تاریخ را نمی‌توان به سلاح جنگ تبدیل کرد

مجتبی اشرافی

مجتبی اشرافی

سیاست

168951
تاریخ را نمی‌توان به سلاح جنگ تبدیل کرد

روایت اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، از تاریخ یونان و جایگاه آن در شکل‌گیری تمدن غرب، فراتر از یک سخنرانی تاریخی است.

مجتبی اشرافی، پژوهشگر تاریخ و مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی شیراز: وقتی او یونان را خاستگاه تمدن غرب معرفی می‌کند و سرگذشت این تمدن را بزرگ‌ترین سرگذشتی که بشر تاکنون شناخته است، می‌نامد در حال بازتعریف هویت غرب در چارچوبی تمدنی است که می‌تواند مرز میان ما و دیگران را به مرز میان متحدان و دشمنان در شرایط امروز تبدیل کند. لذا شاید بتوان این روایت را در چارچوب تلاش برای احیای نظریه برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون و بازتولید هژمونی غرب در نظم جهانی امروز هم فهمید و البته، در نقطه مقابل این کج‌فهمی تاریخی از فرهنگ و تمدن، ایران قرار دارد؛ سرزمینی با پیشینه‌ای چند هزارساله که در حافظه تمدنی آن، تعامل فرهنگ‌ها و ارتباط با جهان جایگاهی دیرینه دارد که به‌جای تقلیل تاریخ به برخورد تمدن‌ها، از ظرفیت گفت‌و‌گوی تمدن‌ها سخن می‌گوید.
تمدن‌های ایرانی و یونانی بارها با یکدیگر جنگیده‌اند و این درست؛ اما ظاهراً وزیر خارجه آمریکا نمی‌داند که روابط این دو تمدن کهن به جنگ محدود نبوده است ، بلکه در عین حال از یکدیگر آموخته‌اند و اتفاقاً در شکل‌گیری و تکامل یکدیگر هم سهم داشته‌اند و لذا به‌عنوان مدرس تاریخ ایران در شیراز، شهری در قلب سرزمین تاریخی فارس و در نزدیکی میراثی چون پاسارگاد و نقش رستم و تخت‌جمشید، تأکید می‌کنم که تقلیل روابط ایرانیان و یونانیان به جنگ‌های باستانی، روایتی گزینشی از گذشته است. امپراطوری هخامنشی، جهانی گسترده و چندفرهنگی بود که سرزمین‌ها و فرهنگ‌های گوناگون را به یکدیگر پیوند می‌داد و تاریخش مجموعه‌ای پیچیده از جنگ، رقابت، تعامل و تبادل فرهنگی بود . بنابراین و نه می‌توان تاریخ ایران را به جنگ و سلطه فروکاست و نه تاریخ یونان را صرفاً روایت آزادی و فضیلت دانست. تبدیل این گذشته پیچیده به داستانی از دشمنی‌های ابدی، بیش از آنکه شناخت تاریخی باشد، نوعی اسطوره‌سازی سیاسی است.
البته مسأله اصلی ما الان این نیست که آمریکا با کمتر از ۲۵۰ سال سابقه تاریخی، حق روایت تاریخ جهان را ندارد؛ مسأله این است که هیچ کشوری نمی‌تواند میراث تمدنی ملت‌های دیگر را به روایتی یک‌ سویه و در خدمت منافع سیاسی خود تقلیل بدهد. چگونه می‌توان از تمدن سخن گفت، اما سهم تمدن‌های پیرامونی در شکل‌گیری آن را نادیده گرفت؟ و چگونه می‌توان تاریخ را از زمینه واقعی خود جدا کرد و به ابزاری برای ساختن دشمنان امروز تبدیل کرد؟
 و اتفاقاً اهمیت این پرسش‌ها در شرایط جنگ کنونی آمریکا علیه ایران است که دوچندان شده است. جنگ تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛ روایت‌سازی هم البته بخشی از آن است و تحلیل من این است که آمریکا برای توجیه جنگ افروزی و تجاوزگری خود علیه ایران، می‌کوشد تقابل سیاسی را در قالب روایتی تمدنی صورت‌بندی کند؛ روایتی که ایران را نه صرفاً یک رقیب سیاسی، بلکه تهدیدی برای یک هویت تمدنی معرفی کند و لذا در این چارچوب، احیای دوگانه‌های تاریخی می‌تواند به ابزاری برای دشمن‌‌سازی و مشروعیت‌ بخشی به جنگ تبدیل شود. از این منظر سخنان روبیو را نیز باید در پیوند با همین تلاش برای تبدیل خوانشی خاص از تاریخ به پشتوانه سیاسی تقابل امروز بررسی کرد.بااین‌حال، ایران را نباید با نظام سیاسی مستقر در آن یکی گرفت. جمهوری اسلامی بخشی از تاریخ معاصر ایران است و نه الزاماً تمام تاریخ آن و واضح است که مسأله فراتر از اختلافات سیاسی امروز تهران و واشنگتن است؛ بلکه بحث بر سر حق یک ملت برای حفظ هویت تاریخی و استقلال خویش نیز هست. روشن بگویم که؛ تمدن‌ها را نمی‌توان با انتخاب گزینشی بخش‌هایی از گذشته به صف دشمنان و متحدان تقسیم کرد. تاریخ ایران، همچون تاریخ دیگر ملت‌ها، هم روایت جنگ و رقابت است و هم روایت تعامل و آموختن و تسامح و اگر قرار باشد از تمدن سخن بگوییم، باید این پیچیدگی و میراث مشترک بشری و هویت ایرانشهری را به رسمیت بشناسیم، نه اینکه گذشته را برای توجیه دشمنی‌های امروز بازنویسی و تاریخ را به سلاح جنگ تبدیل کرده و موجودیت و استقلال یک ملت را برای دیگرسازی و دشمن‌سازی با روایت‌سازی سیاسی به حاشیه برانند؛ کاری که آمریکایی‌ها امروز مشغول آن هستند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست