بحران نفت خام کم بود بنزین هم اضافه شد
صورتحساب جنگ برای واشنگتن
اقتصاد
161156
جنگ آمریکا علیه ایران، بازار جهانی انرژی را با یک تناقض کمسابقه روبهرو کرده است: از یک سو، اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز نگرانی درباره کمبود عرضه را افزایش داده و از سوی دیگر، کاهش مصرف و محدودیت پالایشگاهها باعث شده بخشی از نفت موجود نیز مشتری کافی نداشته باشد.
با این حال، این وضعیت برای مصرفکننده آمریکایی به معنای کاهش فشار نیست. در آمریکا، قیمت بنزین دوباره به چهار دلار در هر گالن رسیده، بهای گازوئیل و سوخت هواپیما افزایش یافته و هزینه تأمین برق نیز تحت تأثیر رشد تقاضا قرار گرفته است.
پیامدهای جنگ برای ایالات متحده فقط به قیمت نفت خام محدود نمیشود. واشنگتن اکنون باید همزمان با مدیریت بازار داخلی، هزینه حفاظت از مسیرهای دریایی، جبران کمبود سوخت متحدان، بازسازی ذخایر راهبردی و پاسخگویی به فشارهای تورمی را نیز تحمل کند. به همین دلیل، حتی در صورت کاهش تنشها، آثار اقتصادی بحران ممکن است برای مدت طولانیتری در زندگی خانوارها و فعالیت بنگاههای آمریکایی باقی بماند.
افزایش قیمت بنزین اولین اثر مستقیم جنگ
قیمت بنزین در آمریکا یکی از ملموسترین نشانههای هزینه جنگ برای مردم این کشور است. طبق گزارش انجمن اتومبیل آمریکا، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در 21 ژوئیه بار دیگر به بیش از چهار دلار رسیده است. در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته حدود ۳.۱۴ دلار بود. (در زمان نوشتن این گزارش میانگین قیمت بنزین در ایالتهای آمریکا به 4.0190 دلار رسیده، هرچند در برخی ایالتها مثل کالیفرنیا، قیمت میانگین بنزین از
5.5 دلار نیز عبور کرده است.) قیمت بنزین در ایالتهای مختلف به دلیل تفاوت مالیات، فاصله از مراکز پالایش و شرایط عرضه متفاوت است، اما روند کلی برای مصرفکنندگان آمریکایی یکسان است: رفتوآمد گرانتر شده و هزینه استفاده از خودرو افزایش یافته است.
افزایش قیمت بنزین معمولاً سریعتر از بسیاری از شاخصهای اقتصادی در زندگی روزمره دیده میشود. هزینه رفتوآمد خانوارها، حمل کالا، خدمات پستی، سفرهای جادهای و فعالیت شرکتهای حملونقل مستقیماً به قیمت سوخت وابسته است. از این رو، رشد بهای بنزین میتواند به افزایش قیمت مواد غذایی و کالاهای مصرفی نیز منجر شود.
قیمت نفت برنت در زمان نوشتن این گزارش تا حدود ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافت و نفت خام آمریکا نیز از ۸۴ دلار عبور کرده است. این ارقام هنوز با رکوردهای تاریخی فاصله دارند، اما در شرایطی که بازار با نااطمینانی شدید روبهروست، میتوانند هزینههای بالاتری را به مصرفکنندگان تحمیل کنند. بویژه آنکه قیمت فرآوردههای نفتی فقط از قیمت نفت خام تأثیر نمیپذیرد و ظرفیت پالایش، هزینه حملونقل و حق بیمه نیز در تعیین قیمت نهایی نقش دارند.
پالایشگاهها هم تحت فشارند
بخش مهمی از پیچیدگی بحران فعلی به این واقعیت بازمیگردد که نفت خام بهتنهایی قابل مصرف نیست. این ماده باید در پالایشگاهها به بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، نفت گرمایشی و دیگر فرآوردهها تبدیل شود. در شرایط کنونی، ظرفیت پالایش جهانی به دلایل مختلف کاهش یافته است؛ بخشی از زنجیره تأمین در جریان جنگ مختل شده، تعدادی از پالایشگاههای خاورمیانه آسیب دیدهاند و حملات به تأسیسات انرژی روسیه نیز ظرفیت تولید فرآورده در این کشور را محدود کرده است.
