در نشست «زنان و آینده پیشرفت ایران» مطرح شد؛
تمایل ۷۰ درصد زنان تحصیلکرده به تلفیق سنت و مدرنیته
جامعه
130404
زنان بهعنوان یکی از عوامل پیشرفت کشور باید دیده شوند. این موضوعی بود که در هفتمین نشست از سلسله مباحث «مبانی ایرانشناختی پیشرفت» که در مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و با همکاری اندیشکده امور اجتماعی، جمعیت و نیروی انسانی برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفت.
سمیه افشینفر - گروه اجتماعی: در این نشست، بیشتر از آنکه بر عدد و آمار تأکید شود، به مفاهیم بنیادین ایرانشناختی، هویتی، تمدنی و راهبردی پرداخته شد. مهمترین محور تحلیلها هم این بود که زنان نه صرفاً بهعنوان یکی از اقشار جامعه، بلکه باید بهعنوان «عامل پیشرفت ایران» دیده شوند. در این جلسه، دکتر سهیلا صادقیفسایی، عضو اندیشکده امور اجتماعی و استاد دانشگاه تهران و دکتر افسانه توسلی، دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه الزهرا به موضوع نقش زنان در آینده پیشرفت پرداختند.
بحث درباره زن و آینده پیشرفت ایران، بویژه در افق الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، موضوعی پیچیده و چندلایه است که نمیتوان آن را صرفاً در قالب شاخصهای کمی یا فعالیتهای محدود اقتصادی و آموزشی بررسی کرد. دکتر سهیلا صادقیفسایی، استاد دانشگاه تهران و عضو اندیشکده امور اجتماعی، جمعیت و نیروی انسانی با بیان مطالب فوق گفت:«باید با نگرشی تاریخی و آیندهپژوهانه به این موضوع نگاه کرد. زن نه بهعنوان یک سوژه منفعل، بلکه یک عامل فعال و تأثیرگذار تمدنی، نقشی اساسی در شکلدهی به آینده ایران ایفا میکند.» صادقیفسایی با بیان اینکه عنوان نشست «زن و آینده پیشرفت ایران» میتواند ذهن مخاطب را به اشتباه بیندازد، گفت:«انگار زن یک مقوله یکپارچه و تعریف شده است و میتوان درباره او با قطعیت سخن گفت. اما واقعیت این است که زنان در ایران دارای تبار تاریخی، فرهنگی و اجتماعی متنوعی هستند و پیشبینی آینده آنها، بدون توجه به این زمینهها ممکن نیست.»
او با تأکید بر اینکه مفهوم پیشرفت، در پیشنویس سند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، با نگاههای رایج غربی تفاوت دارد، به مواردی در این سند اشاره کرد:«در سند، رشد کمی و شاخصهای صرف اقتصادی محور نیستند؛ بلکه انسان بهعنوان موجودی متوازن و متعالی با عقلانیت، معنویت و عدالت مدنظر است. از این منظر، زنان بهعنوان نیمی از جامعه، نقش اساسی در تحقق اهداف تمدن ایران دارند. در بند ۲۸ تدابیر پیشرفت در پیشنویس سند، بر بالندگی و فراهم کردن امکانات برای زنان تأکید شده است. همچنین نگاه جنسیتی منفعل به زنان در پیشنویس وجود ندارد و آنها بهعنوان سوژههای تأثیرگذار در توسعه کشور دیده شدهاند. سه اصل محوری در سند، شامل تلفیق نقشهای سنتی و مدرن، حفظ توازن نقشها و تبدیل ظرفیت زنانه به سرمایه تمدنی، به وضوح جایگاه زنان را در جامعه مشخص میکند.» به نظر این استاد دانشگاه، مطالعات انضمامی مرکز پژوهشهای مجلس و تحقیقات دانشگاه تهران نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد زنان تحصیلکرده ایرانی، تمایل دارند نقشهای سنتی و مدرن خود را تلفیق کنند، به طوری که هم در فضای خصوصی خانواده و هم در عرصه عمومی نقشآفرینی داشته باشند.
نگاه تاریخی به زنان ایرانی
صادقیفسایی برای درک جایگاه زنان در آینده به بررسی تاریخی نقش آنها پرداخت و گفت:« زنان در دوره قاجار در خانهها حضور داشتند و فقط تعداد محدودی میتوانستند در عرصه عمومی و سیاسی فعالیت کنند. در دوران پهلوی هم با وجود آزادی ظاهری زنان، تحولات اجتماعی و حضور آنها در آموزش عالی و برخی فعالیتهای عمومی، هنوز زنان بهعنوان سوژههای فعال مستقل در تصمیمگیریها حضور نداشتند و بسیاری از تحولات به صورت اجباری و نمایشی به آنها تحمیل میشد. کشف حجاب اجباری، نمونهای از محدودیت و فشار اجتماعی بر زنان بود.»
به اعتقاد این استاد دانشگاه تهران، تولد واقعی زنان با انقلاب اسلامی آغاز شد. زنان در همه عرصهها بهعنوان موجودی فعال و تأثیرگذار حضور داشتند. دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه آموزش، پژوهش، اشتغال و علوم بویژه علوم هستهای، نشاندهنده تغییرات عمیق در جایگاه زنان است، به طوری که سهم زنان در آموزش عالی از کمتر از ۶ درصد به بیش از ۵۸ درصد افزایش یافت و نرخ باسوادی آنان از ۳۵ درصد به ۹۰ درصد رسید.
عضو اندیشکده امور اجتماعی با تأکید بر اینکه با وجود پیشرفتهای چشمگیر، زنان همچنان با تبعیضهای جدی مواجهاند، به نابرابری دستمزدی، تقسیم ناعادلانه کار خانگی و محدودیتهای مدیریتی اشاره کرد و گفت:«حتی زنان شاغل در خانه در مقایسه با مردان، نزدیک به سه برابر، زمان بیشتری صرف کارهای خانگی میکنند. مشاغل زنان بیشتر در بخشهای کمدرآمد یا موسوم به مشاغل صورتی است و فاقد حمایتهای ساختاری و نهادی مناسب هستند. یکی دیگر از چالشهای جدی، نسل دیجیتالی زنان است که در دنیای واقعی، مجازی و نمادین همزمان زندگی میکنند. این وضعیت باعث پراکندگی هویتی، بحران معنا و امکان ازخودبیگانگی میشود.»
صادقیفسایی هشدار داد که اگر سیاستگذاران برنامه منسجم و مدونی برای مدیریت فضای دیجیتال و حفاظت از هویت زنان ارائه ندهند، این بحرانها تشدید خواهد شد.
فرصتهای اقتصادی و نقش زنان در پیشرفت
صادقیفسایی با بیان اینکه با وجود چالشها، آینده اقتصادی زنان روشن است، چهار تیپ زن ایرانی را برای آینده معرفی کرد و گفت:«زن سنتی خودمحصور، زنی است که محدود به نقشهای سنتی و خانواده است و در ساختارهای مردسالارانه باقی میماند. نوع دوم، زن تکنولوژیمدرن، زنی که هویت خود را در فضای دیجیتال و الگوریتمهای مردانه شکل میدهد و ممکن است دچار ازخودبیگانگی شود. سومین تیپ، زن تمدنساز دینگراست، زنی که با ایمان و باورهای دینی، میان خانه و جامعه پل زده و میتواند پیشرفت واقعی را تضمین کند. آخرین مدل هم زن چندعهدی است؛ یعنی زنی که هم سنت و هم مدرنیته را میپذیرد و تلاش میکند بین این دو گفتمان متعارض توافق ایجاد کند، اما با هویتی دوپاره و چالشهای ارزشی مواجه است.» به نظر صادقیفسایی، فقط زن تمدنساز دینگرا میتواند پیشرفت پایدار و واقعی ایران را تضمین کند. او برای تحقق این اهداف، چند راهبرد کلیدی ارائه داد:«بازاندیشی در نهادها برای تثبیت دستاوردهای انقلاب اسلامی، ایجاد نهادهای میاندستگاهی برای رصد سیاستهای جنسیتی، بازخوانی فقهی با رویکرد عدالت جنسیتی، حمایت از کارآفرینی زنان و حفاظت از دادهها و هویت دیجیتال آنها از جمله راهبردهای مطرح شده است.» او با تأکید بر اهمیت نقش زنان در پیشنویس الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت گفت:«بدون زنان، پیشرفت کشور امکانپذیر نیست و آینده باید به مثابه زن تعریف شود. زنان باید فرصتها و چالشهای خود را شناسایی کرده، نهادها باید از آنها حمایت کنند و جامعه باید مسیر پیشرفت و توسعه را به گونهای طراحی کند که زنان در آن نقش فعال و مؤثر داشته باشند.»
