ریسپانسیبل استیت کرفت:
اروپا چگونه به تبعیت از آمریکا رسید؟
جهان
170134
اتحادیه اروپا و کشورهای اصلی آن زمانی نقشی محوری در مذاکرات هستهای ایران داشتند و تعامل دیپلماتیک را ابزاری برای تأمین امنیت، گسترش منافع اقتصادی و کاهش تنشهای منطقهای میدانستند.
ایران آنلاین:اتحادیه اروپا و کشورهای اصلی آن زمانی نقشی محوری در مذاکرات هستهای ایران داشتند و تعامل دیپلماتیک را ابزاری برای تأمین امنیت، گسترش منافع اقتصادی و کاهش تنشهای منطقهای میدانستند. اما طی یک دهه، این رویکرد جای خود را به سیاستی کماثر داده است که در آن اروپا، با وجود مخالفتهای مقطعی با واشنگتن، توانایی محدودی برای اجرای تصمیمهای مستقل دارد و در بحرانهای اخیر عمدتاً از مواضع آمریکا و اسرائیل پیروی کرده است.
گزارش پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۶ نمونهای از رویکرد پیشین بود. این سند گسترش روابط سیاسی، تجاری و دانشگاهی با ایران، گفتوگو درباره حقوق بشر، همکاری در اصلاحات مالی و مشارکت تهران در حل بحرانهای منطقهای را پیشنهاد میکرد. در این چارچوب، ایران نه لزوماً عامل تنش، بلکه بازیگری ضروری برای رسیدگی به منازعات سوریه، عراق و یمن تلقی میشد. همچنین نزدیک شدن روابط ایران و عربستان از طریق دیپلماسی اروپایی مورد حمایت قرار گرفت؛ ابتکاری که چند سال بعد چین در پیشبرد آن نقش مؤثرتری ایفا کرد.
هدف این رویکرد آن بود که چالشها در چارچوب گفتوگو دنبال شوند تا امکان استفاده از نفوذ اقتصادی و سیاسی برای اثرگذاری بر تهران حفظ شود. مخالفان این سیاست معتقد بودند تعامل گسترده، تهدیدهای ایران و حمایت آن از متحدان منطقهای را به اندازه کافی مهار نمیکند. در داخل ایران نیز بخشی از ساختار سیاسی نسبت به حضور و نفوذ بیشتر اروپا بدبین بود. بااینحال، توافق هستهای سال ۲۰۱۵ امیدهایی ایجاد کرد که همکاری دوجانبه بتواند فراتر از محدودیتهای هستهای گسترش یابد.
خروج یکجانبه دونالد ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف این روند بود. اتحادیه اروپا با تصمیم واشنگتن مخالفت کرد، اما نتوانست شرکتها و بانکهای اروپایی را از تبعیت از تحریمهای ثانویه آمریکا بازدارد. سازوکار مالی اینستکس نیز نتوانست منافع اقتصادی وعدهدادهشده به ایران را تأمین کند. در نتیجه، شکاف میان مواضع رسمی اروپا و توان عملی آن آشکار شد و اعتماد تهران به استقلال راهبردی اروپا کاهش یافت.
همزمان، بریتانیا، فرانسه و آلمان مواضع سختگیرانهتری درباره فعالیتهای منطقهای و برنامه موشکی ایران اتخاذ کردند؛ درحالیکه از دید تهران، موشکها بخشی از توان دفاعی کشور بودند و فروش تسلیحات پیشرفته اروپایی به رقبای منطقهای ایران ادامه داشت. ناتوانی اروپا در حفظ توافق، در کنار گسترش همکاری نظامی ایران و روسیه، روابط دو طرف را پرتنشتر کرد.
در جنگهای سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، اروپا نتوانست نقش میانجی مستقلی میان تهران و واشنگتن ایفا کند. حمایت آلمان از عملیات اسرائیل با مخالفت اسپانیا، از جمله محدود کردن استفاده نظامی از پایگاههایش، تفاوت دیدگاههای اروپایی را نشان داد. در همین حال، پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس در میانجیگری منطقهای نقش برجستهتری یافتند.
