ترجمه علیه خردستیزی
نگاهی به آثار ترجمه شده توسط یدالله موقن
فرهنگ
150701
شهر اصفهان و ساحت ترجمه و نشر ایران به تازگی داغدار خاموشی چراغ زندگی مردی شده است که پژوهشگری متین و مترجمی دقیق بود. نام یدالله موقن برای همه علاقهمندان به فلسفه آشنا است و سالها با تلاشهای او در عرصه ترجمه دریچههای جدیدی از دانش و آگاهی را به روی خود گشودهاند.
سمیرا دردشتی، روزنامهنگار: برای موقن فلسفه و فلسفی اندیشیدن تنها یک زینت نبود بلکه خود زندگی بود. آنجا که با بازماندن از تدریس در نتیجه ناملایمات روزگار، ترجمه را آغاز کرد تا زیستن به این شیوه را تداوم بخشد. موقن ابتدا فیزیک نظری خواند ولی علاقهاش به فلسفه سبب شد که به تحصیلات خود در رشته تاریخ و فلسفه علم در دانشگاه لیدز انگلستان ادامه دهد. در بازگشت به ایران مدتی را در گروه فلسفه دانشگاه اصفهان مشغول به تدریس شد و در ادامه مسیر ترجمه را در پیش گرفت.
موقن ترجمه فلسفی را در وفاداری توأمان به متن در مبدأ و معنا در مقصد، در اوج انجام میداد چرا که هم زبان مبدأ را به خوبی میدانست هم به زبان فارسی و ظرایف آن تسلطی قابل ملاحظه داشت و مهمتر آنکه فهمی عمیق از مفاهیم فلسفی داشت و با فضاسازی که در قالب پیشگفتار آثارش انجام میداد خواننده را به جهان نویسنده اصلی اثر پیوند میزد. به علاوه در اغلب آنچه به عنوان پیشگفتار مترجم در کتابهای او به چاپ رسیده، مترجم تلاش کرده تا نظرات سایر نویسندگان بزرگ در مورد آن اثر را نیز گردآوری کند و ضرورت مطالعه کتاب را به این واسطه برای خواننده آشکار کند.
خوانا کردن کاسیرر
نام یدالله موقن به عنوان مترجم بیش از هر نویسندهای با ارنست کاسیرر گره خورده است. کاسیرر فیلسوفی است که به مسائل فلسفی فیزیک مدرن علاقهمند بود و به یقین موقن یکی از کاسیررشناسان معاصر بود که اشراف کامل به فلسفه نوکانتی و حوزه اندیشه کانت و کاسیرر داشت و دریچهای به جهان آثار او در فارسی گشوده تا خواننده فارسی زبان بتواند با آرا و افکار فلسفی در جهان غرب همگام شود. خود او در کتاب «ارنست کاسیرر: فیلسوف فرهنگ» درباره سابقه آشناییاش با کاسیرر شرح میدهد که اولینبار در حراجی یک کتابفروشی در اصفهان با اثری از کاسیرر برخورد کرده بود اما بعدها وقتی راهی انگلستان شد در کلاس تاریخ علم بارها نام کاسیرر را شنید و به آثار و افکارش علاقهمند شد. همین بود که موقع بازگشت همه آثار موجود او به زبان انگلیسی را خریداری کرده و با خود به ایران میآورد و بعدها به ترجمه برخی از مهمترین آنها پرداخت.
او در پیشگفتار «اسطوره دولت» درباره اهمیت کاسیرر مینویسد: «تاکنون برخورد ما با فرهنگ غرب جنبه ایدئولوژیک داشته است. حسن کاسیرر در این است که او ایدئولوگ نیست بلکه پژوهشگر و دانشمند است. خواننده با خواندن آثار کاسیرر فرهنگ غرب را نه از چشم ایدئولوگ بلکه از چشم مورخی نسبتاً بیغرض و متفکری منصف میبیند و در عین حال اندیشیدن را فرا میگیرد.» موقن در جوانی به آثار نویسندگانی چون لوکاچ و اندیشمندان مکتب فرانکفورت علاقهمند بود. با اینحال او به مرور به مسائل مربوط به «اسطوره» که در اندیشه کاسیرر جایگاه مرکزی دارد، علاقهمند شد و آن را در ربط با ایران نزدیکتر از مسائلی چون ساختار طبقاتی که در آثار مارکسیستهای کلاسیک پررنگتر بود، ارزیابی کرد.
