
به مناسبت روز جهانی فلسفه، «خانه حکمت ایرانیان در اتریش» به همت رایزنی فرهنگی ایران در وین و با همکاری دانشگاه تبریز، نشستی بینالمللی با عنوان «آینده جهان و مسائل نوین فلسفی» و با حضور برجستهترین فلاسفه معاصر جهان برگزار کرد.

عصر شنبه هفدهم آبان، بنیاد حکمت اسلامی صدرا که سالهاست نامش با فلسفه و حکمت گره خورده، میزبان آیین رونمایی از پنج جلد اول مجموعه «تاریخ جامع فلسفه» بود.

در همایش «مبانی علمی و فلسفی هوش مصنوعی» که صبح چهارشنبه ۲۱ آبانماه در محل فرهنگستان علوم برگزار شد، متن سخنرانی دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف برجسته و رئیس پیشین فرهنگستان علوم، قرائت شد.

کتاب «غزالی فیلسوف» در پنج فصل چیده شده: «قلب، عقل، علم»، «علم مکاشفه»، «ذوق و مشاهده»، «الهام و وحی» و «غزالی و سنت فلسفی». هر فصل مثل لایهبرداری از یک پیاز است؛ لایه به لایه، آراء غزالی را نمایان میکند و نشان میدهد چطور فلسفه را با عرفان به هم دوخت.

به باور الکساندر تریگر، غزالی مانند کوه یخی است که فقط قلهاش پیدا است و باقی آن زیر آب پنهان شده است و کتاب «غزالی فیلسوف» تلاش میکند، بخش ناپیدای اندیشه غزالی را آشکار کند.

ابوحامد محمد غزالی، ستاره درخشان آسمان اندیشه اسلامی، قرنهاست که به عنوان فقیهی عمیق، عارفی ژرفاندیش، صوفیای دلسوخته و واعظی آتشین شناخته میشود، اما آنچه بیش از همه نامش را جاودانه کرده، کتاب «تهافت الفلاسفه» است.

تحول فکری اندیشمندان برجسته، همواره نمادی از گذارهای بزرگ تاریخی و فرهنگی است. مسیر فکری دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف و رئیس سابق فرهنگستان علوم ایران، از نقد رادیکال مدرنیته تا پذیرش «راه ناچار توسعه»، یکی از بحثبرانگیزترین و آموزندهترین این تحولات است.

ویلیام اروین در کتاب «چالش رواقی» که محمد یوسفی آن را به فارسی برگردانده، مینویسد از نظر سنکا، پس از درگذشت یکی از عزیزانمان، مقداری غم و سوگواری رواست اما اگر بیش از اندازه باشد، نتیجه خودبینی ماست.

یک ماه از درگذشت جان سرل، فیلسوف آمریکایی معاصر که جزو منتقدان جدی جایگزین شدن هوشمصنوعی کامپیوتری با هوش طبیعی انسانی محسوب میشد، میگذرد؛ متفکری که فراتر از متن و حواشی کار و برنامه حرفهای خود، جایگاه برجستهای در تاریخ این سنت فکری معاصر دارد.

جان سرل تنها یک نظریهپرداز نبود؛ او یک مناظرهگر قهار با سبکی تهاجمی بود که از ورود به جدالهای فکری بزرگ ابایی نداشت.

کشف دوباره ذهن (The Rediscovery of the Mind) را میتوان جدلیترین و مبارزهجویانهترین کتاب سرل دانست؛ حملهای مستقیم به پارادایمهای غالب در فلسفه ذهن و علوم شناختی قرن بیستم.

مجموعه آثار جان سرل را نباید صرفاً فهرستی از کتابهای نامرتبط، بلکه باید به مثابه یک پروژه واحد و در امتداد یک خط سیر مشخص در نظر گرفت.

جان سرل، روزی در حال گفتوگو با فوکو، از پیچیدهنویسی و ابهام در فلسفه فرانسوی گله کرد. فوکو که نگاهی انتقادی به ژاک دریدا داشت، با لحنی خاص پاسخ داد که دریدا «تروریسم ابهام» را به کار میگیرد: «آنقدر مبهم مینویسد که نمیتوانی بفهمی چه میگوید و این بخش ابهاماش است. بعد وقتی از او انتقاد میکنی، همیشه میتواند بگوید: تو مرا نفهمیدی؛ تو یک احمقی. و این بخش تروریسماش است.»

کامو، کافکا، کییرکگارد، نیچه، سارتر و امبرتو اکو از جمله فیلسوفانی هستند که ایدههای فلسفیشان را در رماننویسی پیاده کردند و «رمان فلسفی» ژانر تفکرورزیشان شد. تحلیل این ژانر نشان میدهد که حقیقت، بیتخیل، پوچ و بیمزه است و خیال، بیحقیقت، توهم و جنون. اما با همنشینی این دو، «خرد شورانگیز»زاده میشود؛ آفرینشی که نه در برج عاج عقلانیت محبوس میماند و نه در گرداب خیال محض غرق میشود.