اهمیت «پشت جبهه» کمتر از میدان نبرد نیست
در روزهای اخیر، شایعاتی درباره استعفای رئیسجمهوری در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی مطرح شد؛ شایعاتی که مسعود پزشکیان با صراحت آنها را تکذیب کرد و تأکید داشت که همچنان با تمام توان پای کار انقلاب، نظام و خدمت به مردم ایستاده است.
غلامعلی دهقان، پژوهشگر تاریخ و سیاست : فارغ از صحت و سقم این اخبار که از سوی شخص رئیسجمهوری رد شده، آنچه اهمیت بیشتری دارد، تأمل در آثار و پیامدهای سیاسی و اجتماعی چنین فضاسازیهایی است؛ بویژه در شرایطی که کشور همچنان با تهدیدهای خارجی و جنگی پیچیده و چندلایه روبهروست. نخستین نکته آن است که ایران هنوز در متن یک تقابل بزرگ قرار دارد؛ تقابلی که صرفاً به عرصه نظامی محدود نمیشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که جنگهای امروز، تنها با موشک و سلاح پیش نمیروند، بلکه جنگ روانی، عملیات رسانهای، شایعهسازی، ایجاد بیاعتمادی و شکاف اجتماعی، بخش مهمی از راهبرد دشمنان را تشکیل میدهد.
هدف چنین جنگی صرفاً آسیب زدن به زیرساختها نیست، بلکه مهمتر از آن، تضعیف سرمایه اجتماعی و گسستن پیوند میان مردم و مسئولان است. از همین رو، همه جریانهای سیاسی، شخصیتهای اثرگذار و رسانهها وظیفه دارند در بیان مواضع خود «تقوای سیاسی» را رعایت کنند.
انتشار یا بازنشر اخباری که هنوز راستیآزمایی نشدهاند، اگرچه ممکن است در ظاهر یک رقابت سیاسی تلقی شود، اما در عمل میتواند به تشدید اختلافات داخلی و تأمین اهداف جنگ روانی دشمن منجر شود. امروز اهمیت «پشت جبهه» کمتر از خود میدان نبرد نیست. اگر جامعه دچار چنددستگی شود، دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله نیز به بخشی از اهداف خود دست خواهد یافت.
واقعیت آن است که آنچه دشمن در پی آن است، صرفاً تجزیه جغرافیایی ایران نیست؛ بلکه مهمتر از آن، تجزیه وحدت ملی و از هم گسیختن انسجام ایرانیان است. تجربههای گذشته نیز نشان داده که عملیات روانی معمولاً مقدمه فشارهای گستردهتر سیاسی، امنیتی و حتی نظامی بوده است. از این منظر، حفظ آرامش و انسجام اجتماعی، بخشی از امنیت ملی کشور محسوب میشود.
نکته دوم، خطاب به منتقدان منصف و رقبای سیاسی دولت چهاردهم است. نقد دولت، نهتنها حق، بلکه یکی از الزامات پویایی نظام سیاسی است؛ اما میان نقد مسئولانه و دامن زدن به فضای التهاب و شایعه تفاوتی اساسی وجود دارد. بخش مهمی از جریانهای سیاسی کشور طی دهههای گذشته در مجلس، دولت و سایر نهادهای حاکمیتی مسئولیت داشتهاند و به همین دلیل بیش از دیگران باید نسبت به آثار سخنان و مواضع خود حساس باشند. رقابتهای انتخاباتی جایگاه و زمان مشخص خود را دارد. هنوز تا انتخابات آینده فاصله قابل توجهی باقی مانده و آغاز زودهنگام رقابتهای جناحی در شرایط حساس کنونی، بیش از آنکه به سود یک جریان سیاسی باشد، میتواند منافع ملی را تحت تأثیر قرار دهد.
تجربه تاریخی نیز نشان داده است که دشمنان ایران همواره تلاش کردهاند از اختلافنظرهای داخلی برای پیشبرد اهداف خود بهرهبرداری کنند. تاریخ اسلام و همچنین تاریخ انقلاب اسلامی، نمونههای متعددی از این واقعیت را پیش روی ما قرار میدهد؛ جریانهایی که شاید با انگیزههای متفاوت شکل گرفتند، اما در نهایت نتیجه عملکردشان به سود دشمنان تمام شد.
از همین رو، همه نیروهای سیاسی باید میان رقابت مشروع و رفتارهایی که ناخواسته به افزایش شکافهای داخلی منجر میشود، مرز روشنی ترسیم کنند.
واقعیت این است که مسئولان ارشد کشور، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، امروز مسئولیت اداره کشور را در شرایطی دشوار بر عهده دارند. مسعود پزشکیان، سیدعباس عراقچی، محمدباقر قالیباف و دیگر مدیران و مسئولانی که در حال اداره امور کشور هستند، هر یک در جایگاه خود مشغول انجام وظیفهاند و شایسته نیست با شایعهسازی، تخریب یا هتک حرمت، فضای همکاری و همدلی در کشور آسیب ببیند.
و اما نکته سوم، خطاب به شخص رئیسجمهوری و دولت چهاردهم است. آقای پزشکیان در مقطعی حساس از تاریخ معاصر، با رأی مردم مسئولیت قوه مجریه را بر عهده گرفته است. طبیعی است که اداره کشور در چنین شرایطی با دشواریهای فراوان همراه باشد و فشارهای داخلی و خارجی نیز افزایش یابد. با این حال، آنچه از یک رئیسجمهوری انتظار میرود، حفظ آرامش، استقامت، بیاعتنایی به فضاسازیهای سیاسی و تمرکز بر حل مسائل اساسی کشور است.
دولت باید بیش از گذشته منافع ملی را معیار تصمیمگیری قرار دهد و اجازه ندهد حاشیهها، شایعات یا رقابتهای زودهنگام سیاسی، مسیر خدمت به مردم را تحت تأثیر قرار دهد. تاریخ نشان داده است که شخصیتهای سیاسی در روزهای آرام شناخته نمیشوند، بلکه در شرایط سخت و بحرانهاست که میزان شجاعت، تدبیر و مسئولیتپذیری آنان آشکار میشود.
مسعود پزشکیان نیز تاکنون بارها بر پایبندی خود به قانون، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی تأکید کرده است. اکنون نیز انتظار میرود با همان رویکرد، مسیر خدمت را ادامه دهد و با تکیه بر عقلانیت، انسجام ملی و منافع کشور، از این مقطع حساس عبور کند؛ چرا که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری، سرمایه اصلی ایران وحدت مردم، همدلی مسئولان و پرهیز از دوقطبیسازیهای فرساینده است.
انتهای پیام/