
رییس مجلس شورای اسلامی گفت: استانها باید از حاشیه تصمیمسازی به متن سیاستگذاری بیایند.

«انتخابات تناسبی، نه تنها راهکاری برای افزایش مشارکت و تضمین حقوق مدنی شهروندان است، بلکه پشتوانهٔ حقوقی محکمی برای ایدهٔ “وفاق ملی” است که مسعود پزشکیان آن را در دولت چهاردهم پیاده کرد.

همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی» عصر پنجشنبه (۲۴ مهر ۱۴۰۴) با حضور «مسعود پزشکیان» رئیس جمهور در اصفهان برگزار شد.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»: ضلالت این است که تابع نفس خود باشیم، تمام دعواهای ما به دلیل توجه به منیّت و نفسیات و از جهل است. توجه به حزب من، جناح من، دسته من، قوم و قبیله من و این منیّتهاست که ما را به ضلالت میرساند. از ابتدای دنیا چه سیاه و چه سفید، چه عرب و چه عجم، برتری انسانها فقط براساس تقواست اما ما نتوانستیم به تقوا معنا و مفهوم واقعی بدهیم، به تقوا وصیت میکنیم اما عمل نمیکنیم.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»: ما در حکومتداری خود (براساس حکومت امیرالمومنین) عمل نمیکنیم؛ اختیارات تکه تکه است، وقتی تکه تکه است پاسخگویی هم نیست. امیرالمومنین(ع) در نخستین فرمان خود به تقوا دستور میدهد؛ سعادت به اطاعت از کتاب است و شقاوت نادیده گرفتن کتاب است. ما کتاب را میخوانیم اما حرفهای خود را میزنیم. حق، عدالت و کتاب دستورالعمل است؛ برای خواندن نیست بلکه برای اجرا کردن است همانطور که نماز برای اقامه است نه برای خواندن.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»:معتقدم که اگر بتوانیم این دستورالعمل را اجرا کنیم مملکت را تغییر خواهیم داد. امیرالمومنین در حکومتداری خود اختیار را واگذار میکند؛ مالک اختیار دارد، مالیات میگیرد، قاضی القضات و فرمانده لشگر را تعیین میکند، سپس نظارت و ارزیابی میکند و البته پاسخگوست.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»: امکان ندارد که منِ مدیر دلم برای مردم بسوزد و تلاش کنم به آنها خدمت کنم، اما آنها از من بیزار باشند. اگر مردم با من مشکل دارند، مشکل از من است و نه از مردم. مومن و مسلمان حرف محکم و ثابت در دنیا و آخرت میزند، حرفِ مفت نمیزند؛ نمیشود که امروز یک حرف بزنم و فردا حرفی دیگر و دائم حرف و جهتگیری خود را عوض کنم. کلمه حق ریشهدار است، کلمه خبیث و حرفِ مفت است که بر سر آن نمیایستیم.


انسجام اجتماعی الزامی خدشهناپذیر است،اما ضروریتر از آن یکپارچگی در حکمرانی است. اما امروز در ایران میتوان معضلی به نام خلط میان حکمرانی و سیاست را شناسایی کرد.

محمد فاضلی،جامعه شناس در یادداشتی نوشت: اگر از شما بپرسند میزان هوش یا سطح هوشمندی نظام حکمرانی را چگونه اندازه میگیرید، چه پاسخی خواهید داد؟ پاسخ من به این سؤال خیلی روشن است: هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به «فرآیندهای کندرو» شناخت و اندازه گرفت. بخش مهمی از هوشمندی یا بیهوشی حکمرانی در همین یک خط پاسخ نهفته است.