درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی(۴)
آیتالله طالقانی و احیای کتاب گمشدهاش
محسن اسماعیلی، معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور در یادداشتی نوشت: به باور طالقانی، پیام سلبی توحید برای همگان قابل فهم بوده و هست. عالم و عامی همواره از استبداد گریزان و در پی آزادی بودهاند. اما پیام ایجابی و اثباتی توحید، حتی برای عالمان نیز در پرده ابهام و اجمال قرار داشته است. برای همین است که همواره و از جمله در نهضت مشروطیت، همگان میدانستند چه میخواهند و آن را فریاد میزدند، اما طرح روشنی به عنوان جایگزین نداشتند.
گروه سیاسی: آنگونه که میرزا محمدحسین نایینی در انتهای «تنبیهُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة» تصریح کرد، نگارش کتاب را در سال 1327 قمری (مطابق با 1288 شمسی) به پایان رساند. اولین نشر این کتاب نیز در همان سال و در شهر بغداد به صورت چاپ سربی بود. سپس در سال بعد برای بار دوم چاپ سنگی آن در تهران منتشر شد. پس از آن تاریخ، «تنبیه ُالاُمَّة» دچار فراز و نشیبی عجیب شده و به دست تغافل سپرده میشود؛ مخالفان به دلیلی و موافقان هم به دلیلی دیگر. آنان با محتوا و پیام کتاب مخالف بودند و اینان با سرنوشت و پیامدهای مشروطه که موجب سرخوردگی و دلسردی میشد.چ
اما چهل و شش سال بعد از آن تاریخ، آیتالله سید محمود طالقانی (1358- ۱۲۸۹ش) در تهران، این کتاب را احیا و با مقدمهای به نسبت طولانی و توضیحات و حاشیهنگاریهای سودمند تجدید چاپ کرد. مقدمه او با یادآوری این نکته آغاز میشود که «پس از چندی جستوجو»، آن را «به وسیله یکی از دوستان فاضل» به دست آورده و بیدرنگ در مسافرتی نوروزی مورد مطالعه و گفتوگو قرار داده و تصمیم به انتشار دوباره آن میگیرد.
به این ترتیب باید مرحوم طالقانی را پیشتاز در شناختِ اهمیت و معرفی و ترویج کتابی دانست که میرزای نایینی نوشت. آنان که ایشان را میشناسند، به آسانی درمییابند که راز دلبستگیاش به این کتاب چیست و چرا آن را نظیر گمشدهای «جستوجو» میکرده است. طالقانی دلی پرشور و روحی سرکش داشت. از مشاهده رنج مردم و پایمال شدن حقوق آنان بشدت رنج میبرد و با روشنبینی و خوشفکری همواره در پی ساختن جامعهای آزاد، پیشرو و دینباور بود. او عالم مجاهد و ستمستیزی بود که سالها زندان و شکنجه را تحمل کرد و در هیچ زمان دست از تبیین حکیمانه و درست دین برنداشت؛ تا آنجا که از سوی امام خمینی، ابوذر زمان نامیده شد.
