تاریخ خاورمیانه مدرن ۴
حادثه دینشاوای آغاز احساسات ضد بریتانیایی در مصر
جهان
144022
ویلیام کلیولند در کتاب خاورمینه خود می نویسد:اگرچه کمال گاهی بر ارتباط اسلامی مصر با امپراطوری عثمانی تأکید میکرد، به تدریج از مفهوم مصر بهعنوان بخشی از یک جهان عثمانی یا اسلامی گستردهتر فاصله گرفت. او بهطور واضح و مستقیم احساسات میهنپرستانه مصری را بیان میکرد و مصر را یک واحد سرزمینی منحصر به فرد با ویژگیهای خاص خود میدانست و از ساکنان آن میخواست عمیقترین عشق خود را به کشورشان ابراز کنند
ایران آنلاین: در نوشتهها و سخنرانیهایش نمونهای از این پیام میهنپرستانه چنین دیده میشود: «کشورم، به تو عشق و قلبم، زندگی و وجودم را تقدیم میکنم... برای تو، تو زندگی هستی و بدون تو هیچگونه زندگیای وجود ندارد، ای مصر». کمال، اندیشمند سیستماتیکی نبود، اما نوشتهها و سخنرانیهای او نقش چشمگیری در بیداری آگاهی سیاسی مردم مصر و ظهور ایده ملیگرایی سرزمینی ایفا کرد.
پس از مرگ توفیق، که شخصیتی نسبتاً سازگار داشت و به سلطنت رسیدن پسر هجدهسالهاش، عباس دوم (۱۸۹۲–۱۹۱۴)، فضای سیاسی مصر بشدت متشنج شد. عباس دوم که در سوئیس و وین تحصیل کرده بود، ملیگرایی مصری را در دل داشت و آرزو میکرد بیش از یک حاکم نمادین باشد. او مستقیماً مقام لرد کرومر را به چالش کشید و منابع مالی برای روزنامههای ضد بریتانیایی، از جمله اللواء مصطفی کمال، فراهم آورد. به این ترکیب از مطبوعات پرصدا و حاکمی با اراده مستقل، رکود اقتصادی شدید جهانی در سالهای ۱۹۰۷–۱۹۱۱ افزوده شد، که باعث کاهش قابل توجه قیمت پنبه و ایجاد مشکلات جدی اقتصادی در روستاهای مصر شد. در چنین فضایی، حادثه دینشاوای در ژوئن ۱۹۰۶ جرقهای بود که احساسات ضد بریتانیایی را شعلهور ساخت. البته همیشه برای مورخان خطرناک است که یک رویداد خاص را بهعنوان آغاز یک حرکت بزرگ معرفی کنند، اما دینشاوای، که در زمانی از رکود اقتصادی و نارضایتی سیاسی رخ داد، بهنظر میرسید افکار عمومی مصر را بهشدت برانگیخت.
حادثه دینشاوای به خودی خود بسیار ساده بود. پنج افسر بریتانیایی برای تیراندازی به کبوترها به یکی از روستاهای دلتا، به نام دینشاوای، رفته بودند؛ روستایی که مانند بسیاری از دیگر روستاهای مصر، کبوترهایی برای گوشت و تخم کبوتر پرورش میداد. در جریان این فعالیت، افسران به اشتباه همسر پیشوای دینی روستا را زخمی کردند و دهنهای از خرمن را به آتش کشیدند. اهالی روستا اعتراض کردند و در درگیری پس از آن، دو افسر بریتانیایی زخمی شدند که یکی از آنان بعداً جان خود را از دست داد. با توجه به تنشهای سیاسی و اقتصادی حاکم، مقامات بریتانیایی تصمیم گرفتند ساکنان دینشاوای را بهعنوان عبرتی برای سایر نقاط کشور مجازات کنند. بدین منظور، یک دادگاه ویژه تشکیل شد و ۵۲ نفر از اهالی روستا به جرم قتل عمد، هرچند غیرمحتمل، متهم شدند. سی و دو نفر از آنان به سرعت محکوم شدند و چهار نفر به طور عمومی در خود دینشاوای به دار آویخته شدند. برخی دیگر شلاق خوردند و باقیمانده به زندان و کار سخت محکوم شدند.
انتهای پیام/