بر اساس برآورد مؤسسه جیپی مورگان، پالایشگاههای جهان اکنون روزانه حدود ۸.۴ میلیون بشکه کمتر از پیش از آغاز جنگ نفت خام فرآوری میکنند. این کاهش به معنای آن است که حتی اگر نفت بیشتری از خلیج فارس خارج شود، بازار نمیتواند بلافاصله آن را به سوخت قابل استفاده تبدیل کند.
آمریکا در ماههای اخیر بخشی از کمبود سوخت در اروپا، آسیا و استرالیا را جبران کرده است. پالایشگاههای این کشور تولید گازوئیل و سوخت هواپیما را افزایش دادهاند تا نیاز بازارهای خارجی تأمین شود. اما همین نقش، ظرفیت تولید بنزین و دیگر فرآوردهها برای بازار داخلی آمریکا را محدود کرده است. بنابراین، واشنگتن با وضعیتی مواجه شده که در آن افزایش صادرات سوخت الزاماً به نفع مصرفکننده داخلی نیست و میتواند عرضه داخلی را تحت فشار قرار دهد.
ظرفیت پالایش آمریکا امکان واکنش سریع ندارد
مشکل پالایش در آمریکا پیش از آغاز جنگ نیز وجود داشت. در سالهای اخیر، چند پالایشگاه در کالیفرنیا تعطیل شدهاند و ساخت پالایشگاههای جدید به دلیل هزینههای بالا، ملاحظات زیستمحیطی و پیچیدگیهای مقرراتی با سرعت محدودی پیش رفته است. آخرین پالایشگاه بزرگ جدید آمریکا در سال ۱۹۷۷ در لوئیزیانا ساخته شد.
این وضعیت باعث شده است توان واکنش سریع آمریکا در برابر شوکهای انرژی کاهش یابد. ایجاد ظرفیت تازه پالایش در کوتاهمدت ممکن نیست و پالایشگاههای موجود نیز نمیتوانند بدون محدودیت تولید خود را افزایش دهند. در نتیجه، حتی اگر قیمت نفت خام در مقطعی کاهش یابد، قیمت بنزین و گازوئیل ممکن است همچنان بالا بماند.
بازار جهانی نیز با مشکل مشابهی مواجه است. بیش از ۲۰۰ میلیون بشکه نفت در هفتههای پس از بازگشایی نسبی تنگه هرمز از منطقه خارج شد، اما همه این محمولهها بهسرعت جذب بازار نشدند. برخی تولیدکنندگان خاورمیانه برای یافتن مشتری در جنوب شرق آسیا، نفت خود را با تخفیف ۶ تا ۹ دلار در هر بشکه عرضه کردند. این موضوع نشان میدهد مشکل بازار فقط کمبود عرضه نیست؛ پالایشگاهها، مخازن ذخیرهسازی و شبکه حملونقل نیز ظرفیت محدودی دارند.
نفتکشهای متوقف و هزینههای پنهان بحران
توقف طولانیمدت صدها نفتکش در اطراف خلیج فارس و دریای عمان، هزینه دیگری بر بازار تحمیل کرده که اتفاقاً این یکی جدید است و به بیزینسی پر سود برای برخی شرکتها تبدیل شده است. قضیه از این قرار است: کشتیهایی که ماهها در آبهای گرم و کمتحرک باقی ماندهاند، با رشد جلبک، صدف و دیگر موجودات دریایی روی بدنه و پروانه خود مواجه شدهاند. این پدیده که در صنعت کشتیرانی «آلودگی زیستی» نام دارد، حرکت کشتی را دشوارتر و مصرف سوخت آن را بیشتر میکند.پیش از ادامه مسیر، این نفتکشها باید توسط غواصان پاکسازی شوند. تمیز کردن بدنه یک نفتکش بزرگ ممکن است به چند غواص، چندین ساعت کار و تجهیزات تخصصی نیاز داشته باشد. با افزایش ناگهانی تقاضا، هزینه این خدمات به بیش از چند ده هزار دلار برای هر کشتی رسیده است. هزینه یدککش، بازرسی، تعمیرات احتمالی، بیمه و تأخیر در تحویل محموله نیز به این رقم اضافه میشود. از سوی دیگر، بازگشایی تنگه هرمز بهتنهایی برای بازگشت تجارت نفت کافی نیست. شرکتهای بیمه باید پوشش ریسک را تأیید کنند، بانکها و صاحبان محموله باید از امنیت مسیر اطمینان پیدا کنند و کشتیها نیز باید مراحل ثبت، بازرسی و دریافت مجوز عبور را پشت سر بگذارند. مینروبی و اسکورت دریایی نیز به زمان و منابع نیاز دارد. بنابراین، جریان نفت مانند یک شیر آب نیست که با باز شدن تنگه، فوراً به وضعیت عادی بازگردد.
