گفت و گوی«ایران» با کارشناسان اقتصادی درباره بازیگری چین در عرصه خودروسازی

خیزش اژدهای سرخ در خاور دور

چین چگونه فرمان صنعت خودروی جهان را در دست گرفت؟

اقتصاد

157506
خیزش اژدهای سرخ در خاور دور

صنعت خودروسازی وارد فصلی تازه شده است. فصلی که در آن دیگر فقط نام‌های قدیمی به‌تنهایی تعیین‌کننده نیستند و چین با صدایی بلندتر از همیشه در مرکز صحنه ایستاده است؛ کشوری که تا دو دهه پیش، بیشتر در بازار مصرف، به‌عنوان مونتاژکار شناخته می‌شد؛ امروز به یکی از مهم‌ترین بازیگران صنعت خودرو بدل شده است.

یاسمن صادق شیرازی،گروه خودرو: یک جهش بلند از سوی اهالی سرزمین اژدها که باعث تأثیر در کارخانه‌های خودروسازی مهم اروپا هم شده است. به گزارش نشریه تجاری آلمانی «منیجر» (Manager)، فولکس واگن، غول خودروسازی آلمانی قصد دارد چهار کارخانه خود در شهرهای تسویکاو، امدن، هانوفر و نکازاولم را پس از پایان تولید مدل‌های فعلی تعطیل کند. جابه‌جایی بازیگران قدرت صنعت خودرو کارشناسان حوزه خودرو با بررسی داده‌های علمی و آمارها به این نتیجه رسیده‌اند که این نشانه جابه‌جایی عمیق قدرت در صنعت خودروی جهان است.

فولکس‌واگن، غول ۸۹ ساله آلمانی و یکی از نمادهای صنعت خودرو اروپا، امروز زیر فشار همزمان کاهش تقاضا و از همه مهم‌تر، هجوم رقبای چینی قرار گرفته است. چین حالا دیگر صرفاً سازنده خودروهای ارزان نیست؛ این کشور توانسته محصولاتی عرضه کند که هم از نظر کیفیت و امکانات قابل توجه‌اند و هم از نظر قیمت، معادلات بازار را بر هم می‌زنند.

پرسش اصلی اما اینجاست که چین چگونه از یک بازیگر حاشیه‌ای به تهدیدی مستقیم برای برندهای ریشه‌دار جهانی تبدیل شد؟ این سؤالی است که «ایران» با کارشناسان اقتصادی مطرح کرده تا چگونگی این ماجرا به صورت تخصصی مورد بررسی قرار بگیرد.

 

از کاهش هزینه تولید تا توانایی جذب برندهای معتبر

 

آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه: اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت صنعت خودروسازی چین را توضیح دهیم، باید از توانایی این کشور درجذب برندهای بزرگ جهانی آغاز کنیم. چین فقط به ساخت برندهای بومی اکتفا نکرد، بلکه توانست غول‌های بزرگ خودروسازی دنیا را نیز به سمت خود بکشاند؛ از تویوتا گرفته تا ولوو و دیگر برندهایی که امروز بخش قابل‌توجهی از تولید یا مونتاژشان در خاک چین انجام می‌شود. به همین دلیل است که بسیاری از خودروهایی که در بازارهای مختلف، از جمله ایران، دیده می‌شوند، اگرچه نامی جهانی دارند، اما در عمل محصول خطوط تولید و مونتاژ چین هستند. اما این تحول تنها یک اتفاق صنعتی ساده نبود، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از مزیت‌های اقتصادی و لجستیکی است. 
چین موفق شد هزینه تولید را به شکل محسوسی کاهش دهد؛ از نیروی کار ارزان گرفته تا دسترسی گسترده به مواد اولیه، قطعات و شبکه تأمین. همین مزیت سبب شد برندهای بزرگ جهانی نیز به این جمع‌بندی برسند که تولید در چین، از نظر اقتصادی به‌مراتب به‌صرفه‌تر از بسیاری از نقاط دیگر دنیاست. به بیان ساده، چین خود را به کارخانه‌ای تبدیل کرد که هم ظرفیت تولید انبوه دارد و هم می‌تواند قیمت تمام‌شده را در سطحی رقابتی نگه دارد. در کنار این موضوع، نباید از قدرت بازاریابی و شناخت بازار در چین غافل شد. چینی‌ها تنها تولید ارزان را هدف نگرفتند؛ آنها خیلی زود دریافتند که بازارهای مختلف، نیازها و سلیقه‌های متفاوتی دارند. به همین دلیل، تولید برای آنها یک نسخه واحد برای همه کشورها نبود. خودرویی که مثلاً برای بازار عربستان طراحی می‌شود، لزوماً همان مشخصات و تجهیزات خودرویی را ندارد که برای امارات، آسیای میانه یا حتی بازار داخلی چین در نظر گرفته می‌شود.

این انعطاف در تولید، یکی از مهم‌ترین رموز موفقیت خودروسازان چینی بوده است؛ یعنی تولید متناسب با بازار هدف. چین همچنین از نظر موقعیت جغرافیایی و شبکه حمل‌ونقل دریایی، مزیت مهمی در اختیار داشت. نزدیکی به بسیاری از بازارهای بزرگ آسیایی و امکان ارسال سریع محصولات از طریق بنادر، به این کشور اجازه داد سفارش‌ها را با سرعت و هزینه کمتر پاسخ دهد. در واقع، چین توانست میان تولید، زنجیره تأمین و مسیر حمل پیوندی مؤثر برقرار کند؛ مزیتی که بسیاری از رقبای آن از چنین انسجامی برخوردار نبودند.
در این میان، یک نکته مهم دیگر نیز مطرح است. خودروسازان چینی به‌خوبی فهمیدند که قدرت خرید مشتری نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت بازار دارد. به همین دلیل، محصولاتی طراحی کردند که با برخورداری از امکانات متنوع و جذاب، همچنان برای بخش بزرگی از مصرف‌کنندگان قابل خرید باشد.