کاسیرر همانند کانت شناخت انسانی را تنها از راه صورتهایی از مفاهیم ذهنی و انتزاعی میسر میدانست که در واقع ابزارهای شناختی هستند اما راه کاسیرر در جایی از کانت جدا میشود که او این صورتها را تنها به الگوهای عقلانی محدود نمیدانست بلکه مفاهیم و الگوهای غیرعقلانی را هم بازیگرانی مهم در مسیر شناختی انسان تلقی میکرد. چرا که منطق آگاهیبخش انسانی پیوسته عقلانی نبوده است و حواس و عواطف انسانی نیز در شکلبخشی صورتهای شناختی او دخیل بودهاند. بر این اساس کاسیرر ساختاری واحد برای خرد بشر قائل نیست بلکه خرد را مرکب از موزاییک نیروهای گوناگون فرهنگی میپندارد. از نگاه کاسیرر «اسطوره» یکی از اولین و مهمترین فرمهای شناختی است. بر این اساس انسان برای آگاهی از هستی به یکباره از فرم تعقلی شناخت آغاز نکرده و پیش از آن دورهای طولانی از زندگی خود را با معرفتی ابتدایی به سر کرده است که همان «آگاهی اسطورهای» است.
انسان و سمبلهایش
کتاب «فلسفه صورتهای سمبلیک» مهمترین اثر ارنست کاسیرر است که در سه جلد به رشته تحریر درآمده و از این میان تنها جلد دوم این اثر توسط یدالله موقن به فارسی ترجمه شده که «اندیشههای اسطورهای» نام دارد. کاسیرر در این اثر به بررسی و تحلیل مقولات اندیشه اسطورهای پرداخته و آن را با مقولات نظیرش در قلمرو علم مقابله و مقایسه کرده است. طبق تعریف کاسیرر انسان موجودی سمبلساز است. انسان جهانهای سمبلیک میآفریند که میان او و واقعیت حائل میشوند. فرم یا صورت سمبلیک به هرگونه انرژی روح اطلاق میشود که از طریق آن، محتوای ذهنی معنا با نشانهای محسوس و ملموس مرتبط شود.
او با مفروض دانستن این بینش که «هر تصور و تصویری بر انسان فرمی سمبلیک دارد.» بر این نظر بود که اندیشه فلسفی انسان ابتدایی با بیانی سمبلیک آغاز شد و همان انسان شناخت خود از جهان پیرامون را به زبانی سمبلیک از طریق اسطورهها بیان کرده است. کاسیرر در این اثر منشأ اسطوره را نه فراگردهای عقلی بلکه از عواطف بشر میداند اما از سوی دیگر معتقد است همه آن نظریههایی که منحصراً عاطفه را منشأ پیدایش اسطوره میدانند، یک نکته اساسی را در نظر نمیگیرند و آن اینکه اسطوره را نمیتوان عاطفه محض توصیف کرد زیرا که اسطوره بیان سمبلیک عاطفه است و بیان یک چیز خود آن چیز نیست. او در این اثر ابتدا به طرح نظریات فلاسفه دیگر در مورد اسطوره میپردازد و با نقد آنها به بحث روششناسانه خود میرسد. روش کاسیرر در این اثر مقابله و مقایسه «میتوس» با «لوگوس» یعنی «اسطوره» با «تفکر عقلانی» است.
