تاریخ خاورمیانه مدرن ۲۴؛

از شکوه صفوی تا افول قدرت مرکزی

جهان

131427
از شکوه صفوی تا افول قدرت مرکزی

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود می‌نویسد: ماشین حکومتی منسجم و کارآمدی که شاه عباس بزرگ پایه‌گذاری کرده بود، میراثی ماندگار از دوران طلایی صفویان بر جای گذاشت. همین ساختار بود که به امپراطوری صفوی اجازه داد، حتی پس از مرگ او و در سایه ضعف جانشینانش، نزدیک به یک قرن دیگر برپا بماند.

 

گروه جهان:نگارنده تاریخ خاورمیانه مدرن معتقد است  قرن هفدهم، به‌جز درگیری مهمی با عثمانی‌ها بر سر عراق، دوران نسبتاً آرامی برای ایران بود. در این دوره، اقتصاد رونق گرفت، شهرها آباد شدند و فرهنگ و هنر به شکوفایی تازه‌ای رسید.
اما آرامش طولانی، بهای خود را داشت. در غیاب تهدیدهای جدی نظامی، شاهان بعدی صفوی توجه خود را از ارتش منظم و پرهزینه‌ای که شاه عباس بنا کرده بود، برداشتند. ارتش ضعیف شد، خزانه تهی گشت و اقتدار مرکزی رو به زوال رفت. سرانجام در سال ۱۷۲۲، شورشی از شرق برخاست، سپاه اصفهان را شکست داد و این پایتخت پرشکوه به دست محمود افغان افتاد. سقوط اصفهان، پایان رسمی دوران صفویان بود.
با فروپاشی صفویان، ایران وارد دوره‌ای پرآشوب شد؛ دوران تکه‌تکه شدن قدرت. فرماندهان محلی و سران قبیله‌ای، هر یک بخشی از کشور را در اختیار گرفتند. گاه یکی از آنان قدرت می‌گرفت و مدتی کوتاه وحدت برقرار می‌شد، اما با مرگ او، دوباره کشور به چند پاره تقسیم می‌گشت. این چرخه بی‌ثباتی تا اواخر قرن هجدهم ادامه یافت. در سال ۱۷۹۴، با ظهور آقامحمدخان قاجار، سرانجام نقطه‌ای بر این آشفتگی گذاشته شد. قاجارها توانستند بار دیگر قدرت را در تهران متمرکز کنند، اما هیچ‌گاه نتوانستند دستگاه نیرومند و منسجمی مانند دوران صفوی بسازند. حکومت‌شان، هرچند ظاهراً سلطنتی بود، در عمل با ضعف اداری و وابستگی‌های قبیله‌ای دست‌به‌گریبان ماند.
یکی از محورهای اصلی درگیری صفویان و عثمانیان، نبرد بر سر عراق بود. از زمانی که شاه اسماعیل در سال ۱۵۰۸ بغداد را تصرف کرد، تا زمانی که سلطان مراد چهارم عثمانی در ۱۶۳۸ آن را پس گرفت، این منطقه صحنه رقابت بی‌وقفه دو قدرت بزرگ جهان اسلام بود؛ یکی با پرچم تشیع، دیگری با نشان تسنن.
در دوران صفوی، شاه اسماعیل تشیع دوازده‌امامی را به‌عنوان مذهب رسمی اعلام کرد. در عراق، بسیاری از مساجد و زیارتگاه‌ها به اماکن شیعی بدل گشتند. در آن سوی میدان، عثمانی‌ها که خود را پاسداران اسلام سنی می‌دانستند، نمی‌توانستند گسترش نفوذ شیعیان در سرزمینی را تحمل کنند که زمانی مرکز خلافت عباسی بود. افزون بر انگیزه مذهبی، دلایل اقتصادی نیز در میان بود: بغداد و بصره شاه‌راهی مهم برای تجارت با خلیج فارس و هند به‌شمار می‌رفتند، و کنترل آنها به معنی دست بر شریان اقتصادی منطقه بود.
این کشمکش، نه‌فقط مرزهای جغرافیایی را شکل داد، بلکه مرزهای فکری و اعتقادی میان دو شاخه بزرگ اسلام را نیز عمیق‌تر کرد. رد پای این رقابت کهن را هنوز هم می‌توان در تحولات سیاسی و مذهبی خاورمیانه دید؛ از بغداد دیروز تا عراق امروز.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان