string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

فوتبال ایران

30524
شاهکار معکوس اکرت!

بازی با کارکنان کمپ تیخوانا، بلای جان مهاجم دورگه تیم ملی شد

شاهکار معکوس اکرت!

 دعوت از دنیس اکرت یکی از جنجالی‌ترین، متفاوت‌ترین و در عین حال ناکام‌ترین تصمیمات کادر فنی تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی ۲۰۲۶ بود؛ مهاجمی متمایز که در اتمسفر فوتبال اروپا رشد کرده، برای دریافت تابعیت ایرانی مسیرهای پیچیده اداری فدراسیون را طی کرد، به فهرست نهایی رسید اما در پایان تورنمنت با ثبت عدد فاجعه‌بار «صفر دقیقه» پرونده‌اش بی‌هیچ خروجی بسته شد تا این پروژه زیر ذره‌بین جدی کارشناسان قرار بگیرد.
در فوتبال مدرن، جذب بازیکنان دورگه یک مانیفست پذیرفته‌شده است و فدراسیون‌های بزرگ جهان سال‌هاست از این ظرفیت بهره می‌برند؛ بنابراین اصل حرکت به سمت جذب اکرت محل مناقشه نیست. مسأله از جایی آغاز شد که بازیکنی با این حجم از سرمایه‌گذاری ارزی، بوروکراسی اداری، جنجال رسانه‌ای و اشغال یک سهمیه فنی، حتی یک دقیقه هم فرصت حضور در زمین جام جهانی را پیدا نکرد. اکرت با کارنامه‌ای قابل قبول از لیگ بلژیک به اردوی یوزها دعوت شد تا در غیاب سردار آزمون وزن خط حمله را بالا ببرد، اما دکوپاژ عملی امیر قلعه‌نویی هیچ نسبتی با تصورات اولیه نداشت؛ مهاجمی که نه در بازی‌های تدارکاتی به عنوان مهره ثابت استفاده شد و نه در سه مسابقه رسمی حتی رنگ زمین را دید تا یک سهمیه استراتژیک در فهرست نهایی عملاً بسوزد.
منتقدان با اشاره مستقیم به این بایکوت، یک سؤال کلیدی را مطرح می‌کنند: اگر قرار بود اکرت تا این حد دور از چرخه بازی باقی بماند، چرا این فرصت طلایی و تجربه حضور در اتمسفر رختکن جام جهانی در اختیار استعدادهای آماده داخلی قرار نگرفت؟ بازیکنانی مانند اللهیار صیادمنش، کسری طاهری، محمدجواد حسین‌نژاد، سعید سحرخیزان و پوریا شهرآبادی می‌توانستند با این سهمیه به سرمایه نسل آینده فوتبال ایران تبدیل شوند؛ به‌ویژه صیادمنش که در همان لیگ بلژیک عملکرد قابل دفاعی داشت و شناخت بیشتری از فضای تیم ملی نیز در اختیارش بود. این مقایسه بی‌پرده، روش و مهندسی کادر فنی در چیدمان فهرست ۳۰ نفره را به چالش جدی می‌کشد.
اما روایت‌های پس از جام جهانی از سوی اعضای کادر فنی و بازیکنان باتجربه، ابعاد پیچیده‌تری از این تصمیم را آشکار می‌کند. هومن افاضلی، مربی تیم ملی، صراحتاً اعلام کرد که اکرت به عنوان جانشین سردار آزمون در نظر گرفته شده بود و کادر فنی با تکیه بر تجربه اروپایی‌اش به سراغ او رفت، اما این بازیکن زمانی به اردو اضافه شد که به تازگی از بند مصدومیت رها شده بود و از نظر بدنی در شرایط مطلوبی قرار نداشت؛ موضوعی که باعث شد قلعه‌نویی ریسک استفاده از او را نپذیرد. افاضلی حتی تلویحاً از این تصمیم ابراز تردید کرد و گفت اگر زمان به عقب بازگردد، شاید چنین انتخابی تکرار نشود.
علیرضا بیرانوند نیز با تأیید این روایت پرده از جزئیات بیشتری برداشت و گفت اکرت در زمان آغاز فرآیندهای اداری در شرایط آمادگی قرار داشت، اما در جریان اردو دچار مصدومیتی ناگهانی شد؛ مصدومیتی عجیب که نه آنقدر شدید بود که امکان جایگزینی‌اش طبق قوانین فیفا فراهم شود و نه آنقدر خفیف که کادر فنی بتواند روی او حساب باز کند. تلاش برای بازگرداندن او به شرایط مسابقه در دیدارهای دوستانه نیز نتیجه‌ای در بر نداشت تا سرمربی در مسابقات رسمی عملاً نام او را از چرخه بازی خط بزند.
با وجود این توضیحات، بار مسئولیت از روی فدراسیون برداشته نمی‌شود. پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا تست‌های پزشکی و پایش دقیق وضعیت جسمانی اکرت پیش از اعلام فهرست نهایی انجام شده بود یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است، باید آن را مصداقی روشن از آماتوریسم مدیریتی دانست و اگر پاسخ مثبت است، این سؤال مطرح می‌شود که چرا بازیکنی ناآماده جای مهره‌های آماده و سرحال را در فهرست اشغال کرده است.
 پرونده دنیس اکرت به آینه‌ای تمام‌نما از ضعف در فرآیندهای تصمیم‌گیری ساختار فنی تیم ملی تبدیل شده است؛ پروژه‌ای پرهزینه و پرهیاهو که ماه‌ها برای آن برنامه‌ریزی شد، اما در بزرگترین ویترین فوتبال جهان به یک تماشاگر صرف تقلیل یافت. سهمیه‌ای که می‌توانست سکوی پرتابی برای آینده باشد، در نهایت به یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیمات تاکتیکی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ تبدیل شد.
انتهای پیام/
دیدگاه ها