پدیده ترامپ!

سید عطاءالله مهاجرانی

سید عطاءالله مهاجرانی

سیاست

157606
پدیده ترامپ!

تا پیش از پیدایش پدیده ترامپ، با خودم می‌‌گفتم: «معجزه هزاره سوم حقیقتاً پدیده است! پدیده تمام تاریخ ایران؛ از مادها تا گزارش نیویورک تایمز!» تا اینکه ترامپ از راه رسید و تمامی پدیده‌های پیش و پس از خود را از بیخ و بن برانداخت! می‌‌توان از «ترامپ-پدیا» سخن گفت؛ دانشنامه رنگارنگ تحول احوال ترامپ. ستون فقرات ترامپ- پدیا هم توئیت‌های پی در پی و بی در و پیکر و بی سر و سامان اوست.

سید عطاءالله مهاجرانی:  روزگار ما را می‌‌توان از جهتی عصر ترامپ نامید. بیش از هر نامی نام او در عرصه اخبار و تفسیر و تحلیل  مطرح می‌‌شود. خود او هم خودشیفته است و شیدایی غریبی به مطرح شدن دارد. از دزدیدن چکش طلای شورای صلح غزه، تا به زور گرفتن جایزه صلح نوبل از «نماریا ماچادو»ی ونزوئلایی.
اصلاً به محض پیروزی در انتخابات و پیش از استقرار در کاخ سفید گفت: «من جنگ روسیه و اوکراین را پیش از اینکه پشت میز ریاست جمهوری در کاخ سفید  در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ بنشینم، تمام می‌‌کنم» اما نتوانست. هفته پیش بعد از ۱۸ ماه از دوره ریاست جمهوری‌اش در اجلاس هفت در پاریس گفت: «از پوتین ناامید شده‌ام.»
می‌خواست نام خلیج فارس را عوض کند. متن تفاهمنامه‌ای را در کاخ ورسای در کنار مکرون امضا کرد که  نام تاریخی خلیج فارس ذکر شده است. می‌‌خواست نام خلیح مکزیک را بگذارد خلیح آمریکا، نتوانست. گفت: «کانادا ایالت ۵۱ آمریکاست!» نتوانست. با هر کدام از این سرفصل‌ها، ترامپ با زنجیره بی پایان و شبانه روزی توئیت‌هایش صحنه‌سازی و ماجراجویی می‌‌کند. البته ناگفته نماند که ترامپ از صفحه ویژه‌اش سالانه میلیون‌ها دلار درآمد دارد. حقوق ریاست جمهوری نمی‌گیرد، اما کاخ سفید را به پاتوق دلال‌های معاملات ملکی  تبدیل کرده است. بایدن به تازگی گفته است: «موجب شرمساری است که شغل ریاست جمهوری وسیله کسب درآمد برای ترامپ و خانواده‌اش شده است.» صدای «توماس فریدمن» هم بلند شد. در نقد ویتکاف و کوشنر نوشت: «اینها که دلال معاملات ملکی هستند و دنبال منافع خودشان. نه دیپلماسی بلدند و نه اطلاعات سیاسی دارند.»
اما حمله به ایران در بین تمامی سرفصل‌های کارنامه ترامپ موقعیت دیگری دارد. در بحبوحه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و شهادت رهبر معظم انقلاب شهید آیت‌الله خامنه‌ای و فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مطابق ۷ آوریل ۲۰۲۶؛ ترامپ در صفحه مخصوصش نوشت:
A whole Civilisation  will die tonight, never to be brought back again. I don’t want that too happen, but it probably will.
که یعنی «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد. هرگز دوباره باز نمی‌گردد. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد. اما احتمالاً خواهد افتاد.»
این پریشان‌گویی ترامپ، نشانی روشن از روان‌پریشی او دارد که در روز ۲۸ از جنگ ۴۰ روزه نوشته شده است. گمان می‌‌کردند به پایان ایران رسیده‌اند. حال اگر خبرنگاری از ترامپ می‌‌پرسید که «تمدن» چیست؟ چگونه می‌‌توان یک تمدن را نابود کرد؟ هیچ نداشت که بگوید.
روح تمدن، فرهنگ است و روح فرهنگ، زبان و ادبیات و هنر است. ترامپ چگونه می‌‌تواند زبان فارسی و شاهنامه فردوسی و خیام و مولوی و حافظ و سعدی را نابود کند؟ چگونه می‌‌تواند کشور و ملت ایران را نابود کند؟! نمی‌دانیم وقتی ترامپ از نابودی تمدن ایران و کشور ایران سخن می‌‌گوید، چه مفهوم یا مصداقی را در ذهن دارد؟ اما تجربه نشان می‌‌دهد حمله اتمی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی و تسلیم بدون قید و شرط ژاپن و تحمیل قانون اساسی که از سوی حاکم آمریکایی ژاپن بر ژاپن و ملت ژاپن تحمیل شد، نتوانست تمدن و فرهنگ و آزادی انتخاب و اصالت ژاپنی را نابود کند.
تابلوی زنده این پایداری «موزه صلح» در هیروشما است. 
در مرداد سال ۱۳۸۰ از طرف دانشگاه کیوتو به ژاپن دعوت شده بودم. دانشگاه، سمینار یک روزه در سه جلسه پنج ساعتی داشت با عنوان «هویت ژاپنی.» پنج نسل از فیلسوفان ژاپنی در سمینار حضور داشتند! 
از مهمانداران خواستم ترتیب سفرم به هیروشیما را بدهند؛ دادند. خوشبختانه در روز یادواره بمباران هیروشیما به هیروشیما رسیدم. در میدان یادبود صلح و پارک کنار میدان، در ۶ اوت (۱۵ مرداد ۱۳۸۰) حضور داشتم. روبه‌روی موزه صلح، مراسم بزرگداشت شهیدان، بازماندگان و آسیب دیدگان بمباران اتمی برجای بود. قربانیان حمله اتمی و خانواده‌هایشان هم بودند. مراسم ساعت هشت و ربع صبح آغاز شد.
 همان ساعت انفجار بمب اتمی «پسر کوچک» در هیروشیما به فرمان «هری ترومن» در ششم اوت سال ۱۹۴۵ و سه روز بعد انفجار بمب «مرد چاق» در ساعت ۱۱ و یک دقیقه صبح ۹ اوت در ناکازاکی. در موزه صلح سه‌چرخه نیم‌ذوب شده «شین ایچی تنسوتانی» که سه سال و ۱۱ ماهه بود در مقابل چشم شماست. 

تنسوتانی در فاصله یک و نیم کیلومتری از کانون انفجار سوار سه‌چرخه‌اش بود و بازی می‌‌کرد. تنسوتانی چند لحظه پس از انفجار کشته شده بود. پدرش نتوانسته بود پیکر سوخته کودکش را از سه‌چرخه جدا کند. او را با سه‌چرخه‌اش در باغچه خانه دفن کرده بود. ۴۰ سال بعد دوچرخه را از زیر خاک درآوردند و به موزه بردند. کودکان و نوجوانان ژاپنی با چشمان خیس اشک سه‌چرخه را می‌‌دیدند. برایم توضیح دادند که تمامی دانش‌آموزان ژاپنی در طول دوران دانش‌آموزی به شکل رسمی سه بار از هیروشیما و موزه صلح بازدید می‌‌کنند. ژاپنی‌ها تجاوز اتمی آمریکا را با برجسته کردن واژه «صلح» ثبت همیشگی کرده‌اند. نتیجه‌اش می‌‌دانید چه می‌‌شود؟
جهت اطلاع ترامپ! دیگر ژاپنی‌ها برنج آمریکایی که بهایش کمتر از نصف قیمت برنج ژاپنی است، مصرف نمی‌کنند. در فروشگاه‌ها برنج آمریکایی یافت نمی‌شود. کسی نمی‌خرد. سالی ۷۷۰ هزار تن برنج آمریکایی بر اساس قانون تجارت جهانی و برای کسر تجاری روابط آمریکا و ژاپن، خریداری می‌‌شود. اما صرف خوراک دام می‌‌شود! یعنی به‌رغم تسلیم بی قید و شرط ژاپن در برابر حملات اتمی آمریکا، فرهنگ و تمدن ژاپنی زنده است. این زندگی و دلایل آن  را اشیهارا- بعداً شهردار توکیو- در سال ۱۹۸۹ در کتاب «ژاپن تنها کشوری که می‌‌تواند بگوید نه!» نوشته است. کتاب در واقع جوشش ریشه‌ها و جوانه‌های فرهنگ و تمدن ژاپنی است. همان که آمریکایی‌ها گمان می‌‌کردند نابود شده است.
ترامپ بعد از ادعای نابود کردن تمدن ایران، بعد از تهدید به ترور تیم مذاکره ایران در ژنو، توئیت زده است: «ایرانی‌ها خیلی مهربانند و قرار شده پول‌های مسدود شده آنها به کشاورزان آمریکایی داده شود تا برای ایرانی‌ها سویا بفرستند!» نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک ادعای ترامپ کذاب را از بنیاد تکذیب کرد. البته در ایران به مصداق «تا کم‌خرد در جهان هست، ترامپ درنمی‌ماند!»، یکی هم گفت ما دیگر مستعمره آمریکا شدیم! تقویت و استحکام انسجام ملی یعنی پرهیز از بازی در زمین ترامپ!
تمدن و فرهنگ ایرانی و اسلامی زنده است. دلیل؟! به خیابان‌ها و میدان‌های ایران بیایید. مراسم تشییع شهید امام خامنه‌ای را با چشمان باز ببینید!


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست