
پیش از آنکه به جهان پرآشوب و درخشان نقاشیهای ونسان ونگوگ (۱۸۹۰-۱۸۵۳) قدم بگذاریم، شاید بد نباشد درنگ کنیم و به کتابی بیندیشیم که برای چند نسل از خوانندهها، اولین دروازه ورود به زندگی او بوده است؛ کتاب «شور زندگی» (۱۹۳۴) اثر ایروینگ استون (۱۹۸۹-۱۹۰۳).

همزمان با جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، یادداشتهایی روزانه با محور زندگی در جنگ در فضای مجازی منتشر شد؛ یادداشتهایی که علیاصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر، آنها را در شبکههای اجتماعی برای گروهی از نویسندگان، تصویرگران و هنرمندان غیرایرانی مینوشت؛ روزنوشتهایی که با اعلام آتشبس، در کتابی با نام «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند» گرد آمد و همراه با عکسهایی از عکاسان ایرانی، از سوی نشر NOP در انگلستان منتشر شد. هفته گذشته، نسخه فارسی این اثر نیز با تغییراتی از سوی نشر «اگر» در تهران منتشر شد؛ سیدآبادی در گفتوگوی پیشرو، چگونگی شکلگیری و ویژگیهای این کتاب را شرح میدهد.

اگر با ادبیات دانش توسعه آشنا باشید، احتمالاً با کتابهایی مواجه شدهاید که ابتدا یک نظریه درباره چرایی توسعه یا عقبماندگی کشورها ارائه میکنند و سپس آن نظریه را با مطالعه تجربه کشورهای مختلف میآزمایند. کتاب «قمار توسعه» نوشته استفان درکن/ Stefan Dercon نیز در همین سنت قرار میگیرد.

آنچه تا به امروز روشنفکران و متفکران ایرانی پیرامون توسعه و دلایل عقبماندگی به رشته تحریر درآورده بودند، گویی دست کم در لحظه اکنون این سرزمین به حالت تعلیق درآمده است. از زمان مشروطه واکاوی پیرامون چرایی توسعه نیافتگی، نوعی گفتمان مسلط در حوزه مطالعات اجتماعی ایران بوده و اگرچه گاه منبعی برای خودآگاهی نیز محسوب میشد اما همزمان ابزار تشدید کینهتوزیهای تاریخی و حتی احساس تحقیر بوده است.

بحث درباره تاریخ و هویت دانشگاه، معمولاً از همان جنس گفتوگو درباره تاریخ و جامعه ایران است. طرح پرسشهایی نظیر اینکه چرا نهاد علم در ایران نتوانسته همان جایگاهی را بیابد که در تجربه تاریخی غرب پیدا کرده است؟ و همچنین طرح پرسشهایی پیرامون نسبت میان ساختار و عاملیت، ریشههای تاریخی نهاد دانشگاه، نقش سنت، عرفان، دولت، جامعه مدنی و جایگاه دانشگاه در تحولات معاصر ایران، به نوعی بازخوانی تاریخ و جامعه از منظر این نهاد تأثیرگذار است. تجدید چاپ کتاب «سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران» فرصتی است تا این پرسشها بار دیگر به صورتی عمیقتر مورد بازاندیشی قرار گیرند.

سیدعطاءالله مهاجرانی در پیشانی کتاب «مادر؛ خدای کوچک خانه» عبارتی از روانشاد عباس کیارستمی نقل میکند: «او نه سواد خواندن داشت و نه نوشتن، اما سخنانی میگفت که نه جایی خوانده بودم و نه کسی نوشته بود.» شاید این بهترین تعبیری است که در مورد مادر نویسنده کتاب یا «مامان عذرا» که من به عنوان عروس خانواده نزدیک ۳۱ سال ایشان را چنین صدا میکردم، صدق میکرد.

عصر سهشنبه ۲۴ تیر، شصتوسومین نشست سهشنبههای مجله «بخارا» به رونمایی از نسخه قطع کوچک مثنوی با حضور محمدعلی موحد و جمع بسیاری از دوستداران ایشان در شهر کتاب نیاوران برگزار شد

«حماسه سجادیه» عنوان مجموعهای پژوهشی - آیینی است به قلم استاد سیدمهدی شجاعی که جلد اول آن در سال ۱۴۰۱ و توسط انتشارات نیستان هنر منتشر شد. تاکنون پنج جلد از این مجموعه ارزشمند منتشر شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

روانکاوی بیش از یک قرن پیش توسط زیگموند فروید آغاز شد و یکی از جسورانهترین تلاشها برای کاوش در عمق ذهن انسان بود. این جنبش، ذهن را از قلمرو فلسفه و ادبیات به حوزهای نظری-بالینی برد و مفاهیمی مانند ناهشیار، عقدهها و تأثیر کودکی را وارد فرهنگ عمومی کرد. اما مسیرش پر از فراز و فرود بود: گاهی به اوج شهرت رسید و گاهی مورد حمله شدید قرار گرفت؛ از اتهام علمی نبودن تا نقدهای فمینیستی و فرهنگی. با وجود همه این چالشها، روانکاوی همچنان زنده ماند و به شاخههای متنوع و غنی تبدیل شد.

