از یک هل دادن ساده تا حکم قصاص/ کابوس ۱۵ ساله حسن
جامعه
167648
گفتوگویی با عنوان «یک لحظه عصبانیت ۱۵ سال کابوس چوبه دار» در شماره امروز روزنامه ایران منتشر شد.
بخشی از این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
مردم با کنجکاوی به سمت مغازه لباسفروشی رفتند در همین موقع مردی جوان که صاحب مغازه بود با عصبانیت مرد میانسالی را از داخل مغازه به بیرون هل داد، اما مرد میانسال که تعادلش را از دست داده بود عقب عقب رفت و در حالی که سرش به تیزی دیوار اصابت کرد نقش بر زمین شد. در یک چشم بر هم زدن خون همه جا را فراگرفت. مردم با دیدن این صحنه وحشت زده با اورژانس و پلیس تماس گرفتند. لحظاتی بعد صدای آژیر آمبولانس به گوش رسید و امدادگران به سختی راهشان را از میان جمعیت باز کردند تا بتوانند مرد میانسال را به بیمارستان منتقل کنند.
مرد جوان با دیدن این صحنه بهتزده روی زمین نشست آنقدر از اتفاقی که رخ داده بود شوکه و ناراحت بود که وقتی دستبند مأموران پلیس دور دستش گره خورد توان حرف زدن هم نداشت.
بعد از این اتفاق سه فرزند مرد میانسال از حسن، مرد مغازهدار، شکایت کردند و پسر 27 ساله راهی زندان شد. 3 ماه و پنج روز، حسن پشت میلههای زندان بود و دعا میکرد که مرد میانسال از کما بیرون بیاید اما در نود وهشتمین روز از این ماجرا وقتی خواهرش با رنگ و رویی پریده و چشمانی گریان به ملاقاتش رفت و از مرگ مرد میانسال خبر داد دنیا برای حسن تیره و تار شد. خیلی زود پرونده به قتل تغییر کرد و او با مجازات قصاص روبهرو شد. کابوسی که 15 سال طول کشید و زندگی و جوانیاش را نابود کرد. اما از آنجا که اگر خدا نخواهد برگی از درخت نمیافتد بعد از 15 سال در نهایت با تلاش واحد صلح و سازش و گذشت اولیای دم سرانجام درهای زندان رشت به روی این مرد جوان باز شد و حسن بعد از 15 سال پای در دنیایی گذاشت که به اندازه یک دنیا با گذشته فرق کرده بود. نه تنها شهر و وضعیت اقتصادی، بلکه مردم هم تغییر کرده بودند و او همان لحظه مردد شد و بار دیگر به خانه برگشت.
حالا با گذشت یک سال و نیم از آزادیاش مردی که به قول خودش پول کرایه ماشین برای رفتن به خانه را نداشت، توانست با تلاش و کوشش برای خود کار و کاسبی راه انداخته و اعتبار و اعتمادی را که سالها قبل کاسبان محل به او داشتند، برگرداند.
انتهای پیام/