بازگشت نفوذ اروپا مستلزم آن است که میان مواضع سیاسی و ظرفیت اجرایی خود فاصله نیندازد و دوباره دیپلماسی مستقل، حفظ اهرمهای اقتصادی و تعامل هدفمند را به بخشی از سیاست امنیتی خود تبدیل کند.
انتهای پیام/
گزارش پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۶ نمونهای از رویکرد پیشین بود. این سند گسترش روابط سیاسی، تجاری و دانشگاهی با ایران، گفتوگو درباره حقوق بشر، همکاری در اصلاحات مالی و مشارکت تهران در حل بحرانهای منطقهای را پیشنهاد میکرد. در این چارچوب، ایران نه لزوماً عامل تنش، بلکه بازیگری ضروری برای رسیدگی به منازعات سوریه، عراق و یمن تلقی میشد. همچنین نزدیک شدن روابط ایران و عربستان از طریق دیپلماسی اروپایی مورد حمایت قرار گرفت؛ ابتکاری که چند سال بعد چین در پیشبرد آن نقش مؤثرتری ایفا کرد.
هدف این رویکرد آن بود که چالشها در چارچوب گفتوگو دنبال شوند تا امکان استفاده از نفوذ اقتصادی و سیاسی برای اثرگذاری بر تهران حفظ شود. مخالفان این سیاست معتقد بودند تعامل گسترده، تهدیدهای ایران و حمایت آن از متحدان منطقهای را به اندازه کافی مهار نمیکند. در داخل ایران نیز بخشی از ساختار سیاسی نسبت به حضور و نفوذ بیشتر اروپا بدبین بود. بااینحال، توافق هستهای سال ۲۰۱۵ امیدهایی ایجاد کرد که همکاری دوجانبه بتواند فراتر از محدودیتهای هستهای گسترش یابد.
خروج یکجانبه دونالد ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف این روند بود. اتحادیه اروپا با تصمیم واشنگتن مخالفت کرد، اما نتوانست شرکتها و بانکهای اروپایی را از تبعیت از تحریمهای ثانویه آمریکا بازدارد. سازوکار مالی اینستکس نیز نتوانست منافع اقتصادی وعدهدادهشده به ایران را تأمین کند. در نتیجه، شکاف میان مواضع رسمی اروپا و توان عملی آن آشکار شد و اعتماد تهران به استقلال راهبردی اروپا کاهش یافت.
همزمان، بریتانیا، فرانسه و آلمان مواضع سختگیرانهتری درباره فعالیتهای منطقهای و برنامه موشکی ایران اتخاذ کردند؛ درحالیکه از دید تهران، موشکها بخشی از توان دفاعی کشور بودند و فروش تسلیحات پیشرفته اروپایی به رقبای منطقهای ایران ادامه داشت. ناتوانی اروپا در حفظ توافق، در کنار گسترش همکاری نظامی ایران و روسیه، روابط دو طرف را پرتنشتر کرد.
در جنگهای سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، اروپا نتوانست نقش میانجی مستقلی میان تهران و واشنگتن ایفا کند. حمایت آلمان از عملیات اسرائیل با مخالفت اسپانیا، از جمله محدود کردن استفاده نظامی از پایگاههایش، تفاوت دیدگاههای اروپایی را نشان داد. در همین حال، پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس در میانجیگری منطقهای نقش برجستهتری یافتند.
بازگشت نفوذ اروپا مستلزم آن است که میان مواضع سیاسی و ظرفیت اجرایی خود فاصله نیندازد و دوباره دیپلماسی مستقل، حفظ اهرمهای اقتصادی و تعامل هدفمند را به بخشی از سیاست امنیتی خود تبدیل کند.
انتهای پیام/