جنگ یکی از بسترهایی است که اندیشه و زیست ملیگرایانه و میهندوستانه را بازتولید میکند. به بیان دیگر، گرایش به وطنخواهی ممکن است در بسترهای متنوعی تکوین یابد و رشد کند که یکی از آنها جنگ است.

ژانر وحشت جذابترین ژانر ادبی و هنری برای مخاطبانی محسوب میشود که به هیجان و ماجراجویی علاقه دارند.

در تاریخ مطالعات خاورمیانه شماری از رویدادها منجر به ایجاد تغییراتی عمیق و دامنهدار در قواعد پژوهشهای مرتبط با این منطقه شدهاند. جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، انقلاب ایران در ۱۹۷۹، فروپاشی اتحاد شوروی، حملات ۱۱ سپتامبر، اشغال عراق در ۲۰۰۳ و خیزشهای عربی ۲۰۱۱ از جمله لحظاتی بودند که سیاست منطقه را دگرگون کردند و پرسشهای اصلی پژوهشگران، چارچوبهای نظری مسلط و حتی شیوههای تولید دانش درباره خاورمیانه را نیز تغییر دادند. اکنون به نظر میرسد تحولات یک سال اخیر نیز در حال تبدیل شدن به یکی از همین نقاط عطف تاریخی هستند.

در طول تاریخ، کم نبودهاند هنرمندانی که برای درک حقیقت هستی، به جای واژهها، از خطوط و رنگها بهره جستهاند. کاتسوشیکا هُکوسای، نقاش ژاپنی، یکی از هنرمندانی است که نقاشی برایش نه یک حرفه، که یک آیین زیستن و دیوانگی مقدس بود.

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) نویسندهای است که از همان نخستین مواجهه، نوعی حس لامکانی را به خواننده منتقل میکند؛ گویی هر جمله، هر صحنه و هر شخصیت، در جایی بین جهان ما و جهانی دیگر معلق است. او در پراگ به دنیا آمد؛ شهری که خود در آن روزگار مرزی بود میان فرهنگها و زبانها؛ یک یهودی آلمانیزبان در شهری عمدتاً چکزبان، کارمند بیمه در دل بوروکراسی امپراطوری اتریش-مجارستان و نویسندهای که بیشتر آثارش سنگینترین وزن خود را پس از مرگ نویسنده پیدا کرد. این موقعیت حاشیهای، صرفاً یک نکته زندگینامهای نیست؛ بلکه شاکله درونی جهان داستانی او را میسازد.

زنان بسیاری در جریان انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نقشی مهم، اثرگذار و فراموشنشدنی ایفا کردهاند. آنها با ایمان، آگاهی و روحیه فداکارانه در صحنههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی انقلاب حضوری فعال داشتند و در شکلگیری و تداوم این حرکت بزرگ مردمی، سهمی اساسی را برعهده گرفتند.

گاهی زندگی و آدمهایش ما را به تاریکترین نقطه از زندگی میبرند و با بیرحمی تمام میان همان تاریکیها رهایمان میکنند. شاید هم گاهی این خودمان هستیم که برای به چالش کشیدن تواناییها یا میزان جسارت خود به سمت تاریکی میرویم. زندگی برای ما چه خوابی دیده است؟ آن مسیر روشنی که ما را به سمت روشنایی میبرد، کجاست؟

گاهی فاجعه نه با صدای یک انفجار، که با صدای بسته شدن آرام یک در چوبی یا خیره ماندن به یک استکان چای سرد شده در یک بعدازظهر کشدار آغاز میشود. زندگی در برخی از داستانها، نه در خیابانهای شلوغ میگذرد و نه با اتفاقات بزرگ دراماتیک پیش میرود، بلکه از حواشی کوچک و به ظاهر بیاهمیت جریان پیدا میکند؛ در اتاقهایی که بوی کهنگی میدهند و در ذهنهایی که میان واقعیت سرد امروز و خاطرات گرم دیروز، سرگردانند.

مرگ گاهی پایان یک داستان نیست، بلکه سرآغاز کشف رازهای هولناک و بزرگی است که سالها در پشت ابر پنهان ماندهاند، اما ماه همیشه پشت ابر نمیماند و حقایق بالاخره روشن میشوند. گاهی رمان مخاطب خود را به سفری در اعماق یک فضای روانشناختی تاریک و البته پر از شگفتی میبرد؛ فضایی تلخ، رازآلود و معماگونه که خواننده با ورق زدن صفحه به صفحه آن باید به حقیقتی دست پیدا کند که نویسنده با زیرکی در پس یک قصه جذاب و پرکشش پنهان کرده است.

دوران نوجوانی، ایستگاهی در میانه راه زندگی محسوب میشود؛ مرز باریکی میان کودکی که رویا میبیند و آرزو در سر میپروراند و بزرگسالی که باید برای تحقق آن رویاها و آرزوها مبارزه کند تا به هدف برسد.

علی میرسپاسی در کتاب فراملیگرایی در اندیشه سیاسی ایرانیان به نقش و موقعیت احمد فردید در تفکر معاصر ایران میپردازد.