
پدر نه فقط بهعنوان عضوی از خانواده، بلکه بهمثابه پناه، تکیهگاه و حضوری که بودنش به زندگی معنایی دیگر میبخشد. از مادران بسیار سخن گفتهاند و بسیار نیز خواهند گفت. اما پدران در حافظه عمومی بیش از آنکه با آغوش و نوازش به یاد آورده شوند، با سختگیری، جدیت، سکوت، امر و نهی به خاطر میآیند.

شرح خاطراتی درباره پدران به ظاهر عبوس اما مهربان و فاصلههایی مملو از ناگفتههای میان دو نسل، دستمایه کتاب «قصههای بابا» اثر جهان باربور است که به ترجمه مژده الفت و از سوی انتشارات رایبد منتشر شده است.