داده و آب؛ دو چالش کلیدی آینده معدنکاری
اقتصاد
167621
گفتوگویی با عنوان «استخراج کمهزینـه » در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.
بخشی از این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
در معدن، داده فقط مربوط به تولید نیست. از اکتشاف، مدلسازی ذخیره، طراحی استخراج، حفاری و آتشباری تا حمل ماده معدنی، مصرف سوخت، عملکرد ماشینآلات، تعمیرات، فرآوری، بازیابی، مصرف آب و انرژی و مدیریت باطله، همه این بخشها داده تولید میکنند. اگر این دادهها دقیق ثبت نشوند یا به هم متصل نباشند، تصمیمگیری همچنان سنتی باقی میماند، حتی اگر تجهیزات جدید وارد معدن شده باشد.
در گذشته افزایش تناژ استخراج برای بسیاری از معادن شاخص اصلی موفقیت بود، اما امروز پرسش مهمتری مطرح است: هر تن ماده معدنی با چه هزینهای استخراج و فرآوری میشود و چه مقدار از ارزش واقعی آن بازیابی میشود؟ به همین دلیل، آینده معدنکاری فقط «بیشتر استخراج کردن» نیست؛ بلکه «دقیقتر و کمهزینهتر استخراج کردن» است.
هوشمندسازی از جایی شروع نمیشود که یک نرمافزار خریداری شود. از جایی شروع میشود که سازمان بپذیرد داده عملیاتی باید درست، منظم و قابل استفاده ثبت شود. اگر دادهها ناقص، پراکنده یا غیرقابل مقایسه باشند، ابزارهای تحلیلی هم خروجی قابل اتکا نمیدهند. در بسیاری از پروژههای معدنی، اطلاعات تولید، تعمیرات، مصرف انرژی، وضعیت ماشینآلات و راندمان کارخانه در بخشهای مختلف ثبت میشود، اما این اطلاعات الزاماً به هم متصل نیست. در چنین شرایطی، مدیر ممکن است گزارشهای جداگانه داشته باشد، اما تصویر یکپارچهای از اقتصاد عملیات ندارد.
بنابراین نقطه شروع، ایجاد نظم در داده است. اینکه چه دادهای، با چه دقتی، در چه زمانی و توسط چه بخشی ثبت شود و چگونه مورد تحلیل قرار گیرد. بعد از آن میتوان درباره ابزارهای پیشرفتهتر مانند تحلیل داده، هوش مصنوعی یا سیستمهای پیشبینی تصمیم گرفت.
فناوری مهم است، اما مانع اصلی همیشه فناوری نیست. در بسیاری از موارد، چالش اصلی کیفیت داده، فرهنگ سازمانی، آموزش نیروی انسانی و هماهنگی میان بخشهای مختلف است. اگر واحد معدن، کارخانه، تعمیرات، انرژی و برنامهریزی هرکدام جداگانه عمل کنند، حتی بهترین سامانهها هم نمیتوانند بهرهوری را به شکل جدی افزایش دهند. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که به تصمیم عملی منجر شود. مثلاً اگر دادهها نشان دهند یک تجهیز در آستانه خرابی است، سیستم نگهداری و تعمیرات باید بتواند پیش از توقف ناگهانی واکنش نشان دهد. یا اگر تغییر نوع خوراک کارخانه باعث افت بازیابی یا افزایش مصرف انرژی میشود، این موضوع باید در برنامه تولید دیده شود. در غیر این صورت، هوشمندسازی فقط به تولید گزارشهای بیشتر منجر میشود، نه کاهش هزینه یا افزایش بهرهوری.
آب میتواند یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای توسعه معدنی در سالهای آینده باشد. بخش زیادی از معادن کشور در مناطقی قرار دارند که منابع آب محدود است. بنابراین هیچ طرح توسعهای نمیتواند فرض کند که آب همیشه به مقدار کافی و با هزینه قابل قبول در دسترس خواهد بود. در چنین شرایطی، مدل مصرف خطی آب دیگر قابل دفاع نیست. یعنی نمیتوان آب تازه را وارد فرآیند کرد، مصرف کرد و بخش زیادی از آن را از دست داد. مسیر ناگزیر، افزایش بازچرخانی آب و کاهش مصرف آب تازه به ازای هر واحد تولید است.
این کار فقط با یک تصمیم مدیریتی انجام نمیشود. نیازمند طراحی درست مدار آب، آبگیری مناسب، مدیریت تیکنرها، فیلتراسیون، کنترل نشتیها و پایش مداوم مصرف است. حتی گاهی ممکن است کاهش مصرف آب به سرمایهگذاری جدید نیاز داشته باشد. بنابراین باید این مسأله از ابتدا در اقتصاد پروژه دیده شود، نه اینکه بعد از توسعه ظرفیت به آن فکر کنیم.
انتهای پیام/