ذخایر راهبردی آمریکاحاشیه امنی که کوچکتر شده است
آمریکا برای مقابله با شوک عرضه، طی ماههای گذشته از ذخایر راهبردی خود استفاده کرده است. این ذخایر اکنون در پایینترین سطح خود از زمان آغاز پر کردن آنها در دوره ریاستجمهوری رونالد ریگان قرار دارد. همزمان، آژانس بینالمللی انرژی از برداشت حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری جهانی حمایت کرده است.
برداشت از ذخایر در کوتاهمدت میتواند از جهش شدید قیمتها جلوگیری کند، اما در آینده نیاز به بازسازی آنها را افزایش میدهد. آمریکا در شرایطی باید ذخایر خود را دوباره پر کند که قیمت نفت بالاست و خرید گسترده میتواند تقاضای جهانی را بیشتر کند. به این ترتیب، تصمیمی که در کوتاهمدت برای کنترل بازار گرفته شده، در بلندمدت هزینه مالی و راهبردی بیشتری برای واشنگتن ایجاد خواهد کرد.
عقبنشینی از بهرهوری انرژی در زمان نامناسب
از سوی دیگر بحران انرژی با افزایش تقاضای برق در آمریکا همزمان شده و توسعه مراکز داده و خدمات مرتبط با هوش مصنوعی، همراه با موجهای گرمای شدید، مصرف برق و نیاز به سیستمهای سرمایشی را افزایش داده است. با این حال، دولت آمریکا در حال کاهش یا لغو بخشی از استانداردهای بهرهوری انرژی لوازم خانگی، خودروها و ساختمانهاست.
دولت این استانداردها را محدودکننده انتخاب مصرفکنندگان میداند و راهحل اصلی را افزایش تولید برق و استفاده بیشتر از نفت، گاز، زغالسنگ و انرژی هستهای معرفی میکند. منتقدان اما معتقدند کاهش بهرهوری در دوره افزایش قیمت انرژی، هزینه بیشتری بر خانوارها تحمیل خواهد کرد. برآورد آزمایشگاه ملی لارنس برکلی نشان میدهد استانداردهای فعلی لوازم خانگی مصرف انرژی آمریکا را ۶.۵ درصد کاهش داده و بهطور متوسط سالانه ۵۷۶ دلار برای هر خانوار صرفهجویی ایجاد کرده است. بنابراین، عقبنشینی از این استانداردها میتواند هم مصرف برق و هم هزینه خانوارها را افزایش دهد؛ آن هم در شرایطی که بازار انرژی هنوز از تبعات جنگ خارج نشده است.
آنچه امروز در آمریکا دیده میشود، فقط افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه مجموعهای از هزینههای بههمپیوسته است: بنزین گرانتر، گازوئیل و سوخت هواپیمای گرانتر، ظرفیت پالایش محدود، ذخایر راهبردی کاهشیافته، هزینههای نظامی و دریایی، فشار بر شبکه برق و افزایش هزینه تولید.
ادامه این روند میتواند به یکی از مسائل مهم سیاسی آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شود. قیمت انرژی مستقیماً در بودجه خانوارها دیده میشود و افزایش آن میتواند رضایت عمومی از سیاستهای دولت را کاهش دهد. حتی اگر درگیریها کاهش یابد و تردد نفتکشها از تنگه هرمز از سر گرفته شود، بازگشت بازار به شرایط عادی زمانبر خواهد بود. پاکسازی و بازرسی کشتیها، بازسازی ظرفیت پالایش، پر کردن ذخایر راهبردی و ترمیم زنجیره تأمین، همگی هزینههایی هستند که پس از پایان مرحله نظامی بحران نیز ادامه خواهند داشت. جنگ از این منظر، نهتنها مسیر انتقال نفت، بلکه توان اقتصادی آمریکا برای مدیریت هزینههای انرژی را نیز به چالش کشیده است.
انتهای پیام/