قدرت شبکه‌ای؛ راهبرد ایران برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای

سیاست

170347
قدرت شبکه‌ای؛ راهبرد ایران برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای

ارزیابی جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای مستلزم توجه به دگرگونی‌های عمیق این نظم و حرکت آن به ‌سوی پیچیدگی و آشوب است.

الهام کشاورز مقدم،استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران:ارزیابی جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای مستلزم توجه به دگرگونی‌های عمیق این نظم و حرکت آن به ‌سوی پیچیدگی و آشوب است؛ تحولاتی که پیش‌بینی رفتار و واکنش بازیگران منطقه‌ای را، بویژه پس از دو جنگ اخیر و جنگ دوازده‌روزه دشوارتر کرده است. برداشت اسرائیل و ایالات متحده آمریکا از رفتار سیاست خارجی ایران، بر مبنای نوعی الگوی خطی استوار است؛ به این معنا که تصور می‌کنند در صورت اقدام علیه ایران، پاسخ تهران تا حد زیادی قابل پیش‌بینی خواهد بود و عمدتاً در قالب حملات موشکی بروز خواهد کرد. هنگامی که رفتار یک کشور قابل پیش‌بینی تلقی شود، طرف مقابل می‌تواند با ارزیابی سطح پاسخ و ظرفیت‌های آن، محاسبات خود را برای اقدام علیه آن تنظیم کند.
با این حال، تحولات جنگ چهل‌روزه نشان داد که ایران پس از جنگ دوازده‌روزه با درک قرار گرفتن در یک نظام منطقه‌ای پیچیده و آشفته به سمت شکل‌دهی به کنش‌ها و واکنش‌هایی حرکت کرده است که پیش‌بینی رفتار تهران را برای بازیگران رقیب و متخاصم دشوارتر می‌کند. در چنین نظامی، رفتار بازیگران از الگوهای خطی و قابل پیش‌بینی پیروی نمی‌کند و پیش‌بینی‌ناپذیری به یکی از ویژگی‌های اصلی آن تبدیل می‌شود.
درک این تحول مستلزم آن است که نظم منطقه‌ای را شبکه‌ای متشکل از پیوندها و نقاط اتصال راهبردی در نظر بگیریم. در چنین چارچوبی، ایران می‌تواند با شناسایی گره‌های حساس این شبکه و ایجاد پیوندهای مؤثر با آنها، جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای تقویت کند. منظور از این پیوندها بهره‌گیری از موقعیت‌های راهبردی و ایجاد نقاط اتصال در شبکه منطقه‌ای است؛ تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین این نقاط به شمار می‌رود.
یکی از تحولات مهم جنگ چهل‌روزه، نقش‌آفرینی ایران در این چارچوب شبکه‌ای بود؛ به‌گونه‌ای که تمرکز بر یک گره راهبردی، یعنی تنگه هرمز، امکان اثرگذاری بر روند جنگ و معادلات منطقه‌ای را فراهم کرد. این نقطه اتصال به دلیل جایگاه خود در شبکه تعاملات منطقه‌ای، ظرفیت اثرگذاری بر جریان‌های تجاری، اقتصادی، امنیتی و سیاسی را دارد؛ ظرفیتی که دامنه پیامدهای آن می‌تواند از سطح منطقه فراتر رود و بر معادلات جهانی نیز تأثیر بگذارد.
با وجود دو جنگی که ایران پشت سر گذاشته و آسیب‌هایی که در جریان آنها متحمل شده است، از یک‌سو درک ما از ماهیت نظم منطقه‌ای دستخوش  تحول شده و از سوی دیگر، ضرورت بازنگری در شیوه بهره‌گیری از ظرفیت‌های قدرت ملی بیش از گذشته آشکار شده است. صرف برخورداری از قدرت منطقه‌ای، حتی برای کشوری مانند ایران، به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید در شبکه منطقه‌ای، پیوندها و نقاط اتصال مؤثری ایجاد کرد که هرگونه اختلاف، بحران یا منازعه بتواند بر عملکرد بخش‌های مختلف این شبکه تأثیر بگذارد و هزینه‌های ناشی از اختلال در آن را افزایش دهد.
بر همین اساس، این دیدگاه که اهمیت تنگه هرمز صرفاً موقتی است یا می‌توان آن را ابزاری برای اعمال فشار در مقطعی خاص دانست، با توجه به مبانی مطرح‌شده، قابل پذیرش نیست. جایگاه تنگه هرمز به ‌عنوان یکی از نقاط اتصال راهبردی در شبکه منطقه‌ای، ظرفیتی نیست که بتوان به‌آسانی از آن چشم‌پوشی کرد. حتی اگر سایر بازیگران به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین باشند، تحقق چنین گزینه‌هایی به زمان و هزینه قابل توجهی نیاز دارد و تضمینی نیز وجود ندارد که این مسیرها در شرایط بحرانی و جنگی از امنیت و قابلیت اتکای کافی برخوردار باشند. برای مثال، احداث یک خط لوله مستلزم صرف هزینه‌های سنگین است؛ با این حال، نمی‌توان اطمینان داشت که چنین زیرساختی در جنگ‌های آینده هدف حمله قرار نگیرد.
افزون بر این، ماهیت جنگ‌ها به سمت الگوهای شبکه‌ای حرکت کرده است؛ شرایطی که در آن، بازیگران در سطوح مختلف با یکدیگر در تعامل یا تقابل قرار دارند و روابط میان آنها را نمی‌توان صرفاً بر اساس ائتلاف‌ها و همسویی‌های موجود ارزیابی کرد. برای نمونه، نمی‌توان همسویی کنونی قطر و عربستان سعودی را به معنای همپوشانی همیشگی منافع آنها دانست؛ زیرا ممکن است تحولی در عربستان تحت تأثیر اقدام قطر شکل بگیرد. در چنین شرایطی، تکیه صرف بر ایجاد مسیرهای جایگزین نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های نظام شبکه‌ای باشد؛ چراکه امنیت و عملکرد اجزای مختلف این شبکه به یکدیگر وابسته است. از همین رو، نادیده گرفتن ایران و نقاط اتصال راهبردی آن، ارزیابی دقیقی از واقعیت‌های نظم منطقه‌ای به دست نمی‌دهد.
البته تأکید بر اهمیت تنگه هرمز به این معنا نیست که راهبرد ایران باید صرفاً بر این گذرگاه متمرکز باشد. ایران از مسیرهای ترانزیتی متنوع دیگری نیز برخوردار است که می‌تواند با فعال‌سازی آنها، دامنه پیوندهای خود را در شبکه منطقه‌ای گسترش دهد. تقویت روابط تجاری، اقتصادی و سیاسی با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، در کنار توسعه و فعال‌سازی ظرفیت‌های ترانزیتی و تقویت سطوح مختلف بازدارندگی می‌تواند بخشی از راهبردی جامع برای تثبیت و ارتقای جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست