تحلیل فارن پالیسی این فوکوس؛
رئیسجمهور آخرالزمان
جهان
170076
دونالد ترامپ در حالی خواهان دریافت جایزه صلح نوبل است که سیاستهای دولت او به گسترش درگیریهای نظامی، تضعیف نظم بینالمللی و تشدید بحران زیستمحیطی منجر شده است. تناقض میان ادعای پایان دادن به جنگها و عملکرد نظامی دولت، یکی از ویژگیهای اصلی دوره دوم ریاستجمهوری او به شمار میرود.
ترامپ مدعی شده است که چندین درگیری بینالمللی را خاتمه داده و شایسته دریافت چند جایزه صلح نوبل است؛ اما همزمان، آمریکا در بیش از ۲۰ مداخله نظامی، منازعه مسلحانه یا جنگ مشارکت داشته است. جنگ با ایران همچنان ادامه دارد و به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از ایرانیان و افزایش تلفات آمریکاییها انجامیده است. احتمال گسترش درگیری به یمن نیز مطرح شده است؛ جایی که عملیات نظامی پیشین آمریکا، با وجود صرف هزینهای حدود یک میلیارد دلار، نتوانست اهداف اعلامشده برای نابودی حوثیها را محقق کند. توقف درگیریها در ماه مه، عملاً به ادامه کنترل این گروه بر بخش بزرگی از مناطق پرجمعیت یمن انجامید.
این رویکرد در امتداد سابقه طولانی مداخلات نظامی آمریکا در کشورهایی مانند کره، ویتنام، کامبوج، افغانستان و عراق قرار دارد. بااینحال، مسئله تنها به سیاست خارجی محدود نیست. جنگ طولانی آمریکا در سومالی با فشارهای داخلی علیه مهاجران و شهروندان آمریکایی سومالیاییتبار همراه شده است. یورش وزارت امنیت داخلی به خانه ایلهان عمر، نماینده کنگره، در چارچوب تلاشهایی برای یافتن اطلاعاتی با هدف سلب تابعیت احتمالی او، نمونهای از این روند است. ترامپ نیز با طرح ادعاهایی درباره ثروت عمر، به انتقاد از او پرداخته است؛ درحالیکه ثروتاندوزی خود او در دوران ریاستجمهوری نیز محل توجه قرار گرفته است.
بااینحال، خطر بلندمدتتر به سیاستهای اقلیمی دولت مربوط میشود. ترامپ تغییرات اقلیمی را فریبی بزرگ توصیف کرده و دولتش محدودیت انتشار گازهای گلخانهای نیروگاههای زغالسنگی و گازی را لغو کرده است. مخالفت با توسعه انرژی بادی و خورشیدی نیز در همین چارچوب قرار دارد. این اقدامات همزمان با تشدید گرمایش جهانی، افزایش سرعت بالا آمدن سطح دریاها، کاهش گسترده یخهای گرینلند و نزدیک شدن اکوسیستمهایی مانند جنگلهای آمازون، صخرههای مرجانی و یخپهنه جنوبگان به نقاط بحرانی رخ میدهد.
در کنار این تحولات، تمرکز قدرت اجرایی و تضعیف رسانههای مستقل، نگرانیها درباره فرسایش حقیقت در فضای عمومی را افزایش داده است. فشارهای دولتی، عقبنشینی برخی رسانههای تجاری و خرید سازمانهای خبری بهدست میلیاردرهای راستگرا، محیط اطلاعرسانی را بیش از پیش در معرض نفوذ سیاسی و اقتصادی قرار داده است.
انتهای پیام/