
شاهنامه فقط یک اثر ادبی نیست؛ حافظه تاریخی و هویتی ایرانیان است. کتابی که فردوسی با رنج سیساله سرود تا زبان و فرهنگ ایرانی را از فراموشی نجات دهد. در این اثر، جهانی از شخصیتها و موقعیتهای دراماتیک نهفته است؛ از تراژدی جانسوز رستم و سهراب گرفته تا سقوط سیاوش، نبردهای رستم، پیچیدگی شخصیت افراسیاب و دهها روایت دیگر که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به مجموعههایی عظیم در ابعاد جهانی را دارند. با این حال، سینمای ایران در چهار دهه گذشته تقریباً هیچ مواجهه جدی و مستمری با این جهان شگفتانگیز نداشته است.

اگر بخواهیم نقش هالیوود را در نظم سیاسی-فرهنگی ایالات متحده بفهمیم، نباید آن را صرفاً یک صنعت سرگرمی دانست. هالیوود از اولین روزهای شکلگیریاش، فقط کارخانه رویا نبود؛ کارخانه صورتبندی «قدرت» هم بود. قدرتی که باید دیده میشد، باور میشد و در ذهن تماشاگر جهانی به شکل امری طبیعی، ضروری و شکستناپذیر جا میافتاد. سینما در این میان، نقش یک آینه ساده را بازی نکرد، بلکه خودِ آینه را طوری ساخت که تصویرِ آمریکا را بزرگتر، درخشانتر و گاه ترسناکتر از واقعیت نشان دهد.

«قمارباز» از آن دسته فیلمهایی است که ایدهاش پیش از هر چیز کنجکاویبرانگیز است؛ یک فیلم رئالتایم، تکلوکیشن و مبتنی بر یک پرونده مستند درباره هک شدن سیستم بانک سپه در دوران جنگ دوازدهروزه. همین ترکیب بهتنهایی میتواند فیلم را در معرض چالش قرار دهد: محدودیت مکانی، وابستگی شدید به دیالوگ و روایتی که بر حادثهای کوتاه و فشرده بنا شده است.

دبیر شورای صنفی نمایش با تشریح جزئیاتی از مصوبات جدید این شورا درباره تقسیم درآمد فروش سینما و بلیت شناور، از برنامهریزی برای اکران جدید سینماها خبر داد و گفت: متقاضیان اکران نوروزی درخواست خود را به شورا ارائه دهند.

گرچه مهاجرت با سفر ممکن و محقق میشود و در واقع هر مهاجرتی با سفر رخ میدهد اما هر سفری مهاجرت نیست. تفاوت این دو را میتوان در سینما و روایتهای آن از این دو مقوله ردیابی کرد.

اگرچه مفهوم سینمای ملی مفهومی پرمناقشه است که بر سر ماهیت و مصادیق آن اختلافنظرهای جدی وجود دارد اما اگر آن را به مثابه دغدغه داشتن برای قوام و شکلگیری یک سینمای ایرانی فرض کنیم بدیهی است که بدون توجه به همه ظرفیتهای فیلمسازی در ایران قابل تحقق نیست.

سینما از طریق احساس، پیامش را منتقل میکند. سینما فلسفه نیست. حالا احساسات انسانها متفاوت است؛ ترس، خشم، استرس، دلشوره، شادی و غم. یک بخش از واقعیتی که از طریق سینما منتقل میشود، هولناک بودن یک موقعیت است

یکی از مهمترین مؤلفههای موفقیت «اکنون»، حسن سلیقه در انتخاب میهمانان است؛ انتخابی که نه بر اساس شهرت صرف، بلکه بر مبنای امکان گفتوگوی معنادار صورت میگیرد.

مصطفی آتشمرد، مستندساز در یادداشتی نوشت: مستند «آگیرا» ساخته محمدصادق اسماعیلی، اثری است که در تقاطع مشاهده و درگیری عاطفی با سوژهاش ایستاده است. این فیلم که حاصل چهار سال همراهی با شخصیت اصلی، علی، است، با بافتی پیچیده از مسائل هویتی، اجتماعی و فلسفی گره خورده است.

علی نعیمی، منتقد سینما در یادداشتی نوشت: سینما، بیش از آنکه صرفاً ابزاری برای روایت داستان باشد، خود یک جهان مستقل است؛ جهانی با مناسبات پیچیده، رؤیاهای بربادرفته، ستارههایی که میدرخشند و فراموش میشوند و هنرمندانی که میان عشق به هنر و فشار واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی در رفتوآمدند.

احسان اسیوند منتقد و مترجم سینما برای مینی سریال «همۀ تقصیر او» نقدی برای روزنامه ایران نوشت.

محسن سلیمانی فاخر منتقد سینما درباره «گاو خشمگین» مارتین اسکورسیزی، یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

احسان اسیوند منتقد و مترجم سینما درباره مینی سریال «آخرین سنگر»، یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.

احسان اسیوند منتقد و مترجم سینما درباره مینی سریال «خرگوش سیاه»، یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

عباس اقلامی منتقد سینما به دلیل بیماری تنفسی از دنیا رفت.

«لاکپشت» تازهترین ساخته بهمن کامیار، یک گام بلند و جسورانه در مسیر فیلمسازی اوست؛ فیلمی که پس از دو سال توقیف، بالاخره روی پرده رفته و نشان داده هنوز هم میتوان در سینمای ایران تجربهای متفاوت در مرز واقعیت و خیال خلق کرد. اثری که با جسارت به سراغ ژانر سایکودرام (رواندرام) رفته و با لحظاتی از مالیخولیا، تعلیق و اضطراب روانی، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.

نسیم قاضی زاده منتقد موسیقی درباره جدیدترین اثر علیرضا قربانی، یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

منتقد سینما گفت: من با داریوش مهرجویی در ارتباط بودم و پخش فیلمهایش را بر عهده داشتم. برای من، او در تاریخ سینمای ایران و موج نو جایگاهی ویژه دارد.

جواد صفوی منتقد سینما درباره فیلم «شقایق» اثر رونان دی-لوئیس یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

احسان اسیوند مترجم و منتقد سینما درباره مینی سریال «مأموریت» یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.