
در خزان کرونازده سال ۹۹ در میان انزوایی که جهان را درنوردیده بود، فضای مجازی، آخرین پل ارتباطی من با استاد فیرحی بود. ترجمه کتاب «خدا، لاک و برابری» اثر جرمی والدرون را به تازگی به پایان برده و نسخه نهایی را برای ایشان فرستاده بودم. با اشتیاق در انتظار بودم تا نظر نهایی استاد را بشنوم ؛ همان استادی که سالها پیش تأکید و اصرارش، بار مسئولیت این ترجمه را بر دوشم نهاد.

میرزای نائینی به رغم آنکه در جریان عملی مشروطه شخصیت درجه اولی محسوب نمیشد، اما به لحاظ صورتبندی نظری مشروطه شخصیتی دارای اهمیت است. علمایی تراز اول مشروطه را باید همان علمای ثلاث یعنی محمدکاظم خراسانی، میرزا حسین خلیلی تهرانی و عبدالله مازندرانی دانست. اما میرزای نائینی، خاصه برای معاصرین، اهمیتی بیش از اهمیت جایگاه تاریخیاش یافت. در این میان، مرحوم دکتر فیرحی توجهی ویژه به اهمیت نظری میرزای نائینی داشت و همین نگره، یکی از بسترهای اختلاف فکری او با استادش مرحوم جواد طباطبایی شد.