
خبر در مورد بحران بیش از همیشه در زندگی روزمره مردم جریان دارد. روانشناسان میگویند، مسأله اصلی نه خود بحران و نه حتی حجم بالای خبرها، بلکه نحوه مواجهه ما با آنهاست.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مناسبت روز ملی روانشناس و مشاور، بر نقش کلیدی این متخصصان در نظام سلامت، بهویژه در مواجهه با بحرانها تأکید کرد و از تلاشهای علمی، پیشگیرانه و بازتوانی این حوزه خبر داد.


در روزهایی که جریان اخبار متوقف نمیشود، بسیاری از افراد بیش از گذشته در معرض اطلاعات قرار میگیرند. اما این افزایش آگاهی لزوماً به درک بهتر رویدادها منجر نمیشود. گاهی برعکس، آنچه باقی میماند، نوعی درگیر ماندن با خبر است.

بهاره مینوییفر، کارشناس روانشناسی بالینی و درمانگر کودک، درباره این تأثیرات هشدار میدهد و تأکید میکند محافظت از دنیای رنگی کودکان، وظیفهای همگانی است. او میگوید:«این یک چالش بسیار مهم است؛ واقعیت این است که ما نه میتوانیم واقعیتها را از کودکان پنهان کنیم و نه قصد داریم این کار را انجام دهیم.

صدای بسته شدن در خانه، اگزوز موتور یا حتی صدای یخچال که تا همین چند وقت قبل برای اغلب ما عادی بود این روزها برایمان تصوری از خطر شده است. به محض شنیدن صدا قلبمان تند تند میزند و از جا میپریم، اما باید بدانیم که این نشانه ضعف نیست.

یک روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه با هشدار نسبت به عادیسازی مصرف موادمخدر در برخی تولیدات شبکه نمایش خانگی، تأکید کرد: نمایش صحنههای مصرف مواد تنها زمانی قابل دفاع است که با رویکردی انتقادی، هشداردهنده و همراه با پیامهای تربیتی و اجتماعی ارائه شود؛ در غیر این صورت، این بازنماییها میتواند بر نگرش و رفتار نوجوانان و جوانان اثر تخریبی بر جای بگذارد.

طلاق در سنین میانسالی، دیگر اتفاقی عجیب یا استثنایی نیست. پشت بسیاری از این جداییها، نه ماجرای خیانت ناگهانی است و نه یک دعوای بزرگ؛ بلکه سالها سکوت، انکار، فشار اقتصادی، تنهایی، فرسودگی روان و تغییر سبک زندگی نهفته است.

انجمن علمی روانشناسی ایران چند روز قبل اعلام کرد که به دنبال شرایط اجتماعی اخیر و افزایش فشارهای روانی در میان اقشار مختلف جامعه، امکان دسترسی رایگان به خدمات مشاوره روانشناختی و روانپزشکی برای افراد آسیبدیده را فراهم کرده است.

اغلب افراد در ابتدای هر ارتباطی نقابی را تحت عنوان پرسونا به چهره میزنند تا مطلوبتر و دوستداشتنیتر بهنظر برسند. اما بعد از ازدواج نیازی به نقاب نیست و افراد چهره واقعی خودشان را نشان میدهند. همین موضوع باعث ایجاد تناقض در افراد میشود.

هوش مصنوعی به آرامی و بیصدا، در تمام گوشه و کنار زندگی ما رخنه کرده است. این ابزار، حالا به دستیاری همیشه آماده و در دسترس برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده؛ دستیاری که گاهی در نقش روانشناس، پای مشکلات و دغدغههای شما مینشیند و با صبر و حوصلهای بیپایان شنونده افکار و نگرانیهایتان است.

این روزها شنیدن «جلسه تراپی دارم» به اندازه «به باشگاه میروم» یا «کافه قرار دارم» عادی شده است. جملهای که شاید تا چند سال پیش با خجالت و فقط درگوشی بین دوستان صمیمی بیان میشد که مبادا نشانه بحران روحی تلقی شود، حالا با افتخار و اطمینان گفته میشود. گویی امروزه روان درمانی و داشتن تراپیست نشانهای از آگاهی، مدرن بودن، کلاس داشتن و طبقه اجتماعی بالاتر است.

یک روانشناس درباره اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از اعتیاد به خرید اینترنتی گفت: مهمترین اقدام، افزایش آگاهی و سواد روانشناختی افراد است. باید اعتیاد به خرید اینترنتی به افراد معرفی و توضیح داده شود که چگونه فرد میتواند در یک چرخه معیوب گرفتار شود.

علیرضا شریفی یزدی به «ایران» گفت: مشاهده محتواهای خطرناک روحیه خشونتطلبی را در نوجوان بالا میبرد و افراد ناخودآگاه چه به صورت کلامی و چه به صورت فیزیکی به خشونت تمایل بیشتری نشان میدهند.

حجم زیادی از محتوایی که امروز در شبکههای اجتماعی تولید میشود، نه برای اطلاعرسانی، بلکه برای جذب بازدید و بالا بردن تعامل است. وابستگی درآمد بلاگرها به لایک و کامنت، آنها را به سمت رفتارهای هیجانی و گاهی خطرناک سوق داده است.

ویلهلم دیلتای، فیلسوف آلمانی و بنیانگذار جامعهشناسی تفهیمی، بر این باور بود که انسان و تجربه زیسته او را نمیتوان با معیارهای علوم طبیعی شناخت. بهزعم او، جهان انسانی نه صرفاً مجموعهای از علتها، بلکه عرصهای از «معنا»ست؛ و فهم این معنا نیازمند «منطق هرمنوتیکی» است منطقی که «فهمیدن» را متمایز از «دانستن» میداند.

دکتر فربد فدائی به «ایران» گفت: به جای مقاومت و جنگیدن با ورود یک فکر به ذهن، اجازه بدهید وارد شود. اگر بکوشید جلوی یک فکر را بگیرید، آن فکر قویترو مکررتر میشود:

تقریباً همه انسانها، حتی سالمترین و آرامترین آنها، لحظاتی را تجربه میکنند که ذهن، بدون هماهنگی و اینکه نقشهای از قبل داشته باشد، افکاری غیرمنتظره و در برخی مواقع آزاردهنده را به میان میکشد؛ افکاری که میتواند در حد یک «اگر این اتفاق بیفتد چه؟» ساده باشد یا تصویری شدیداً نگرانکننده، غیرمنطقی و کاملاً ناخواسته به دنبال داشته باشد.

آمار رسمی سازمان ثبت احوال کشور نشان میدهد، به غیر از افزایش میانگین سن ازدواج، الگوهای سنی و جنسیتی نیز تغییر کردهاند. چندی پیش بهمن عبدی، مدیرکل دفتر برنامهریزی و توسعه اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان در گفتوگو با «ایران» از تغییر الگوی سنی ازدواج در کشور خبر داده بود.