کتاب دیگر کاسیرر یعنی «فرد و کیهان در فلسفه رنسانس» از مهمترین آثار درباره فلسفه رنسانس است که موقن آن را نیز به فارسی ترجمه کرده است. کتابخانه واربورگ در سال ۱۹۲۷ این کتاب را در مجموعه پژوهشهای خود منتشر کرد. این اثر به دنبال سالها پژوهش کاسیرر درباره فلسفه صورتهای سمبلیک نوشته شد و به این مسأله میپردازد که چگونه روح رنسانس اندیشه قرون وسطی را زیر سؤال برد و پایههایش را متزلزل کرد. کاسیرر بهدقت نشان میدهد متفکران رنسانس چگونه به بینش خود از انتظام طبیعت دست یافتند. کتاب به موضوعاتی از جمله بررسی آرا و اندیشههای نیکولاس کوزانوس، جبر و اختیار در فلسفه رنسانس و مسأله سوژه-ابژه در فلسفه رنسانس میپردازد و به طور کلی زبان، هنر و علم از یکسو و موضوع آگاهی فردی در رنسانس از سوی دیگر در این کتاب به تفصیل بحث میشود. همچنین دو بخش به صورت ضمیمه در کتاب وجود دارد. یکی را موقن تحت عنوان «چند نکته درباره پرسش نو بودگی رنسانس» ترجمه کرده که نوشته خود کاسیرر است و ضمیمه دوم «نظریه کاسیرر درباره تاریخ، آنچنان که در بررسی او از اندیشه رنسانس ارائه شده است» نوشته جان هرمان راندال است که به فهم بیشتر کتاب کمک میکند.
در جدال با اسطورهاندیشی سیاسی
کتاب مهم دیگر کاسیرر «فلسفه روشنگری» نام دارد و موضوع آن تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیره خرافات را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیشداوریها بود، آزاد کرده است. «فلسفه روشنگری» استقلال فرد و حقوق سلبناشدنی و تفویضناپذیر او را اعلام میکند و استقلال خرد و علم را در همه حوزهها تأمین و تضمین میکند اما گویی این روند رهاییبخش فرد از زنجیره پیشداوریها هنوز به کمال نرسیده بود که سیر معکوس در پیش گرفت و انسانی که تازه از سیطره اسطورههای کهن رهایی یافته بود در چنگال اسطورههای سیاسی افتاد و مجدداً بهبند کشیده شد.
روش موقن در ترجمه «فلسفه روشنگری» آنگونه که خودش در مقدمه کتاب بیان میکند، این بوده که اول از روی ترجمه انگلیسی آن، مطلب را به فارسی برمیگردانده سپس آن را با متن اصلی آلمانی مقابله کرده است و هرجا که میان ترجمه انگلیسی و متن اصلی آلمانی اختلافی اساسی وجود داشته، ترجمه فارسی را با متن اصلی منطبق کرده و حتی برای اطمینان متن را با ترجمه فرانسوی نیز تطبیق داده است. این اثر همچنین توسط ضیا موحد ویرایش شده است.
کاسیرر در تابستان ۱۹۴۱ به عنوان استاد میهمان در دانشگاه ییل عازم آمریکا شد و قصد داشت بعد از دو سال به سوئد بازگردد ولی به دلیل ادامه جنگ جهانی نتوانست و به همین دلیل با دعوت دانشگاه کالیفرنیا برای تدریس به آنجا رفت. او در مدت اقامت خود در آمریکا دو کتاب نوشت؛ یکی «رسالهای درباره بشر» ـ خلاصهای از «فلسفه صورتهای سمبلیک» - و دیگری کتاب مهم «اسطوره دولت» که در فلسفه سیاسی و تبیین نظامهای توتالیتر است که بعد از مرگ او به چاپ رسید. «اسطوره دولت» از لحاظی ادامه «فلسفه روشنگری» است و از لحاظی دنباله جلد دوم «فلسفه صورتهای سمبلیک: اندیشه اسطورهای» محسوب میشود. موضوع «اسطوره دولت» نیز مانند «فلسفه روشنگری» نبرد با اسطوره است ولی اینجا میدان رزم قلمرو سیاست است. در این اثر مجدداً شاهد محو سوژه یا شخص پرسشگر هستیم. جامعه زیر سلطه اسطوره جامعهای بسته است و بر جامعه بسته تفکر اسطورهای یا ذهنیت پیشامنطقی حاکم است. به نظر کاسیرر فاشیسم یعنی تفکر جادویی_اسطورهای که به تکنولوژی مدرن مجهز شده است.
در ساحت مؤلف
در کتاب «ارنست کاسیرر، فیلسوف فرهنگ»، موقن خودش در ساحت مؤلف دست به قلم میشود تا کاسیرر را برای خواننده ایرانی روایت کند. در این اثر بیش از هر زمانی میتوان متوجه شد که موقن خود را تا چه پایه به کاسیرر نزدیک میبیند؛ چه به لحاظ سرگذشت علمی، چرا که در آلمان سلطنتی نیز هرگز به کاسیرر مقام پروفسوری پیشنهاد نمیشود، مورد تبعیض علمی قرار میگیرد و نوعی آوارگی علمی را تجربه میکند، چه به لحاظ روش کاری و سلوک فردی که درباره او مینویسد:«کسانی که با کاسیرر دیدار داشتهاند و او را از نزدیک میشناختهاند از آرامش درونی تزلزلناپذیر او سخن میگویند. این آرامش درونی با مهربانی و خوشرویی نسبت به دیگران همراه بود. این صفات نهتنها او را از حزن و اندوه دور نگاه میداشتند، بلکه او را وامیداشتند تا ورای هرج و مرج و سردرگمی حاکم بر اندیشه و احساسات، نوعی هماهنگی و انتظام ببیند.» البته که نویسنده علیرغم سابقه طولانی مطالعه و کار پیرامون کاسیرر، در این کتاب شیفتهوار با او مواجه نمیشود و به قول خودش این کتاب «به قلم مریدی در مدح و ستایش مرادش نیست»، بلکه میکوشید مواجههای تا حدی انتقادی نیز با او داشته باشد.
کتاب «نظریه نسبیت اینشتاین: یک بررسی شناختشناسانه» از ارنست کاسیرر، یکی از آخرین آثاری است که موقن به فارسی ترجمه کرده که همچنان منتشر نشده است. این کتاب به گفتوگویی میان دانشمند و فیلسوف انجامیده است و طی آن مکاتبهای میان کاسیرر و اینشتاین شکل میگیرد. در این اثر کاسیرر میکوشد وضعیت فلسفه کانت را نسبت به نظریه نسبیت اینشتاین روشن سازد. بهطور کلی در آثار کاسیرر فلسفه و تاریخ و علم با هم درآمیخته شده است. کاسیرر علاوه بر نبوغ فلسفی و تاریخی، نبوغ علمی بالایی هم داشت و از مباحث جدید در ریاضیات، فیزیک و زیستشناسی گرفته تا نقد ادبی، هنری، انسانشناسی، قومشناسی، اسطورهشناسی و تاریخ ادیان همه را دنبال میکرد و در رویکرد خود به کار میبست و همین بود که شاید فهم آثار او را دشوار میکرد اما برای مترجمی مانند موقن که خود دانشآموخته فیزیک بود و از آنجا راهی فلسفه شده بود، درونی کردن آنچه کاسیرر به رشته تحریر درآورده است و سپس ترجمه آن به زبان فارسی به مراتب از سایر مترجمان آثار این فیلسوف، کاری آسانتر و ملموستر بود.
