فاجعه بایدن در قبال اسرائیل
جهان
169998
سیاست دولت جو بایدن در قبال جنگ غزه به نمونهای از شکست سیاست خارجی آمریکا در مهار متحدانش تبدیل شد.
با وجود دریافت گزارشهای مکرر نهادهای اطلاعاتی و سازمانهای بشردوستانه درباره گسترش گرسنگی، کمبود آب آشامیدنی، دارو و سرپناه و کشتار غیرنظامیان فلسطینی، مقامهای ارشد دولت بارها این هشدارها را زیر سؤال بردند یا نادیده گرفتند. در حالی که ارتش اسرائیل از بمبهای ساخت آمریکا برای حملات گسترده استفاده میکرد، کاخ سفید از اعمال فشار مؤثر برای توقف رنج غیرنظامیان خودداری کرد و حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک خود از دولت بنیامین نتانیاهو را ادامه داد.
یکی از عوامل اصلی این ناکامی، فرهنگ سازمانی مبتنی بر تبعیت از دیدگاههای رئیسجمهور و جلوگیری از مخالفت داخلی بود. در وزارت خارجه، انتقال سلاح به اسرائیل تقریباً بهصورت خودکار تأیید میشد و برخی دیپلماتها از طرح اعتراضهای جدی منصرف میشدند. بررسیهای داخلی درباره احتمال ارتکاب جنایات جنگی نیز کند یا منحرف میشد و ارزیابی مستقلی از سوی جامعه اطلاعاتی درباره این احتمال درخواست نشد. در نتیجه، دولت میتوانست با استناد به ناکافی بودن شواهد، از محدود کردن ارسال تسلیحات خودداری کند.
این رویکرد با سابقه طولانی حمایت آمریکا از اسرائیل و نگاه غیرانسانی به فلسطینیان پیوند داشت. پس از هفتم اکتبر، بایدن عملاً اختیار گستردهای به دولت اسرائیل داد و از پیامدهای سیاستهای موسوم به «جنگ علیه تروریسم» نیز تأثیر پذیرفت؛ سیاستهایی که نظارت بر اقدامات امنیتی و پاسخگویی مقامها را تضعیف کرده بودند. بایدن تصور میکرد حمایت از نتانیاهو میتواند او را به خویشتنداری وادارد، اما نخستوزیر اسرائیل بارها درخواستهای واشنگتن را نادیده گرفت و از اختلافات محدود دو دولت برای پیشبرد عملیات نظامی بهره برد.
حمله پهپادی اسرائیل به کاروان سازمان آشپزخانه جهانی مرکزی در اول آوریل ۲۰۲۴، که به کشته شدن هفت امدادگر انجامید، یکی از معدود مواردی بود که واکنش جدی واشنگتن را برانگیخت. گزارشهای تازه درباره احتمال وقوع قحطی، بایدن را واداشت در تماس با نتانیاهو خواستار ورود کمکهای بیشتر شود. پس از این فشار، اسرائیل مسیرهای جدیدی برای ارسال تدارکات گشود و شمار کامیونهای کمکرسانی افزایش یافت. این تحول نشان داد که فشار آمریکا میتوانست بر رفتار اسرائیل اثر بگذارد و محدودیت کمکها اجتنابناپذیر نبود.
بااینحال، این تغییر کوتاهمدت بود. دولت بایدن پس از اعلام خط قرمز درباره حمله به رفح، در اعمال محدودیت بر ارسال بمبهای سنگین عقب نشست و حمایت تسلیحاتی را از سر گرفت. ناتوانی در درک سیاست داخلی اسرائیل و مخالفت جریانهای حاکم با توافقی که به تشکیل کشور فلسطین منجر شود، امید به آتشبس را تضعیف کرد. گسترش جنگ به جنوب لبنان و تشدید خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری نیز نشان داد که پیامدهای این سیاست به غزه محدود نمانده است.
این رویکرد به بیثباتی گستردهتر منطقه کمک کرد و زمینه را برای تشدید تقابلهای بعدی، از جمله جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مساعدتر ساخت. در عین حال، نبود پاسخگویی سیاسی و حرفهای ادامه یافت؛ مقامهایی که در مدیریت بحران نقش داشتند، همچنان در رسانهها و دانشگاهها موقعیتهای معتبر دارند. شکاف میان تعهد اعلامشده آمریکا به نظم مبتنی بر قواعد و عملکرد آن در جنگ غزه، پرسشهای جدی درباره مسئولیتپذیری دولت و اعتبار سیاست خارجی این کشور برجای گذاشته است./آمریکن کانسرویتیو
انتهای پیام/