از فضای فوقالعاده استادیومها تا خانهای به اسم تیخوانا
سکوت تیم ملی درباره قسمتهای شیرین داستان جام جهانی
تیم ملی برگشت، برایش مراسم استقبال گرفتند و بعد از آن همه چیز در سکوت گذشت. انگار نه انگار که کل فوتبال ایران چند ماه بسیج شده بود که این تیم به جام جهانی برود و با وجود تمام مشکلاتی که خیلیهایمان پیشبینیاش میکردیم به نتیجهای دست یابد که قبل از آن حاصل نشده بود.
همه از مشکلات و محدودیتها خبر داشتیم؛ داستان ویزا، تغییر کمپ و رفت و آمدهایی که ریکاوری را سخت کرد همه موانعی بود که سر راهمان گذاشتند تا در شرایط مطلوب وارد این تورنمنت نشویم اما به نظر نمیرسد اینها دلیل کافی برای صعود نکردنمان باشد اما تقریباً میتوان با صراحت گفت چیزی برای تمجید کردن وجود ندارد.
واقعیت اینکه همه از فضای حاکم بر استادیومها و جوی که قرار است علیه تیم ملی ایران در آمریکا به وجود بیاید ترسیده بودند و اینطور تصور میشد که شرایط آنقدر سخت خواهد شد که تیم ایران نمیتواند فوتبالش را بازی کند اما در هر سه مسابقه جو استادیوم به نفع تیم ایران بود و شرایط آنقدر خوب پیش رفت که فکرش را هم نمیکردیم. هر چند بعضاً ویدیوهایی از توهین به برخی بازیکنان تیم ملی در حین مسابقات وایرال شد اما تشویق چند ده هزار نفری و بالا و پایین پریدن چند ده هزار ایرانی با هر حمله تیم ملی چیزی نبود که بتوان نادیدهاش گرفت. گواه این حرف مصاحبههایی است که بازیکنان و مربیان تیم ملی بعد از هر مسابقه انجام داده و بابت تشویق و حمایت همهجانبه هواداران و تماشاگران ایرانی از آنها تقدیر میکردند. در واقع فضایی که در لسآنجلس و سیاتل برای تیم ملی ایجاد شد بهتر از هر ورزشگاه دیگری در اروپا و آسیا بود و شاید اگر تیم ملی در هر کشور دیگری بازی میکرد اینطوری حمایت نمیشد. تصاویر، اخبار و شواهد با وجود اینکه هیچ خبرنگار ایرانی در آمریکا نبود نشان میدهد فضای حاکم بر ورزشگاه در هر سه مسابقه به سود تیم ملی بود و این را میشود امتیازی بسیار بزرگتر و جذابتر از معضلاتی مثل معطلیهایی که هر بار برای نفراتی مثل طارمی و الهویی در فرودگاه ایجاد میکردند، در نظر گرفت.

به گفته یکی از مربیان تیم ملی جدا از نامشخص بودن تکلیف تیم ملی برای کمپ و دیر رسیدن به مکزیک، تیم ایران در آمریکا خیلی اذیت شد. البته مصداق این اذیت شدن فقط همین معطلی چهل دقیقهای در فرودگاه در لحظه بازگشت از لسآنجلس به تیخوانا بود وگرنه نکته دیگری از سوی افاضلی مطرح نشد. البته او بحث هواپیمای تیم ملی در زمان اعزام به مکزیک را هم پیش کشید که به نظر میرسد کمی اغراق شده باشد چرا که این اقدام از سوی فیفا صورت گرفته بود و ربطی به میزبان مسابقات نداشت. با این وصف آنچه در داخل استادیومهای محل مسابقات تیم ملی گذشت آنقدر خوب و مثبت بود که اتفاقاتی مثل معطلی 40 دقیقهای در فرودگاه نمیتواند به عنوان یک نکته منفی در برابرش بزرگ جلوه کند.
از سوی دیگر در طول تورنمنت همه دیدیم و شنیدیم که اعضای تیم ملی چقدر از تیخوانا و مردم مکزیک راضی بودند. از همان روز نخستی که تیم ملی به تیخوانا رسید جدا از چند نفر هموطن ایرانی که در آن شهر حضور داشتند مردم محلی نیز کنار تیم ایران بودند و برای تیم ملی سنگ تمام گذاشتند. اوضاع برای تیم ملی در تیخوانا آنقدر خوب پیش رفت که بازیکنان و مربیان در مصاحبههایشان تأکید کردند انگار در کشور خودشان هستند و دل کندن از تیخوانا برای آنها بسیار سخت شده بود.
در ادامه وابستگی عاطفی مردم در این منطقه با تیم ایران به حدی رسید که روز آخر وقتی تیم ایران در حال ترک تیخوانا بود مردم پشت اتوبوس تیم ایران میدویدند و صحنههای جالبی رقم خورد. این تصاویر البته قبل و بعد از هر بازی وقتی تیم ملی به آمریکا میرفت و برمیگشت نیز به گونهای تکرار میشد و حضور در این شهر فوقالعاده بود. از طرفی برخلاف آنچه تصور میشد نه کارتلهای مواد مخدر سراغ تیم ایران آمدند نه خبری از حواشی مرسوم بود. به عبارتی حضور در این منطقه مرزی مکزیک برای تیم ملی خیر مطلق بود و تجربه خوبی رقم خورد.
در چنین شرایطی وقتی اتمسفر استادیومهای محل مسابقات و کمپ تمرینی اینقدر عالی بودند چرا هیچ کس در تیم ملی این مزایا و نکات مثبت را کنار نکات منفی و معضلات قرار نمیدهد تا ببینیم کفه ترازو به کدام سمت سنگینی خواهد کرد؟ آیا صرف گفتن از مشکلات و معضلات و تأکید مداوم بر مظلومیت تیم ملی میتواند ناکامیهای فنی و نواقصی که عیان بود را توجیه کند؟ اگر هم معضلات و موانع وجود داشته و مدام از آنها حرفی به میان آمده چرا بخشهای مثبت این داستان را پررنگ نمیکنید؟
انتهای پیام/