
اغلب افراد در ابتدای هر ارتباطی نقابی را تحت عنوان پرسونا به چهره میزنند تا مطلوبتر و دوستداشتنیتر بهنظر برسند. اما بعد از ازدواج نیازی به نقاب نیست و افراد چهره واقعی خودشان را نشان میدهند. همین موضوع باعث ایجاد تناقض در افراد میشود.

هوش مصنوعی به آرامی و بیصدا، در تمام گوشه و کنار زندگی ما رخنه کرده است. این ابزار، حالا به دستیاری همیشه آماده و در دسترس برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده؛ دستیاری که گاهی در نقش روانشناس، پای مشکلات و دغدغههای شما مینشیند و با صبر و حوصلهای بیپایان شنونده افکار و نگرانیهایتان است.

این روزها شنیدن «جلسه تراپی دارم» به اندازه «به باشگاه میروم» یا «کافه قرار دارم» عادی شده است. جملهای که شاید تا چند سال پیش با خجالت و فقط درگوشی بین دوستان صمیمی بیان میشد که مبادا نشانه بحران روحی تلقی شود، حالا با افتخار و اطمینان گفته میشود. گویی امروزه روان درمانی و داشتن تراپیست نشانهای از آگاهی، مدرن بودن، کلاس داشتن و طبقه اجتماعی بالاتر است.

یک روانشناس درباره اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از اعتیاد به خرید اینترنتی گفت: مهمترین اقدام، افزایش آگاهی و سواد روانشناختی افراد است. باید اعتیاد به خرید اینترنتی به افراد معرفی و توضیح داده شود که چگونه فرد میتواند در یک چرخه معیوب گرفتار شود.

علیرضا شریفی یزدی به «ایران» گفت: مشاهده محتواهای خطرناک روحیه خشونتطلبی را در نوجوان بالا میبرد و افراد ناخودآگاه چه به صورت کلامی و چه به صورت فیزیکی به خشونت تمایل بیشتری نشان میدهند.

حجم زیادی از محتوایی که امروز در شبکههای اجتماعی تولید میشود، نه برای اطلاعرسانی، بلکه برای جذب بازدید و بالا بردن تعامل است. وابستگی درآمد بلاگرها به لایک و کامنت، آنها را به سمت رفتارهای هیجانی و گاهی خطرناک سوق داده است.

ویلهلم دیلتای، فیلسوف آلمانی و بنیانگذار جامعهشناسی تفهیمی، بر این باور بود که انسان و تجربه زیسته او را نمیتوان با معیارهای علوم طبیعی شناخت. بهزعم او، جهان انسانی نه صرفاً مجموعهای از علتها، بلکه عرصهای از «معنا»ست؛ و فهم این معنا نیازمند «منطق هرمنوتیکی» است منطقی که «فهمیدن» را متمایز از «دانستن» میداند.

دکتر فربد فدائی به «ایران» گفت: به جای مقاومت و جنگیدن با ورود یک فکر به ذهن، اجازه بدهید وارد شود. اگر بکوشید جلوی یک فکر را بگیرید، آن فکر قویترو مکررتر میشود:

تقریباً همه انسانها، حتی سالمترین و آرامترین آنها، لحظاتی را تجربه میکنند که ذهن، بدون هماهنگی و اینکه نقشهای از قبل داشته باشد، افکاری غیرمنتظره و در برخی مواقع آزاردهنده را به میان میکشد؛ افکاری که میتواند در حد یک «اگر این اتفاق بیفتد چه؟» ساده باشد یا تصویری شدیداً نگرانکننده، غیرمنطقی و کاملاً ناخواسته به دنبال داشته باشد.

آمار رسمی سازمان ثبت احوال کشور نشان میدهد، به غیر از افزایش میانگین سن ازدواج، الگوهای سنی و جنسیتی نیز تغییر کردهاند. چندی پیش بهمن عبدی، مدیرکل دفتر برنامهریزی و توسعه اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان در گفتوگو با «ایران» از تغییر الگوی سنی ازدواج در کشور خبر داده بود.


در فضای فکری و دانشگاهی امروز ایران، شاهد سیطره نوعی نگرش تکنیکی و ابزاری به علوم انسانی هستیم که در آن، پرسشهای بنیادین درباره «خود» به حاشیه رانده شدهاند.

رضا ولدخانی به «ایران» گفت: ارتباط مستمر میان مدرسه و والدین ضروری است. باید دورههای آموزشی برای والدین برگزار شود تا مهارت گفتوگو با نوجوان را بیاموزند.

دکتر آفرین رحیمیموقر گفت: گاهی افراد فکر میکنند اگر به پزشک مراجعه کنند، دارو تجویز میکند و این داروها وابستگی میآورد. تمام این باورها نادرست است، چون بیشتر داروهای روانپزشکی اعتیادآور نیستند و کلاً خاصیت اعتیادآوری ندارند.

افسردگی شایعترین عارضه روانپزشکی در کشور است؛ تأسیس مراکز «سراج» در کاهش عوارض روانی و تختهای روانپزشکی بسیار راهگشا و مؤثر بوده است

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میزبان نشستی بود با عنوان «جامعهشناسی و ایران معاصر» که دکتر یوسف اباذری، استاد مطالعات فرهنگی دانشگاه تهران، سخنران آن بود.

فرشاد نجفیپور گفت: والدین میخواهند مورد علاقه و تأیید نوجوانشان باشند، بنابراین گاه نقش «دوست همسن» را میگیرند؛ اما در روانشناسی، رابطه والد فرزند یک رابطه نامتقارن است.

فضای مجازی پر است از ویدیوهای عجیب و غریب از کودکانی که رفتارهای بزرگسالان را تقلید میکنند و الفاظی میگویند یا حرکاتی انجام میدهند که نه تنها برای سن و سالشان خیلی زیادی است، بلکه از شأن خانوادهها نیز خیلی دور است.

حمیلا بخشی گفت: مهارتهای زندگی یعنی هنر یک زندگی خوب. یعنی در کاری تبحر داشتن و آن را به خوبی انجام دادن، اما متأسفانه در سیستم آموزشی فقط این واژهها را میشنویم.

محمد حاتمی گفت: در نظامنامه اخلاق حرفهای ما ذکر شده که افشای اسرار مراجعان تخلف محسوب میشود و روانشناسان به هیچ عنوان حق افشای اطلاعات شخصی مردم را ندارند.