تاریخ خاورمیانه مدرن ۲۳
از دوران سلطنت شاه عباس اول (۱۶۲۹–۱۵۸۷) تا سقوط صفویان
جهان
130889
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود مینویسد: از زمان شاه اسماعیل تا سالهای بعد از او، یکی از بزرگترین دردسرهای حکومت صفوی، قزلباشها بودند؛ همان نیروی نظامیای که شاه اسماعیل را به تخت رساند، اما بعدها به کابوس جانشینانش تبدیل شد.
ایران آنلاین: نگارنده تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: سرداران قزلباش، هر کدام داعیهدار قدرت بودند و گاهی برای حفظ نفوذشان حتی در برابر دولت مرکزی میایستادند. این کشمکشها، توان صفویان را در دفاع از مرزهای گستردهشان بهشدت تضعیف کرده بود.
وقتی شاه عباس در سال ۱۵۸۷ به سلطنت رسید، ایران از چند سو در خطر بود؛ عثمانیها از غرب پیش میآمدند و قبایل ترکمن از شرق یورش میآوردند. اما شاه جوان با هوشمندی و صبر، مسیر فروپاشی را وارونه کرد و دورانش را به طلاییترین فصل تاریخ صفوی بدل ساخت.
شاه عباس نهتنها مرزهای از دسترفته، از جمله بغداد را بازپس گرفت، بلکه دست به اصلاحات بزرگی در داخل کشور زد. او برای مهار قزلباشهای سرکش، تصمیم گرفت ارتشی تازه و وفادار به خود بسازد. به جای تکیه بر قبایل، غلامان قفقازی – اسیران جنگی مسیحی که مسلمان میشدند – را به خدمت گرفت و از آنان یک نیروی منظم و مجهز تشکیل داد؛ ارتشی دائمی با توپخانه و پیادهنظامی مسلح به تفنگ که شمارشان به حدود ۳۷ هزار نفر میرسید. این ارتش، مستقیماً از خود شاه فرمان میگرفت و قدرتی تازه به حکومت مرکزی میبخشید.
اصفهان، نصف جهان و نبوغ یک شاه
حفظ چنین ارتشی، خرج سنگینی داشت. شاه عباس برای تأمین هزینهها، زمینهای قبیلهای را از دست سران قزلباش گرفت و آنها را به املاک سلطنتی تبدیل کرد تا درآمدشان مستقیم به خزانه شاه برسد. این تصمیم، هم جیب پادشاه را پر کرد و هم پایههای قدرت قبیلهای را لرزاند. به این ترتیب، ایران برای اولین بار طی قرنها، صاحب حکومتی متمرکز و نسبتاً باثبات شد. در سال ۱۵۹۸، شاه عباس تصمیمی گرفت که نامش را تا ابد در تاریخ ماندگار کرد: انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت. اصفهان پیشتر هم شهری مهم بود، اما شاه عباس با طرحی دقیق و نگاهی آیندهنگر آن را به یکی از زیباترین شهرهای جهان بدل ساخت. خیابانهای منظم، میدانهای باشکوه، مساجد و کاخهایی چشمنواز، بازارهای پرجنبوجوش و خانههای اعیانی، چهرهای تازه به شهر دادند.
شاه عباس، با حمایت مالی و هنریاش، پای هنرمندان، معماران و دانشمندان را به اصفهان باز کرد و بهزودی شهر به کانونی از فرهنگ و دانش ایرانی تبدیل شد. در دوران او، تجارت هم رونق گرفت و بازرگانان علاوه بر سود اقتصادی، در ترویج هنر و معماری نقش مهمی داشتند. در پایان دوران سلطنت شاه عباس، جمعیت اصفهان به حدود ۴۰۰ هزار نفر رسید – رقمی خیرهکننده برای آن زمان. شکوه و رونق شهر چنان چشمگیر بود که مردم گفتند: «اصفهان، نصف جهان است.»
انتهای پیام/
وقتی شاه عباس در سال ۱۵۸۷ به سلطنت رسید، ایران از چند سو در خطر بود؛ عثمانیها از غرب پیش میآمدند و قبایل ترکمن از شرق یورش میآوردند. اما شاه جوان با هوشمندی و صبر، مسیر فروپاشی را وارونه کرد و دورانش را به طلاییترین فصل تاریخ صفوی بدل ساخت.
شاه عباس نهتنها مرزهای از دسترفته، از جمله بغداد را بازپس گرفت، بلکه دست به اصلاحات بزرگی در داخل کشور زد. او برای مهار قزلباشهای سرکش، تصمیم گرفت ارتشی تازه و وفادار به خود بسازد. به جای تکیه بر قبایل، غلامان قفقازی – اسیران جنگی مسیحی که مسلمان میشدند – را به خدمت گرفت و از آنان یک نیروی منظم و مجهز تشکیل داد؛ ارتشی دائمی با توپخانه و پیادهنظامی مسلح به تفنگ که شمارشان به حدود ۳۷ هزار نفر میرسید. این ارتش، مستقیماً از خود شاه فرمان میگرفت و قدرتی تازه به حکومت مرکزی میبخشید.
اصفهان، نصف جهان و نبوغ یک شاه
حفظ چنین ارتشی، خرج سنگینی داشت. شاه عباس برای تأمین هزینهها، زمینهای قبیلهای را از دست سران قزلباش گرفت و آنها را به املاک سلطنتی تبدیل کرد تا درآمدشان مستقیم به خزانه شاه برسد. این تصمیم، هم جیب پادشاه را پر کرد و هم پایههای قدرت قبیلهای را لرزاند. به این ترتیب، ایران برای اولین بار طی قرنها، صاحب حکومتی متمرکز و نسبتاً باثبات شد. در سال ۱۵۹۸، شاه عباس تصمیمی گرفت که نامش را تا ابد در تاریخ ماندگار کرد: انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت. اصفهان پیشتر هم شهری مهم بود، اما شاه عباس با طرحی دقیق و نگاهی آیندهنگر آن را به یکی از زیباترین شهرهای جهان بدل ساخت. خیابانهای منظم، میدانهای باشکوه، مساجد و کاخهایی چشمنواز، بازارهای پرجنبوجوش و خانههای اعیانی، چهرهای تازه به شهر دادند.
شاه عباس، با حمایت مالی و هنریاش، پای هنرمندان، معماران و دانشمندان را به اصفهان باز کرد و بهزودی شهر به کانونی از فرهنگ و دانش ایرانی تبدیل شد. در دوران او، تجارت هم رونق گرفت و بازرگانان علاوه بر سود اقتصادی، در ترویج هنر و معماری نقش مهمی داشتند. در پایان دوران سلطنت شاه عباس، جمعیت اصفهان به حدود ۴۰۰ هزار نفر رسید – رقمی خیرهکننده برای آن زمان. شکوه و رونق شهر چنان چشمگیر بود که مردم گفتند: «اصفهان، نصف جهان است.»
انتهای پیام/