بازنمایی تجربه مهاجرت در سینمای ایران
از استراتژی تا نوستالژی
گرچه مهاجرت با سفر ممکن و محقق میشود و در واقع هر مهاجرتی با سفر رخ میدهد اما هر سفری مهاجرت نیست. تفاوت این دو را میتوان در سینما و روایتهای آن از این دو مقوله ردیابی کرد.
هامون دلیری، منتقد سینما:مسأله مهاجرت هم در ادبیات داستانی و هم در سینما، سابقه تاریخی دارد و موضوع تازهای نیست. مهاجرت به مثابه یک تجربه چندلایه جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی روانشناختی و عاطفی، واجد ظرفیتهای دراماتیک است که میتواند دستمایه قصه پردازی شود. تجربهای که در قالب ژانرهای مختلف قرار گرفته، میتواند در کثرتی از روایتهای سینمایی بازنمایی شود. از تراژدی گرفته تا کمدی، از ژانر معمایی و پلیسی گرفته تا سایکودرام و ژانر وحشت. آنچه باید در همین ابتدا به آن توجه داشت، تفاوت و تمایز بین«مهاجرت» و «سفر» است.
گرچه مهاجرت با سفر ممکن و محقق میشود و در واقع هر مهاجرتی با سفر رخ میدهد اما هر سفری مهاجرت نیست. تفاوت این دو را میتوان در سینما و روایتهای آن از این دو مقوله ردیابی کرد. فیلمهای سفرنامهای و جادهای و خیابانی، مؤلفههای خاص خود را دارند که اگرچه ممکن است با سینمای مهاجرت اشتراکاتی داشته باشد اما دو زیست- جهان متفاوت را ترسیم میکنند که داستان خاص خود را دارند.
مهاجرت از حیث حسی و عاطفی، هم جنبه غنایی دارد که بهویژه در ساحت شعر و ادبیات مهاجرت بازنمود دارد و هم سویههای اتوپیایی که آرزوها و رویای بهتر زیستن را به تجربه خود گره میزند تا هم ماهیتی نوستالژیک داشته باشد هم کارکردی استراتژیک برای رسیدن به زندگی دیگر. در یک خوانش کلی میتوان بازنمایی مهاجرت در سینما را در سه سطح و ساحت صورتبندی کرد که هرکدام از این سهگانه، سویههای خاصی از این تجربه را روایت میکنند. مهاجری که به وطن برگشته، مهاجری که در سرزمین میزبان است و کسی که میخواهد مهاجرت کند.
البته هر کدام از این انواع سهگانه مهاجرت محصول خودآگاهی و انتخاب فردی است. در کنار این سهگانه، یک مهاجرت اجباری هم داریم که میتوان در برخی از فیلمهای مرتبط با ژانر جنگی یا تاریخی ردیابی کرد. مثل فیلمهایی که زندگی مهاجران جنگی را به تصویر میکشد یا تبعید یک فرد یا گروه به خارج از مرزهای وطن یا جزیرهای دورافتاده را روایت میکند. جالب اینکه مهاجرت در سینمای آمریکا سویهای رویاپردازانه دارد که برآمده از تاریخ این سرزمین است که مهاجران آن را ساختهاند.
بازنمایی مهاجرت در سینما البته متأثر از فرهنگ و گفتمانهای سیاسی هم هست؛ مثلاً در سینمای شرق از جمله در سینمای ایران، مهاجرت از بار مفهومی منفی برخوردار است مگر اینکه به بعد دیگری تعبیر شود. گفتمان غربزدگی در ایدئولوژیهای ناسیونالیستی با خاستگاههای نظری و اعتقادی متفاوت بر میهنپرستی و ماندن و ساختن در وطن باور دارند و از این حیث، مهاجرت را یک آسیب و حتی کنشی ضد ملی میداند. در نگاهی رادیکالتر، مهاجرت مصداقی از بیوطنی یا وطنفروشی تعبیر میشد. این میل به در وطن ماندن و گریز از مهاجرت در سینمای چین و کره هم پررنگ است. خودباوری بومی و تلاش برای تحقق رویاهای جمعی، وظیفهای است که سینمای این کشورها در پروسههای ملی پیشرفت به آن پایبندند.
