
رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»: ما در حکومتداری خود (براساس حکومت امیرالمومنین) عمل نمیکنیم؛ اختیارات تکه تکه است، وقتی تکه تکه است پاسخگویی هم نیست. امیرالمومنین(ع) در نخستین فرمان خود به تقوا دستور میدهد؛ سعادت به اطاعت از کتاب است و شقاوت نادیده گرفتن کتاب است. ما کتاب را میخوانیم اما حرفهای خود را میزنیم. حق، عدالت و کتاب دستورالعمل است؛ برای خواندن نیست بلکه برای اجرا کردن است همانطور که نماز برای اقامه است نه برای خواندن.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»:معتقدم که اگر بتوانیم این دستورالعمل را اجرا کنیم مملکت را تغییر خواهیم داد. امیرالمومنین در حکومتداری خود اختیار را واگذار میکند؛ مالک اختیار دارد، مالیات میگیرد، قاضی القضات و فرمانده لشگر را تعیین میکند، سپس نظارت و ارزیابی میکند و البته پاسخگوست.

رئيسجمهور در همایش بینالمللی راه نجات «نهجالبلاغه و حکمرانی علوی»: امکان ندارد که منِ مدیر دلم برای مردم بسوزد و تلاش کنم به آنها خدمت کنم، اما آنها از من بیزار باشند. اگر مردم با من مشکل دارند، مشکل از من است و نه از مردم. مومن و مسلمان حرف محکم و ثابت در دنیا و آخرت میزند، حرفِ مفت نمیزند؛ نمیشود که امروز یک حرف بزنم و فردا حرفی دیگر و دائم حرف و جهتگیری خود را عوض کنم. کلمه حق ریشهدار است، کلمه خبیث و حرفِ مفت است که بر سر آن نمیایستیم.


انسجام اجتماعی الزامی خدشهناپذیر است،اما ضروریتر از آن یکپارچگی در حکمرانی است. اما امروز در ایران میتوان معضلی به نام خلط میان حکمرانی و سیاست را شناسایی کرد.

محمد فاضلی،جامعه شناس در یادداشتی نوشت: اگر از شما بپرسند میزان هوش یا سطح هوشمندی نظام حکمرانی را چگونه اندازه میگیرید، چه پاسخی خواهید داد؟ پاسخ من به این سؤال خیلی روشن است: هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به «فرآیندهای کندرو» شناخت و اندازه گرفت. بخش مهمی از هوشمندی یا بیهوشی حکمرانی در همین یک خط پاسخ نهفته است.