
«خانواده ووردالاک» بیش از یک یادگار تاریخی است؛ آینهای است برای اضطرابهای امروزی. تالستوی، بدون اینکه بداند، داستانی نوشت که در سال ۲۰۲۵، با فیلمهای جدید و بحثهای برخط، زنده مانده است.

«روانکاوی تالستوی» پرترهای روانشناختی از لئو تالستوی ارائه میدهد که نگرشی تازه و خاص به ذهن این غول ادبی است.

علیرضا پیروزان به «ایران»گفت: رمان «رستاخیز» (۱۸۹۹) واپسین تلاش تولستوی برای آشتی دادن انسان با حقیقت است. اینجا دیگر او نویسندهای صرف نیست، بلکه منادی و پیامآوری اخلاقی است که میکوشد نظام قضایی، دینی و اجتماعی روسیه را از اساس نقد کند.

لئو تالستوی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸–۲۰ نوامبر ۱۹۱۰) سال ۱۸۸۹ رمان «سونات کرویتسر» را منتشر کرد و در آن از ضرورت امساک از رابطه جنسی سخن گفت.

در جهان ادبیات، کمتر نویسندهای را میتوان یافت که میان زمین و آسمان، میان مادیت زندگی و ابدیت معنا، چنین رفت و برگشت پرشکوهی داشته باشد که تولستوی (۱۸۲۸-۱۹۱۰) داشت. او در ظاهر، نویسندهای از روسیه سده نوزدهم است؛ اما در حقیقت، قلمش از افق روسیه فراتر میرود و در مرزهای هستی و اخلاق، فلسفه و ایمان، در گردش است.