«ایران» بررسی کرد؛
ناصر تقوایی، مهرجویی و مسعود کیمیایی؛ سه آغازگر اصلی «موج نوی سینمای ایران»
فرهنگ
124740
در سال ۱۳۴۸، ناصر تقوایی همراه با داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی سه آغازگر اصلی «موج نوی سینمای ایران» بودند. هر سه برآمده از نگاهی تازه به جامعه و ادبیات بودند؛ اما تقوایی شاید در این عرصه روشنفکرانهتر گام برداشت.
گروه کتاب - ایران آنلاین: تقوایی سینما را با فیلم مستند آغاز کرد، که خود نشانهای از تعهد اجتماعی و نگاه تحلیلگر اوست. از همان ابتدای کارش در سینما، به کاوش در زندگی واقعی مردم و توجه به ریشهها و جزئیات علاقهمند بود. این ویژگی بعدها در تمامی فیلمهایش به اوج رسید. در سال ۱۳۴۸، ناصر تقوایی همراه با داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی سه آغازگر اصلی «موج نوی سینمای ایران» بودند. هر سه برآمده از نگاهی تازه به جامعه و ادبیات بودند؛ اما تقوایی شاید در این عرصه روشنفکرانهتر گام برداشت. الهام گرفتن از ادبیات سرلوحه کارش بود و توانست اقتباس را به زبان شخصی خود بدل کند.
فیلم «آرامش در حضور دیگران» اولین فیلم بلندی بود که تقوایی بر اساس مجموعه داستانهای کوتاه «واهمههای بینامونشان» نوشته غلامحسین ساعدی ساخت. اثری که تصویری عبوس و تلخ از فروپاشی انسان در نظامی بسته بود که از سال ۱۳۴۹ به مدت ۴ سال توقیف شد. فیلم «آرامش در حضور دیگران» در واقع ماجرای سرهنگ بازنشستهای است که پس از فوت همسرش با معلم جوانی به نام منیژه ازدواج و در شهرستان زندگی میکنند، مرغداریاش را میفروشد و به پایتخت بازمیگردد تا در کنار دخترانش ملیحه و مهلقا زندگی کند. اما متوجه میشود که زندگی متفاوتی از تصور او دارند. آمنه، کلفت خانه، میکوشد این مسأله را از چشم پدرشان پنهان نگه دارد. درنهایت پدر با دیدن وضعیت دخترها آزرده خاطر شده و بیش از پیش به الکل پناه میبرد. ماجراهای ملیحه، دختر بزرگتر و مهلقا، سرهنگ را به جنون میکشاند و منیژه او را در آسایشگاه روانی بستری میکند.
موفقیت مجموعه تلویزیونی «داییجان ناپلئون» در دهه ۱۳۵۰، تقوایی را به محبوبیتی ملی رساند. اقتباس درخشان او از رمان ایرج پزشکزاد، تنها یک کمدی اجتماعی نبود؛ بلکه تصویری از جامعه ایرانی در بزنگاه تاریخ بود. این سریال به بخشی از حافظه جمعی مردم ایران بدل شد؛ اثری که هنوز پس از نیم قرن، طراوت و هوشمندی خود را حفظ کرده است. اما نقطه اوج کارنامه تقوایی فیلم «ناخدا خورشید» است؛ اقتباسی آزاد از رمان «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی که در فضای جنوب ایران بازآفرینی شد. این فیلم در سال ۱۹۸۸ برنده پلنگ برنزی جشنواره لوکارنو شد. تقوایی در «ناخدا خورشید» به نهایت پختگی هنری خود رسید و در تبدیل ادبیات به تصویر، در میزانسن، بازیگیری و روایت، خوش درخشید. او جنوب را نه فقط یک جغرافیا و اقلیم که شخصیتی زنده نمایش داد؛ دریا، باد، شرجی و مردمانی که در دل فقر با غرور زیست میکنند.
انتهای پیام/