دیپلماسی در شرایط منازعه
سیاست
167797
سفر رئیسجمهوری ایران به نیویورک را نمیتوان صرفاً یک سفر سیاسی یا تشریفاتی تلقی کرد. در شرایطی که مناسبات ایران با ایالات متحده و برخی کشورهای غربی در یکی از پرتنشترین مقاطع خود قرار دارد، حضور در مجمع عمومی سازمان ملل را باید در چارچوب گستردهترِ راهبرد سیاست خارجی و مدیریت منازعه تحلیل کرد. مخالفت با این سفر زمانی از پشتوانه منطقی برخوردار است که بتوان نشان داد هزینههای حضور بیش از منافع آن است؛ صرف نامطلوببودن محیط سیاسی آمریکا برای ایران، بهتنهایی چنین نتیجهای را اثبات نمیکند.
مجمع عمومی سازمان ملل یکی از معدود عرصههایی است که در آن ایران میتواند بدون واسطه و در برابر طیف گستردهای از دولتها، مواضع خود را تبیین کند. در شرایطی که بخش مهمی از منازعات امروز، علاوه بر عرصه میدانی، در سطح روایتها، مشروعیت بینالمللی و شکلدهی به ادراک دولتها جریان دارد، کنارهگیری از چنین عرصهای میتواند هزینه فرصت قابلتوجهی ایجاد کند. از منظر نظریات روابط بینالملل، قدرت صرفاً به قابلیت اعمال فشار یا مقاومت در برابر فشار محدود نمیشود، قدرت، تا اندازه زیادی، به توانایی یک دولت برای شکلدادن به محیط پیرامونی و افزایش گزینههای پیشروی خود نیز وابسته است.
دیپلماسی چندجانبه یکی از ابزارهای چنین سیاستی است. دولتها حتی در شرایط منازعه، از تماس و حضور دیپلماتیک برای انتقال پیام، کسب اطلاعات، ایجاد ائتلاف، کاهش سوءبرداشتها و تأثیرگذاری بر محاسبات سایر بازیگران استفاده میکنند. از این منظر، نباید میان حضور دیپلماتیک و عقبنشینی سیاسی خلط کرد. حضور در یک نهاد بینالمللی به معنای پذیرش مواضع سایر اعضا نیست؛ همانگونه که استفاده از سازوکارهای دیپلماتیک به معنای چشمپوشی از منافع یا اصول ملی نیست. برعکس، دیپلماسی زمانی بیشترین اهمیت را پیدا میکند که اختلافات جدی وجود داشته باشد.
در شرایط عادی، بسیاری از مسائل از طریق رویههای معمول مدیریت میشوند؛ اما در بحران، حفظ کانالهای ارتباطی و امکان اثرگذاری بر محیط بینالمللی اهمیت مضاعف پیدا میکند.
البته حضور در نیویورک به خودی خود دستاورد ایجاد نمیکند. ارزش این سفر به کیفیت طراحی آن وابسته است: اینکه چه پیامی منتقل شود، با چه دولتهایی رایزنی صورت گیرد، چه ائتلافهایی فعال شوند و چگونه ظرفیت سازمان ملل برای تبیین مواضع ایران مورد استفاده قرار گیرد. اگر سفر صرفاً به یک سخنرانی رسمی محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت.
بنابراین، مسأله اصلی «رفتن یا نرفتن» نیست؛ مسأله، چگونگی تبدیل حضور به دستاورد است. ایران در شرایط فشار به مجموعهای از ابزارها نیاز دارد و دیپلماسی یکی از آنهاست. کنار گذاشتن یک ابزار، زمانی قابل دفاع است که ابزار مؤثرتری جایگزین آن شده باشد. در غیر این صورت، خروج از میدان دیپلماسی نه لزوماً نشانه اقتدار، بلکه میتواند به معنای کاهش دامنه انتخاب راهبردی کشور باشد. سفر پزشکیان به نیویورک را باید با همین منطق سنجید: نه با معیار موافقت یا مخالفت با آمریکا، بلکه با معیار اینکه آیا این حضور میتواند به افزایش قدرت چانهزنی، ارتقای موقعیت بینالمللی و تأمین بهتر منافع ایران کمک کند یا خیر.
عابد اکبری، استاد روابط بینالملل
انتهای پیام/