درگیر با مسأله ذهنیتها
یکی دیگر از نویسندگانی که یدالله موقن در طول حیات خود به او توجه داشته و آثارش را به فارسی ترجمه کرده است، لوسین لوی-برول، فیلسوف و انسانشناس فرانسوی و استاد کرسی تاریخ فلسفه مدرن در سوربن است. او شاید اولین کسی بود که ذهنیت اقوام ابتدایی را بر پایه پژوهشهای انسانشناختی بررسی کرد و برای ساختار ذهن انسان دو نوع ساختار قائل شد که آن را ساختار رازآلود و ساختار منطقی نامید یا همان که در قالب اصطلاحات کاسیرر ذهنیت اسطورهای و ذهنیت علمی نامیده میشود. در واقع علاقه موقن به ترجمه آثار لوی-برول به نوعی در امتداد همان علاقه به کاسیرر است چرا که آنگونه که خودش مینویسد «در واقع کاسیرر، لوی-برول آلمان است.» برای اولینبار موقن در شماره ۱۲ مجله «نگاه نو» مقالهای با عنوان «نظریه لوی-برول درباره ساخت ذهن اقوام ابتدایی» نوشت و پس از آن تصمیم گرفت کتاب «کارکردهای ذهنی در جوامع عقبمانده» را به فارسی ترجمه کند. مترجم دلیل علاقهاش به لوی-برول را پرتویی میداند که او برعلل عقبماندگی جوامع از جمله در خاورمیانه میاندازد و باور دارد نکاتی نیز در ربط با ایران میتوان از آن استخراج کرد. به علاوه معتقد است «نظریات لوی-برول به ما کمک میکند تا آثاری مانند: ایلیاد و ادیسه هومر و مقدمه ابنخلدون، تاریخ جریر طبری، مروجالذهب و غیره را بهتر درک و تفسیر کنیم. حتی این را میتوان گفت که او در فهم فلسفههای خردستیز معاصر نیز به ما کمک میکند.»
کتاب «کارکردهای ذهنی در جوامع عقبمانده» از مهمترین آثار لوی-برول است که موقن آن را به فارسی ترجمه کرده است. لوی-برول در این کتاب معتقد است ذهنیت انسان ابتدایی متفاوت با ذهنیت ماست. البته نه فقط با ذهنیت انسان فرهیخته و دانشمند که ذهنی انتقادی دارد بلکه با ذهن انسان میانمایه غربی نیز متفاوت است. تفاوت در اینجاست که وقتی انسان ابتدایی یک شخص، یک جانور یا یک درخت را میبیند، همه خواص جادویی یا تابوییاش را یکجا حس میکند اما عوام غربی دیگر این کلیت را حس نمیکنند. به باور نویسنده، تجربه بر ذهن ابتدایی بیاثر است. اگر تجربه بارها اعتقادات انسان ابتدایی را نقض کرده و پوچی آنها را به اثبات رسانده باشد، بازهم او در اعتقادات خود راسخ میماند و تجربه را مردود میداند. لوی-برول به دو نوع کارکرد ذهنی یا دو نوع ذهنیت اعتقاد داشت که یکی را غالب در جوامع سنتی و عقبمانده و پیشصنعتی و دیگری را غالب بر جوامع مدرن و پیشرفته میدانست.
موقن در مورد ترجمه این اثر در پیشگفتار آن گفته است که او به این دلیل کتاب را به فارسی ترجمه کرده است تا خواننده فارسیزبان نیز دریابد «انسانها چه ابتدایی و چه غیرابتدایی چگونه میاندیشند.» کار ترجمه این اثر سه سال به طول انجامیده و موقن تأکید کرده است از آنجا که ترجمه انگلیسی این اثر مورد تأیید لوی-برول بوده است، ترجمه فارسی نیز از روی آن صورت گرفته اما اشاره دارد که به منظور بهبود کیفیت کار به نسخه فرانسوی نیز بارها رجوع کرده است. علاوه بر این کار، او کتاب «لوسین لوی-برول و مسأله ذهنیتها» را نیز تألیف کرده و با مراجعه به آثار بسیاری از انسانشناسان، جامعهشناسان و فیلسوفان کوشیده تا معرفی اجمالی از لوی-برول برای خواننده ایرانی فراهم آورد.
انتهای پیام/