لازم برسد.
تصور عمومی بر این بود که استقلال تنها به یاسر آسانی تکیه خواهد کرد. دیگر بازیکنان خارجی تیم نیز با توجه به فراز و نشیبهای گذشته، چندان قابل اتکا به نظر نمیرسیدند. آشورماتوف و ماشاریپوف از جمله نفراتی بودند که کیفیت فنیشان مورد توجه قرار داشت، اما درباره میزان آمادگی و تأثیرگذاری آنها در استقلال تردیدهایی وجود داشت.
با همه این بدبینیها اما امروز تصویر دیگری از مجموعه استقلال پدید آمده است.
مجموعهای از بازیکنانی که در ابتدای فصل چندان مورد اعتماد نبودند، حالا به مهرههایی کارآمد و تأثیرگذار تبدیل شدهاند؛ بازیکنانی که حالا تحسین کارشناسان فوتبال آسیا را نیز به دنبال داشتهاند.
به واقع سهراب بختیاریزاده توانست در شرایطی که بسیاری از مربیان احتمالاً به سرعت تحت تأثیر فشارها قرار میگرفتند، آرامش خود را حفظ کند. او به جای آنکه با هر نتیجه نامطلوب دچار تغییرات شتابزده شود، به داشتههای خود اعتماد کرد و برای ساختن تیمی هماهنگ زمان گذاشت.
شاید مهمترین ویژگی سهراب در این مسیر، آرامش ذاتی و صبر درونیاش باشد.
او به بازیکنانش فرصت داد تا خود را پیدا کنند، به نفرات جوان اعتماد کرد و اجازه داد مجموعهای که در ابتدای فصل چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسید به تدریج به تیمی منسجم تبدیل شود.
استقلال امروز را باید محصول همین صبر دانست؛ محصول توداری، اعتماد و تلاش بیوقفه سرمربیای که در سختترین شرایط ممکن مسئولیت را پذیرفت و به جای تسلیم شدن در برابر پیشبینیها مسیر را پیمود.
سهراب بختیاریزاده شاید در ابتدای فصل انتخابی ناگزیر به نظر میرسید، اما حالا به یک برند تبدیل شده است. در حقیقت این استقلال داستان صبر سهراب است؛ داستان مربیای که به جای هیاهو، کار کرد و به جای وعده دادن حرفهای رفتار کرد.
امضای سهراب پشت این استقلال است. تردید نکنید.
انتهای پیام/