
سینماهای سراسر کشور در هفتهای که گذشت در حالی میزبان بیش از ۲۰۴ هزار مخاطب شدند که گیشه سالنها در این بازه مبلغ ۳۱ میلیارد تومان را به ثبت رساند.

فیلم «کفایت مذاکرات» به کارگردانی سهیل موفق، داستان نادر و شوهرخواهرش را روایت میکند که برای جور کردن پول خانه، دست به هر کاری میزنند و افراد دیگری را نیز با خود همراه میکنند.

اگر بخواهیم «گلسنگ» ساخته ابراهیم ایرجزاد را نه صرفاً یک ملودرام خانوادگی که بهمثابه یک سند اجتماعی از زیست طبقه متوسط ایرانی در سالهای اخیر بخوانیم، باید اول به این نکته توجه کنیم که خانهای که محبوبه و ایرج پس از سالها پسانداز و صرفهجویی میخرند، صرفاً یک لوکیشن دراماتیک برای وقوع حوادث نیست، این خانه نماد آرزوی برآورده نشده یک قشر اجتماعی است که ثبات و امنیت را در مالکیت جستوجو میکند، اما هرگز به آن آرامش موعود نمیرسد.

جنگها فقط جغرافیا را تغییر نمیدهند، زبان روایت را نیز دگرگون میکنند. هر جنگی قهرمانان، زخمها، خاطرهها و در نهایت روایتهای مخصوص به خود را میآفریند. اگر جنگ هشتساله ایران و عراق بنیانگذار ژانری شد که امروز آن را با عنوان «سینمای دفاع مقدس» میشناسیم، تحولات نظامی و سیاسی سالهای اخیر نیز این ضرورت را پیش روی سینمای ایران قرار دادهاند که بار دیگر خود را بازتعریف کند.

چه محمدحسین مهدویان را قبول داشته باشیم چه نه، او هیچوقت فیلمسازی نبوده که مسیرهای امن را انتخاب کند. از «ایستاده در غبار» تا «شیشلیک» و «زخم کاری»، او همواره علاقه داشته در مرز میان تجربههای جدید و ژانرهای مختلف حرکت کند و جهان خود را با زبان بصریاش پیدا کند. حالا در «کلاغ» نیز به سراغ فضایی رفته که این روزها هم جذاب است و هم خطرناک؛ روایت داستانی در بستر سالهای پیش از انقلاب.

هنوز فستیوال کن به پایان نرسیده اما اظهارات فرهادی از نشست خبری تا مصاحبههایی در حاشیه جشنواره، او را همچنان به چهره مطرح سینمایی ایرانی حاضر در یکی از مهمترین فستیوالهای جهان یعنی کن تبدیل کرده است؛ جایی که او میگوید مسحور کیشلوفسکی است و در عین حال قلبش برای حضور در وطن و فیلمسازی در کشورش میتپد.

«روز- داخلی- دبستان… و انفجار.» این چند کلمه، روایت واقعی و تکاندهنده صحنهای از فیلمی خواهد بود که سیامک مردانه، کارگردان و فیلمنامهنویس، قصد دارد روی پرده سینما به تصویر بکشد. روایتی از فاجعه ۹ اسفند ۱۴۰۴ در مدرسه «شجره طیبه»؛ جایی که باید زنگ آخر با صدای خنده و فوتبالبازیکردن بچههای کلاس اول پر میشد، اما با حمله دشمن صهیونی-آمریکایی نابود شد و ۱۶۸ دانشآموز شهید شدند.

در تاریخ سینمای ایران، نام مسعود کیمیایی همواره با نوعی تداوم و پافشاری گره خورده است؛ فیلمسازی که نهتنها در شکلدادن به بخشی از هویت سینمای پیش از انقلاب نقش داشت، بلکه در دهههای پس از آن نیز کوشید جهان شخصیاش را -با همه فراز و فرودها- حفظ کند. اکنون، در سالهایی که او به دهه نهم زندگی خود نزدیک شده، بازگشتش به پروژه نیمهتمام «عشق در انفرادی» بیش از آنکه صرفاً یک خبر تولیدی باشد، نشانهای از تداوم یک زیست سینمایی است؛ زیستی که بر پایه عادت، تجربه و نوعی سرسختی حرفهای شکل گرفته است.

اسامی ۳۵ راهیافته به نهمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران اعلام شد.

بدون شک یکی از مناقشات نظری و عملی در سینمای ایران و مسائل آن، به ویژه در یک دهه گذشته، جدال ژانری و رقابت بر سر آن بوده است. بحث بر سر این است که با توجه به شرایط اجتماعی و تاریخی موجود، ساخت فیلم کمدی ضرورت دارد یا تولید فیلمهای اجتماعی؟

امیرشهاب رضویان گفت: جشنواره جهانی ما، توان بینالمللی شدن دارد. یک زمانی این جشنواره در سطح یک جشنواره الف جهانی کار میکرد.

کارگردان سینمای ایران گفت: امیر نادری برای نسل من، یا حداقل برای شخص من با آثاری مثل «تنگنا»، «انتظار»، «خداحافظ رفیق» و... اهمیت یافت. شور فیلمسازی در من و بسیاری دیگر با دیدن همین فیلم «دونده» ایجاد شد.

ژانر ورزشی در سینما، ژانر چندان رایجی نیست. هم ساخت فیلم در این رشته سخت است و هم جذب تماشاگر. منتقدان سینما همیشه به این نکته اشاره کردهاند که ورزش خودش پدیدهای ملتهب و تماشایی است و اینکه سینما برای هماوردی سراغ چهرهها و رشتههای ورزشی برود و بتواند اثری درخور بیافریند ساده نیست.

بارها از من پرسیدهاند که بسترهای نوپدید نمایش(Platform) تا چه اندازه میتوانند به کشف و معرفی استعدادهای جدید در عرصه فیلمسازی و بازیگری کمک کنند؟