در سینمای خودمان بعد از انقلاب، مهاجرت به مثابه مصداقی از غربزدگی و عدم التزام به هویت و حریت ملی تعبیر میشد. فیلم «آدم برفی» داوود میرباقری نمونهای از همین نگرش بود که رویای مهاجرت به آمریکا و خوشبختی در آنجا را در ژانری کمدی مورد نقد قرار داده بود.
مهاجرت در سینمای ایران بیشتر در دو مدل رفتن از ایران و بازگشت به ایران به تصویر کشیده شده است. فیلمهایی که برگشتن به ایران را به تصویر کشیدهاند، عمدتاً به دهه ۷۰ مربوط میشوند و برگرفته از موج اول مهاجرت ساخته شدهاند. آنان که از کشور مهاجرت کرده و نتوانستهاند زندگیشان را در خارج از کشور سامان بدهند، دوباره با حس امنیت در کشور، به ایران بازگشتهاند. در فیلمهای ساخته شده در دهه ۷۰ به خانواده گسترده، و در دهه ۸۰ و ۹۰ به خانواده هستهای اشاره شده است.
البته در بسیاری از فیلمهای ایرانی که به مقوله مهاجرت پرداختهاند، مهاجرت اتفاق نمیافتد و قصه حول بلاتکلیفی در تصمیمگیری یا اختلاف بر سر این تصمیم، محور داستان بوده است. هر چقدر جلوتر آمدیم و بهویژه در دهه ۹۰ در فیلمها به مهاجرت بیشتر شد. شاید یکی از مهمترین آنها که اختلاف بر سر مهاجرت به جدایی یک زوج میانجامد، فیلم «جدایی نادر از سیمین» است که اولین جایزه اسکار را هم برای سینمای ایران به ارمغان آورد. حتی میتوان سه روایت از مهاجرت را در سینمای فرهادی ردیابی کرد که هر کدام میتواند اشکال مختلف مهاجرت در فیلمهای ایرانی را بازنمایی کند؛ دسته اول فیلمهایی هستند که در آنها یک نفر از خارج کشور به ایران آمده و عموماً سفیر فرهنگی مهاجران ایرانی است که در آمریکا و اروپا زندگی میکنند.
«درباره الی» نمونهای از چنین فیلمهایی است که در آن احمد با بازی شهاب حسینی، از آلمان به ایران آمده است.دسته دوم فیلمهایی هستند که در آنها تلاشهای عدهای ایرانی، برای سفر به خارج از کشور دیده میشود.
«جدایی نادر از سیمین» در این دسته قرار میگیرد. اساساً در دهه ۹۰ این نوع فیلمها پرتعدادتر از باقی فیلمهایی هستند که به موضوع مهاجرت پرداختهاند و «طلاق» هم در همین دسته قرار میگیرد. دسته سوم، فیلمهایی هستند که یک ایرانی را در خارج از کشور نمایش میدهند. «گذشته» چنین فیلمی بود.
برش
تصویر مهاجرت روستایی
مهاجرت البته سویه داخلی هم داشت که مهمترین مورد آن، مهاجرت از روستا به شهر بود که انبوهی از فیلمها در این باره در تاریخ سینمای ایران ساخته شده است. فیلم «هالو»ی داریوش مهرجویی به نویسندگی و بازی علی نصیریان یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران درباره این موضوع است یا فیلم «پرستوها به لانه برمیگردند» مجید محسنی هم نمونه دیگری از این فیلمهاست. آثاری که اغلب تضادها و پارادوکس زیست روستایی و شهری را در این مهاجرت به نمایش میگذاشت و در اغلب آنها هم رستگاری در شهر ممکن نمیشد و شخصیت اصلی قصه یا سرشکسته یا عبرت گرفته به روستا یا شهرستان برمیگشت. هنوز هم بر اساس همین تم، فیلم و سریال ساخته میشود که شاید مهمترین سریالی که یکی از محورهای اصلیاش مهاجرت از شهرستان به تهران بوده، «سریال پایتخت» باشد که به آسیبشناسی اجتماعی و خانوادگی این مسأله به زبان طنز پرداخته است. اگر بخواهیم مسأله و موضوع و تجربه مهاجرت را در همه ابعاد و جوانبش در ذیل نوعی از سینما قرار دهیم، میتوان آن را ذیل سینمای اجتماعی قرار داد که معمولاً با رویکردی انتقادی به این موضوع پرداخته و تلاش میکند تا مصائب و چالشهای مهاجرت را در فیلمها به تصویر بکشد.
انتهای پیام/