زنان؛ کلید توسعه انسانی و پیشرفت ایران
«زنان در پیشرفت و توسعه نقشی حیاتی دارند.» دکتر افسانه توسلی، دانشیار و استاد گروه مطالعات زنان و خانواده دانشگاه الزهرا نیز با بیان مطلب فوق با نگاهی تاریخی، اجتماعی و تحلیلی، فرصتها و موانع پیشرفت زنان را تشریح کرد. او با تأکید بر اینکه پیشرفت واقعی کشور بدون توجه به جایگاه زنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی امکانپذیر نیست، اشاره کرد:«اغلب پیشرفت را معادل رشد اقتصادی یا صنعتی میدانند، در حالی که پیشرفت واقعی چندبعدی است و افزایش ظرفیتهای انسانی، سرمایههای اجتماعی و فرهنگی نیز از ارکان آن به شمار میرود.» به نظر او، زنان ایران به عنوان سوژهای اجتماعی و تاریخی، باید در ارزیابیها و سیاستگذاریهای کلان مورد توجه قرار گیرند، چرا که پیشرفت کلان کشور بدون لحاظ کردن پیشرفت جنسیتی ناقص است.
توسلی با اشاره به مسیر تاریخی زنان در یک قرن گذشته توضیح داد:«زنان از حاشیه جامعه به کنشگری فعال رسیدهاند و تغییر مکان و پایگاه اجتماعی آنها نیازمند تطبیق سیاستها و قوانین با این تحولات است. زنی که میان سنت و مدرنیته، ارزشهای خانوادگی و حقوق اجتماعی در کش و قوس است، توسعه انسانی را رقم میزند و بدون در نظر گرفتن آن، سیاستگذاریها ناقص خواهند بود.»
به عقیده توسلی، پس از انقلاب اسلامی هویت زن ایرانی بازتعریف شد، اما سیاستها بیشتر مبتنی بر نقشهای خانوادگی بود. توسلی گفت:«از دهه ۷۰ شاهد حضور فزاینده زنان در آموزش عالی، رسانهها و عرصههای اجتماعی بودهایم؛ به طوری که زنان امروز نیمی از دانشجویان دانشگاههای کشور را تشکیل میدهند و این تحولات نشانگر گذار جامعه از الگوی سنتی به الگوی بازتابی مدرن است.»
این استاد دانشگاه به شاخصهای توسعه انسانی و نقش زنان پرداخت و چهار محور اصلی آموزش، سلامت، اقتصاد و مشارکت سیاسی را برجسته کرد و توضیح داد:«ایران در حوزه آموزش توانسته است شکاف جنسیتی را به صفر برساند و دسترسی زنان به تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاه با مردان برابر شده است. ایران در طول تاریخ، تلاشهای گستردهای برای کاهش مرگ و میر مادران انجام داده و امروز شکاف جنسیتی در سلامت به حداقل رسیده است.»
توسلی در مورد فرصتهای پیشرفت زنان گفت:«در حوزه آموزش و تحصیلات عالی، دسترسی برابر زنان به آموزش و دانشگاه، زمینهساز توانمندیهای فردی و اجتماعی آنها شده است. در فرهنگ و رسانه با فعالیت زنان در رسانهها و شبکههای اجتماعی، امکان بازنمایی هویت زنانه و مطالبهگری ایجاد شده است. افزایش سواد، مهارتهای مدیریتی و توانمندیهای فرهنگی زنان، پایهای برای توسعه انسانی و اجتماعی فراهم کرده است. صنایع دستی، مشاغل خانگی و تجارت آنلاین زمینه توانمندسازی اقتصادی زنان شده و امکان ایجاد سیاستهای حمایتی را به وجود آورده است.»
او همچنین ارزشهای سنتی و فرهنگی بازمانده از دوران پیشین، خشونت نمادین و بازتولید نابرابریها، کمبود فرصتهای اقتصادی رسمی، محدودیت در مشارکت سیاسی و چالش نقشهای متعدد زنان را موانع پیشرفت آنان دانست و گفت:«برای پیشرفت واقعی، زنان باید بهعنوان سوژهای مستقل دیده شوند و سیاستگذاریها به گونهای باشد که موانع کاهش پیدا کند.»
انتهای پیام/