روایت ایران آنلاین از تولد تا مرگ یکی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار در عرصه ادبیات معاصر ایران؛

۱۸ نکته که باید در مورد جلال آل احمد بدانید

صفیه رجایی هرندی

صفیه رجایی هرندی

فرهنگ

118833
۱۸ نکته که باید در مورد جلال آل احمد بدانید

امروز ۱۸ شهریور مصادف با پنجاه و ششمین سالروز درگذشت یکی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار در عرصه ادبیات معاصر ایران است. در این مطلب به ۱۸ نکته از زندگی او اشاراتی داشتیم که می‌خوانید

صفیه رجائی - ایران آنلاین: " قدیمی‌ها راست گفته‌اند که اگر دلتان گرفت، بروید سراغ اموات. ولی این فقط سراغ اموات رفتن بوده است یا گذری به سنّت ملموس و به گذشته‌ی موجود؟ و به اجداد و ابدیت در خاک؟ و خود را با همه‌ی غم‌های گذرا و حقیر در قبال آن‌همه هیچی، کوچک دیدن و فراموش کردن؟" این جمله، بخشی از کتاب سنگی بر گوری نوشته جلال آل احمد است.

جلال آل‌احمد، یکی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار در عرصه ادبیات معاصر ایران، نه تنها نویسنده‌ای توانمند، بلکه مترجم و منتقد ادبی نیز بود. او که همسر سیمین دانشور، نویسنده و مترجم نام‌آشنای ایرانی، بود، در طول دوران فعالیت ادبی خود با خلق آثاری ماندگار مانند «نون والقلم»، «از رنجی که می‌بریم»، «مدیر مدرسه» و «زن زیادی»، نقشی کلیدی در جنبش روشنفکری و ادبیات ایران ایفا کرد. آثار او همواره بازتابی از دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی زمان خود بوده و تأثیری عمیق بر نسل‌های پس از خود گذاشته است.

امروز ۱۸ اسفند مصادف با پنجاه و ششمین سالروز درگذشت شهیر کشورمان است به همین بهانه نگاهی انداخته‌ایم به زندگی او که در ادامه می‌خوانید:

تولد: جلال آل احمد فرزند سید احمد حسینی طالقانی ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدر و عمویش از مذهبیون نامی آن زمان بودند و پدر جلال آل‌ احمد بر حسب اعتقادات و همچنین آمیخته شدن مذهب با تمامی ابعاد زندگی خانوادگی‌شان، تمایل داشت پسرش نیز راه او را ادامه دهد و جایگزینی به‌حق برای پدر باشد.

تحصیل و ورود به بازار کار: جلال آل‌احمد پس از تمام‌کردن دوره دبستان به خواست پدرش از درس‌خواندن بازماند؛ زیرا پدرش نظر مساعدی دربارهٔ تحصیل در دبیرستان نداشت و وی را برای آموختن علوم حوزوی به مدرسه مروی فرستاد. وی ضمن تحصیل در حوزه، برای کار وارد بازار ساعت‌سازی و سیم‌کشی شد و همچنین به‌دور از چشم پدر در کلاس‌های شبانه دارالفنون به تحصیل پرداخت و دوره دبیرستان را به پایان برد

عزیمت به نجف: در سال ۱۳۲۲ جلال در بیست‌سالگی برای ادامه تحصیل حوزوی راهی نجف اشرف فرستاده می‌شود تا درس طلبگی بیاموزد و به نوعی راه پدرش را ادامه دهد، اما وی پس از سه ماه توقف که پیش برادرش سیدمحمدتقی بود برگشت و حوزه را ترک کرد.

تحصیل در دانشسرای عالی تهران: سال ۱۳۲۲ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل گشت. او تحصیل را در دوره دکترای ادبیات فارسی نیز ادامه داد اما در اواخر تحصیل از ادامه آن صرف نظر کردو به تدریس در هنرستان هنرهای زیبای پسران تهران پرداخت.

پیوستن به حزب توده: در سال ۱۳۲۳ به حزب توده پيوست و در مدتي كم‌تر چهارسال در رديف رهبران حزب قرار گرفت.

قدم به دنیای نویسندگی: در سال ۱۳۲۴ با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعه "دید و بازدید" به چاپ رسید. آل احمد در نوروز سال ۱۳۲۴ برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد.

استخدام در آموزش و پرورش: در سال ۱۳۲۶ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبری خلیل ملکی و ۱۰ تن دیگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبری حزب و مشی آن انتقاد می کردند و نمی توانستند بپذیرند که یک حزب ایرانی، آلت دست کشور بیگانه باشد. در این سال با همراهی گروهی از همفکرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند.

جدایی از حزب توده: آل‌احمد هنگام فعالیت با عدم صداقت رهبران این حزب روبرو می‌شود که نهایتاً تحت تاثیر خلیل ملکی و اسحاق اپریم و به اتفاق انور خامه‌ای و تعدادی دیگر از دوستان خویش در آذر ۱۳۲۶ از حزب توده انشعاب می‌کنند. و "حزب سوسیالیست توده ایران" مرکب از انشعابیون اعلام موجودیت کرد؛ اما این حزب جدید نیز به واسطه تبلیغات سنگین رادیو مسکو علیه انشعابیون بیش از دو ماه دوام نیاورد و منحل شد آل‌احمد راهی جز گریختن و در خلوت گریستن نیافت.

ازدواج با سیمین دانشور: در دوران دانشگاه، جلال آل احمد علاقه‌ای به سیمین دانشور پیدا کرده و قصد ازدواج با او را داشت. سرانجام آن‌ها در سال ۱۳۲۸ ازدواج کردند اما هرگز دارای فرزند نشدند.

عضویت در حزب زحمتکشان: در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت (۱۳۲۹-۱۳۳۲ش) بار دیگر به فعالیت سیاسی پرداخت. بعد از اخراج خلیل ملکی و یارانش از حزب توده، آنان حزب زحمتکشان ملت ایران را بنیان نهادند و هفته‌نامه نیروی سوم به روزنامه سیاسی و خبری حزب تبدیل شد و مجله ماهانه علم و زندگی نشریه تئوریک حزب گردید که سردبیر دوره اول آن آل‌احمد بود؛ اما در اردیبهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف نظر با دیگر رهبران نیروی سوم از آنها کناره گرفت.

فعالیت در نیروی سوم: در سال ۱۳۳۱ در تأسیس «نیروی سوم» به رهبری خلیل ملکی و انتشار مجله علم و زندگی، ارگان این سازمان، همکاری کرد و مدتی نیز ریاست کمیته تبلیغاتی «نیروی سوم» را بر عهده داشت. در اردیبهشت ۱۳۳۲ش از نیروی سوم نیز کناره گرفت، ولی دوستی خود را با برخی از افراد آن گروه حفظ کرد.

آل‌احمد در کودتای ۲۸ مرداد: در آخرین روزهای سال ۱۳۳۲ یعنی نهم اسفندماه آن هنگام که اوباش به سرکردگی شعبان جعفری به بهانه ممانعت از عزیمت شاه به خارج قصد جان مصدق را کرده و به منزل او حمله‌ور شدند، آل‌احمد به تحریک و تهییج کسانی پرداخت که به دفاع از مصدق آمده بودند و همین امر موجب نزدیکی بیشتر خلیل ملکی با مصدق شد.

جدایی از فعالیت‌های سیاسی: پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ توسط دادستان حکومت نظامی احضار و پس از یک روز بازداشت آزاد شد پس از آزادی، گرچه غیر از شرکت در تجدید حیات «جامعه سوسیالیست‌ها» فعالیت سیاسی چندانی نداشت، گه‌گاه مقالاتی سیاسی ـ اجتماعی، چه در مجلات و چه به صورت مستقل می‌نگاشت و در راه‌اندازی و اداره مجله علم و زندگی در سال‌های ۱۳۳۶-۱۳۳۹ش همکاری داشت.

مرگ مشکوک: جلال آل احمد در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در ۴۵ سالگی در اَسالِم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آل احمد، پیکر وی به‌سرعت تشییع و به خاک سپرده شد که باعث باوری درباره سربه‌نیست‌شدن او توسط ساواک شد. همسر وی، سیمین دانشور، این شایعات را تکذیب کرده‌است،

وصیت جلال: جلال آل احمد وصیت کرده بود که جسد او را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان قرار دهند؛ ولی از آن‌جا که وصیت وی برابر شرع نبود، پیکر او در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به امانت گذاشته شد تا بعدها آرامگاهی در شأن او ایجاد شود و این کار هیچ‌گاه صورت نگرفت.

آرامگاه او در قسمت بالای شبستان مسجد فیروزآبادی در شهر ری واقع شده‌است. بر روی سنگ قبر کوچک و بدون نام او، تنها امضایش دیده می‌شود.

خانه سیمین و جلال: خانه سیمین دانشور و همسرش جلال آل احمد در بن‌بست ارض، در کوچه رهبری و خیابان دزاشیب قرار دارد؛ خانه‌ای که جلال آن را در زمانی که سیمین دانشور برای تحصیل در آمریکا بود، به دست خود ساخت.

این خانه سال‌ها محل گردآمدن نویسندگان بسیاری بود و تا زمان مرگ جلال، محل زندگی جلال و سیمین بود. بعد از مرگ جلال هم سیمین دانشور به‌تنهایی در آن زندگی می‌کرد. این خانه بزرگ و زیبا با حیاط پر از درختان سرسبز و حوض آبی‌اش، با دیوارهای پر از عکس و نقاشی از جلال و سیمین بعد از مرگ سیمین دانشور، محل زندگی ویکتوریا دانشور (خواهر سیمین دانشور) و همسرش پرویز فرجام بوده‌است.

در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ این خانه از سوی شهرداری تهران خریداری و مقرر شد این خانه به «خانه ادبیات» تبدیل شود. با این حال این قضیه به موضوعی مناقشه‌آمیز میان شهرداری و ورثه سیمین و جلال تبدیل شده‌است.

جایزه ادبی جلال آل احمد: در سال ۱۳۸۷ نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد. در دوره نخست این جایزه هیچ اثری به‌عنوان برگزیده معرفی نشد. این جایزه با ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی برای برگزیدگان، گران‌ترین جایزه ادبی ایران محسوب می‌شود.

آثار: آثار جلال آل احمد را به طور کلی می توان در پنج مقوله یا موضوع طبقه بندی کرد:

الف- قصه و داستان. ب- مشاهدات و سفرنامه. ج- مقالات. د- ترجمه. هـ- خاطرات و نامه‌ها.

الف- قصه و داستان

۱- دید و بازدید ۱۳۲۴:

۲- از رنجی که می بریم ۱۳۲۶:

۳- سه تار ۱۳۲۷:

۴- زن زیادی ۱۳۳۱:

۵- سرگذشت کندوها ۱۳۳۷:

۶- مدیر مدرسه ۱۳۳۷:

۷- نون والقلم ۱۳۴۰:

۸- نفرین زمین ۱۳۴۶:

۹- پنج داستان ۱۳۵۰:

۱۰- چهل طوطی اصل (با سیمین دانشور) ۱۳۵۱:

۱۱- سنگی بر گوری ۱۳۶۰:

ب- مشاهدات و سفرنامه‌ها

اورازان ۱۳۳۳، تات نشینهای بلوک زهرا ۱۳۳۷، جزیره خارک، درٌ یتیم خلیج فارس ۱۳۳۹، خسی در میقات ۱۳۴۵، سفر به ولایت عزرائیل چاپ ۱۳۶۳، سفر روس ۱۳۶۹ ، سفر آمریکا و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده اند.

ج- مقالات و کتابهای تحقیقی

گزارش‌ها ۱۳۲۵، حزب توده سر دو راه ۱۳۲۶، هفت مقاله ۱۳۳۳، سه مقاله دیگر ۱۳۴۱، غرب زدگی به صورت کتاب ۱۳۴۱، کارنامه سه ساله ۱۳۴۱، ارزیابی شتابزده ۱۳۴۲، یک چاه و دو چاله ۱۳۵۶، در خدمت و خیانت روشنفکران ۱۳۵۶، گفتگوها ۱۳۴۶.

د- ترجمه

عزاداریهای نامشروع ۱۳۲۲ از عربی، محمد آخرالزمان نوشته بل کازانوا نویسنده فرانسوی ۱۳۲۶، قمارباز ۱۳۲۷ از داستایوسکی، بیگانه ۱۳۲۸ اثر آلبرکامو (با علی اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم ۱۳۲۹ از آلبرکامو، دستهای آلوده ۱۳۳۱ از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروی ۱۳۳۳ از آندره ژید، مائده های زمینی ۱۳۳۴ اثر ژید (با پرویز داریوش)، کرگدن ۱۳۴۵ از اوژن یونسکو، عبور از خط ۱۳۴۶ از یونگر (با دکتر محمود هومن)، تشنگی و گشنگی ۱۳۵۱ نمایشنامه ای از اوژن یونسکو؛ در حدود پنجاه صفحه این کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پایان ببرد؛ پس از آل احمد دکتر منوچهر هزارخانی بقیه کتاب را ترجمه کرد.

هـ- خاطرات و نامه ها

نامه‌های جلال آل احمد (جلد اول ۱۳۶۴) به کوشش علی دهباشی، چاپ شده است که حاوی نامه های او به دوستان دور و نزدیک است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