افزوده شدن آپشن‌هایی که بسیاری از خریداران به آن علاقه دارند، در کنار حفظ قیمت رقابتی، باعث شد خودروهای چینی برای طیف وسیعی از بازارها جذاب شوند؛ حتی در شرایطی که برخی هنوز نسبت به کیفیت خودروهای ساخت چین تردید دارند. البته بخشی از صنعت خودروی چین همچنان با انتقاداتی مانند کپی‌برداری یا شباهت به محصولات دیگر روبه‌روست، اما واقعیت این است که این کشور توانسته از مرحله تقلید عبور کند و به بازیگری تأثیرگذار در بازار جهانی بدل شود.

 

زنجیره‌ای که چین را به قدرت خودروسازی بدل کرد


سیدمصطفی موسوی‌نژاد، کارشناس اقتصادی: مهم‌ترین مزیت صنعت خودروسازی چین را باید در یک گزاره خلاصه کرد؛ تولید باکیفیت با قیمت رقابتی. ترکیبی که امروز حتی بازارهای سنتی اروپا و آمریکا را به واکنش واداشته است. در شرایطی که برخی کشورها ورود محصولات چینی را با تعرفه‌های سنگین یا حتی محدودیت‌های وارداتی مواجه می‌کنند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا چنین سیاست‌هایی در پیش گرفته شده است؟ پاسخ روشن است؛ رقابت با خودرویی که هم از نظر کیفیت ارتقا یافته و هم از نظر قیمت برتری دارد، برای بسیاری از برندهای قدیمی آسان نیست. چین امروز دیگر تولیدکننده خودروهای ارزان‌قیمت و کم‌کیفیت دهه‌های گذشته نیست. خودروسازان این کشور توانسته‌اند در بسیاری از کلاس‌ها محصولاتی عرضه کنند که نه‌تنها استانداردهای جهانی را پاس می‌کنند، بلکه در برخی حوزه‌ها مانند خودروهای برقی و فناوری‌های هوشمند پیشتاز نیز هستند.

همین مزیت رقابتی باعث شده بازارهای جهانی یکی پس از دیگری در برابر محصولات چینی گشوده شوند؛ حتی اگر سیاست‌گذاران در برخی کشورها تلاش کنند با ابزار تعرفه، سرعت این نفوذ را کاهش دهند. اما موفقیت چین صرفاً حاصل کاهش هزینه تولید یا نیروی کار ارزان نیست. نکته کلیدی، حمایت‌های هوشمندانه و هدفمند دولت از این صنعت است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که تقریباً هیچ صنعت بزرگی بدون حمایت اولیه دولت‌ها به بلوغ نرسیده است. با این حال، تفاوت در کیفیت این حمایت‌هاست. حمایت‌های کورکورانه و بی‌برنامه نه‌تنها مزیت رقابتی ایجاد نمی‌کند، بلکه به رکود و عقب‌ماندگی می‌انجامد.

در مقابل، آنچه در چین رخ داد، نوعی سیاست‌گذاری دقیق، مرحله‌بندی‌شده و مشروط به بهره‌وری بود؛ حمایتی که همزمان با ارتقای فناوری، توسعه صادرات و افزایش مقیاس تولید پیش رفت.با این حال، شاید مهم‌ترین مؤلفه موفقیت چین را باید در تقویت زنجیره قطعه‌سازی و تأمین جست‌وجو کرد. چین تنها بر مونتاژ خودرو تمرکز نکرد، بلکه کل اکوسیستم صنعتی پیرامون آن را توسعه داد.

از صنایع فولاد و آلومینیوم گرفته تا تولید باتری‌های پیشرفته و سیستم‌های الکترونیکی، همه در قالب یک شبکه منسجم رشد کردند. نتیجه آن شد که خودروساز چینی برای تأمین قطعات کلیدی، وابستگی خارجی محدودی دارد و می‌تواند با سرعت و هزینه پایین‌تر تولید کند. این همان نقطه‌ای است که تفاوت را رقم می‌زند. اگر در کشوری ضعف کیفی در خودرو دیده می‌شود، الزاماً مشکل فقط در خط مونتاژ نیست؛ بلکه باید به وضعیت قطعه‌سازان و عمق داخلی‌سازی نیز نگاه کرد.

در چین، زنجیره خودروسازی یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است. برندی مانند BYD زمانی می‌تواند با خودروسازان باسابقه اروپایی یا ژاپنی رقابت کند که پشتوانه‌ای از صدها تأمین‌کننده توانمند و فناوری‌های بومی در اختیار داشته باشد. در کنار همه این عوامل، نسبت قیمت به فناوری در محصولات چینی تعیین‌کننده بوده است. خودروهایی با سطح بالای تجهیزات ایمنی و رفاهی، قوای محرکه پیشرفته و طراحی مدرن، اما با قیمتی پایین‌تر از رقبای سنتی. صنعتی که روزگاری با تصویر کپی‌کاری شناخته می‌شد، امروز به تهدیدی جدی برای خودروسازان اروپایی، کره‌ای و ژاپنی بدل شده است. راز این تحول نه در یک برند خاص، بلکه در زنجیره‌ای نهفته است که با دقت طراحی شد؛ زنجیره‌ای که اکنون موتور محرک صعود چین در جاده‌های جهانی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار اقتصاد