او خود نوشته است: «از آن روزی که اینجانب در این اجتماع چشم گشودم، مردم این سرزمین را زیر تازیانه و چکمه خودخواهان دیدم. هر شامگاهان در خانه منتظر خبری بودیم که امروز چه حوادث تازهای رخ داده؟ و کی دستگیر و تبعید یا کشته شده؟ و چه تصمیمی درباره مردم گرفتهاند؟!...آن دورهای که در قم سرگرم تحصیل بودم، روزهایی بود که مردم این کشور سخت دچار فشار استبداد بودند. مردم از وحشت از یکدیگر میرمیدند. جان و مال و ناموس مردم، تا عمامه اهل علم و روسری زنان مورد غارت و حمله مأمورین استبداد بود. این وضع چنان بر روح و اعصابم فشار میآورد که اثر آن، دردها و بیماریهایی است که تا پایان عمر باقی خواهد بود. در آن روزها با خود میاندیشیدم که این بحثهای دقیق در فروع و احکام مگر برای عمل و سعادت فرد و اجتماع نیست؟!»(1)
این پرسش دردمندانه و چارهجویانه، وی را به مطالعه و تدبر در قرآن و روایات، بویژه نهجالبلاغه رهنمون میشود و به این نتیجه میرساند که همه آموزههای دین بر محور توحید است و توحید دو چهره دارد؛ یکی چهره سلبی که نفی اطاعت از طاغوت و قدرتهای غیرخدایی و مستبد است و دیگری، چهره ایجابی که اطاعت انحصاری از خداست. طالقانی مینویسد: «پس، تنها دعوت پیمبران توحید در ذات و توحید در عبادت نبوده. توحید در ذات و در عبادت مقدمه و پایه فکری و عملی بوده برای توحید در اطاعت. این سِرُّ الاسرار دعوت پیمبران در سعادت بشر است. آزادی و مساوات و ظهور کمالات بشری از همین معنای خداشناسی و توحید سرچشمه میگیرد. این همان حقیقت اسلام است که آیین پیمبر خاتم به آن نامیده شده. یعنی تسلیم اراده و فکر و عمل و از میان برداشتن هر مقاومت و مانعی. قرآن میگوید همه پیمبران به اسلام میخواندند تا مردم را از بندگی و اطاعت غیر خدا آزاد نمایند و به اطاعت خدا که حق و عدل و حکمت مطلق است درآورند و زنجیرهای عبودیت و اوهام و تقالید باطل را از فکر و اراده مردم باز نمایند: وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ.»
به باور طالقانی، پیام سلبی توحید برای همگان قابل فهم بوده و هست. عالم و عامی همواره از استبداد گریزان و در پی آزادی بودهاند. اما پیام ایجابی و اثباتی توحید، حتی برای عالمان نیز در پرده ابهام و اجمال قرار داشته است. برای همین است که همواره و از جمله در نهضت مشروطیت، همگان میدانستند چه میخواهند و آن را فریاد میزدند، اما طرح روشنی به عنوان جایگزین نداشتند.
نوآوری و برجستگی خاص «تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة» از نظر طالقانی در همین است که یک خلأ بزرگ نظری را از بین برد و برای اولین بار طرح روشن و منسجمی از اصول سیاسی اسلام و مبانی حکمرانی شیعی ارائه داد. پس این کتاب، «گرچه برای اثبات مشروعیت مشروطه نوشته شده، ولی اهمیت بیشتر آن به دست دادن اصول سیاسی و اجتماعی اسلام و نقشه و هدف کلی حکومت اسلامی است» و حق آن است که در هدف خود بسیار موفق شد. نایینی اثری متقن و ماندگار بر جای گذاشت؛ به طوری که «دقت و توجه به این کتاب برای هر کس مفید است. آنهایی که خواهان دانستن نظر اسلام و شیعه درباره حکومتند، در این کتاب نظر نهایی و عالی اسلام را عموماً و شیعه را به خصوص، با مدرک و ریشه خواهند یافت. طرفداران مشروطیت و تکمیل آن، اصول و مبانی مشروطیت را مییابند و مخالفین به اشکالات و ایرادات خود بیش از آنچه تصور مینمایند، برمیخورند. برای علما و مجتهدین، کتاب استدلالی و اجتهادی و برای عوام، رساله تقلیدی راجع به وظایف اجتماعی است.» ایشان تعبیری قابل تأمل و مهم نیز از «حضرت آیتالله علامه امام جمعه زنجان» نقل کرده و مینویسد: «این تعبیر را از ایشان شنیدم که این کتاب از کرامات مکتب ائمه هدی سلامالله علیهم میباشد.»
____________
1- عبارتهای داخل گیومه همگی از مقدمه آیتالله طالقانی بر این کتاب است که به طور مستقیم از چاپ زیر نقل میشود: نایینی، محمدحسین، تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، به ضمیمه مقدمه و پاصفحه و توضیحات به قلم سید محمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ نهم، 1378، ص 7-22
انتهای پیام/