تاریخ خاورمکیانه مدرن ۱۸؛

عثمانی و صفوی: ترکیب امپراطوری جدید

جهان

128695
عثمانی و صفوی: ترکیب امپراطوری جدید

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن اینگونه می‌نویسد: مثال سوم از گسترش موفقیت‌آمیز عثمانی به کمپین‌های اروپایی سلطان سلیمان قانونی (۱۵۲۰–۱۵۶۶) بازمی‌گردد، قدرتمندترین حاکم عثمانی که خود عمدتاً یک فرمانده غازی بود. سلطان سلیمان تمرکز خود را بر پیشروی مرزهای عثمانی به عمق اروپا معطوف ساخت.

گروه جهان: نگارنده تاریخ خاورمیانه مدرن معتقد است: در سال ۱۵۲۰، او ارتش عثمانی را در فتح قلعه بلگراد رهبری  و این شهر را به پایگاهی استراتژیک برای تمامی کمپین‌های بعدی در اروپا تبدیل کرد.

در ادامه همان دهه، بوداپست و بخش‌های وسیعی از مجارستان تحت سیطره عثمانی درآمدند. در سال ۱۵۲۹، سلیمان با عبور از دانوب، ارتش خود را به سوی وین، پایتخت امپراطوری هاپسبورگ و دروازه‌ای به اروپای مرکزی، هدایت کرد و جهان مسیحیت را شگفت‌زده ساخت.

اگرچه حومه وین و بخش‌هایی از دیوارهای شهر تخریب شد، مدافعان تا فرارسیدن زمستان مقاومت کردند و نیروهای عثمانی مجبور به بازگشت به استانبول شدند. در سال‌های بعد، کمپین‌های سلیمان در اروپا سلطه عثمانی را در مجارستان و صربستان تحکیم کرد، اما دیگر محاصره‌ای علیه وین صورت نگرفت؛ اروپای مرکزی فراتر از توان گسترش سرزمینی عثمانی بود.

با این حال، قلمرو عثمانی در داخل مرزهای قابل دسترس آن به قدری وسیع بود که از دانوب تا یمن، از آلبانی تا سواحل شمالی دریای سیاه و از الجزایر تا بغداد گسترده می‌شد. بنابراین در زمان درگذشت سلطان سلیمان در سال ۱۵۶۶، امپراطوری عثمانی نه تنها به‌عنوان پیشتاز جهان اسلام، بلکه به‌عنوان یک قدرت جهانی عظیم در اروپا، مدیترانه، خاورمیانه و خلیج‌فارس شناخته می‌شد.

نهادهای حکومتی و نگرش‌های عثمانی

سلطان‌های عثمانی بر امپراطوری‌ای مطلقه، بوروکراتیک و مبتنی بر کشاورزی حکمرانی می‌کردند. با این حال، باید تأکید کرد که امپراطوری‌ای به این بزرگی با تنوع و پایداری به مانند عثمانی، از سیستم اداری واحد و تغییرناپذیر برخوردار نبود.

یکی از دلایل موفقیت عثمانی‌ها این بود که به‌طور رسمی به این نکته اذعان کردند: سرزمین‌های متنوع تحت سلطه آنها نیازمند شیوه‌های اداری انعطاف‌پذیر بود که قادر به تطبیق با نیازهای مناطق و فرهنگ‌های مختلف باشد. مطالعات مدرن، حکمرانی عثمانی را با واژه‌هایی چون انعطاف‌پذیری، سازگاری و عمل‌گرایی مرتبط کرده است. مهم است که مهارت‌هایی را که طبقه حاکم عثمانی به کار گرفت تا در میان مردم تحت سلطه امپراطوری قدردانی از فواید حکمرانی عثمانی را جا بیندازد، شناسایی شوند؛ این قدردانی، اگرچه تحت فشارهای زیادی قرار گرفت، تا قرن بیستم ادامه یافت.

اصول حاکم بر نگرش نخبگان عثمانی نسبت به دولت و جامعه از چهار منبع اصلی نشأت می‌گرفت. یکی از این منابع، سنت غزا یا جنگ مقدس علیه غیرمسلمانان برای گسترش قلمروهای اسلامی بود. با این حال، تأکید تاریخی اولیه بر انگیزه مذهبی به‌عنوان تنها نیروی محرکه توسعه‌طلبی عثمانی باید با درک عوامل دیگر تعدیل شود. به ویژه، اولین ارتش‌های عثمانی که از دریاچه مرمره عبور کردند و وارد جنوب‌شرقی اروپا شدند، شامل شمار زیادی مسیحی یونانی بودند که مانند غازی‌های عثمانی، «برای خدا و برای طلا و جلال»، پرچم عثمانی را دنبال می‌کردند. بنابراین، سیاست عثمانی در ساخت امپراطوری از اسلام حمایت می‌کرد، اما همزمان شامل ملاحظات عملی و دنیوی نیز بود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان