ذخیره معدنی دیگر مزیت کافی نیست
اقتصاد
167622
گفتوگویی با عنوان «استخراج کمهزینه» در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.
بخشی از این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
اگر فقط کوتاهمدت نگاه کنیم، بعضی از این هزینهها ممکن است سنگین به نظر برسد. اما اگر محدودیت آب، توقف تولید، هزینه تأمین آب جایگزین و ریسکهای محیطزیستی را هم در نظر بگیریم، موضوع متفاوت میشود.
در معدنکاری امروز، هزینه واقعی تولید فقط هزینه استخراج و فرآوری نیست. ریسک دسترسی به آب، انرژی، مجوزهای محیطزیستی و پذیرش اجتماعی پروژه هم بخشی از هزینه تولید است. اگر پروژهای مصرف آب بالایی داشته باشد، ممکن است در آینده با محدودیتهای جدیتری روبهرو شود. بنابراین کاهش مصرف آب را نباید فقط هزینه دانست. در بسیاری از موارد، این موضوع بخشی از مدیریت ریسک تولید است. البته روشن است که همه راهکارها برای همه معادن اقتصادی نیستند و باید متناسب با شرایط هر معدن، مطالعات فنی و اقتصادی انجام شود.
انرژی یکی از مؤلفههای اصلی هزینه در معدن و فرآوری است. استخراج، حمل، خردایش، آسیاب، پمپاژ و بخشهای مختلف کارخانه انرژیبر هستند. وقتی هزینه انرژی افزایش پیدا کند یا تأمین آن با محدودیت مواجه شود، مستقیماً اقتصاد تولید تحت تأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، کاهش شدت مصرف انرژی باید به یکی از شاخصهای اصلی عملکرد معادن تبدیل شود. این موضوع فقط به معنای استفاده از تجهیزات کممصرف نیست. برنامهریزی درست استخراج، کاهش حمل غیرضروری، بهبود راندمان کارخانه، کنترل توقفها و مدیریت بار انرژی هم اهمیت دارد.
در برخی موارد، استفاده از انرژیهای پایدار یا ترکیبی از منابع انرژی میتواند بخشی از ریسک را کاهش دهد، اما این موضوع نیز نیازمند بررسی اقتصادی و زیرساختی است. نمیتوان صرفاً با شعار انرژی پاک، مشکل انرژی معادن را حل کرد.
باطله را نباید بهصورت کلی و در همه معادن منبع ارزش دانست. در برخی موارد، باطلهها ممکن است حاوی عیارهایی باشند که با فناوری و قیمتهای امروز یا آینده قابلیت بررسی دوباره داشته باشند. اما این موضوع نیازمند مطالعه فنی، نمونهبرداری، ارزیابی اقتصادی و بررسی اثرات محیطزیستی است. نگاه جدید این است که باطله فقط هزینه دفع و نگهداری نباشد. باید بدانیم چه چیزی در باطله وجود دارد، آیا امکان بازیابی بخشی از مواد ارزشمند هست و آیا این کار از نظر اقتصادی و محیطزیستی قابل دفاع است یا نه.
بنابراین بازفرآوری باطلهها میتواند فرصت باشد، اما نه به شکل یک حکم کلی. باید مورد به مورد بررسی شود. نکته مهم این است که مدیریت باطله از ابتدا در طراحی پروژه دیده شود، نه اینکه فقط به مرحله پس از تولید واگذار شود.
خیر، نمیتوان گفت تکمیل زنجیره ارزش برای همه شرکتها و در هر شرایطی اقتصادی است. این موضوع بستگی به ذخیره، ظرفیت تولید، دسترسی به انرژی و آب، زیرساخت حملونقل، سرمایهگذاری، فناوری و بازار دارد.
حرکت از ماده معدنی به کنسانتره و از کنسانتره به کاتد یا محصولات پاییندستی میتواند ارزش افزوده ایجاد کند، اما همزمان پیچیدگی عملیاتی و نیازهای سرمایهای را هم افزایش میدهد. بنابراین هر مرحله از زنجیره باید با مطالعه دقیق فنی و اقتصادی انجام شود. اصل موضوع این است که شرکت معدنی نباید فقط به استخراج فکر کند. باید ببیند در کدام حلقه از زنجیره میتواند ارزش بیشتری خلق کند و آیا ورود به آن حلقه با منابع و زیرساختهایش سازگار است یا نه. در غیر این صورت، تکمیل زنجیره ممکن است به جای افزایش تابآوری، فشار مالی و عملیاتی ایجاد کند.
ذخیره معدنی همچنان مهم است، اما مزیت کافی نیست. شرکتی که ذخیره دارد، اما آب و انرژی را با بهرهوری پایین مصرف میکند، توقفهای مکرر دارد، بازیابی مناسبی ندارد یا فقط در حلقههای کمارزش زنجیره باقی میماند، در بلندمدت با فشار هزینه مواجه میشود.
رقابت آینده صنعت مس بر سر چند عامل خواهد بود: هزینه تولید، بهرهوری آب و انرژی، کیفیت داده و تصمیمگیری، توان بازیابی بیشتر از ماده معدنی، مدیریت باطله و سهم شرکت از زنجیره ارزش. هر تولیدکنندهای که بتواند با مصرف منابع کمتر، محصول با ارزش افزوده بالاتر و ریسک عملیاتی پایینتر تولید کند، موقعیت بهتری خواهد داشت. به بیان دیگر، آینده معدنکاری فقط در دل زمین تعیین نمیشود؛ در نحوه مدیریت معدن، کارخانه، منابع و دادهها شکل میگیرد.
انتهای پیام/
