از نیمکت دهوک تا رؤیای لسآنجلس
بازی بزرگ یحیی روی نیمکت تیم المپیک
ایران ورزشی ۱۵ مهرماه از انتخاب یحیی گلمحمدی بهعنوان سرمربی جدید تیم امید خبر داده بود؛ انتخابی که حالا رسمیت پیدا کرده تا مرد پرافتخار فوتبال ایران در شرایطی دشوار، مأموریت پایاندادن به ناکامی چنددههای فوتبال کشور در مسیر المپیک را برعهده بگیرد. اما آیا نام بزرگ یحیی و تجربه قهرمانیهایش برای عبور از این مسیر پرفرازونشیب کافی است؟
پس از هفتهها گمانهزنی و مذاکراتی که نامهایی چون افشین قطبی و یک مربی اهل آمریکای جنوبی را نیز به میان آورد، سرانجام پرونده انتخاب سرمربی تیم امید بسته شد و یحیی گلمحمدی روی نیمکت این تیم نشست. انتخابی که ایران ورزشی از ۱۵ مهرماه از آن خبر داده بود، اکنون وارد مرحله اجرا شده است؛ مرحلهای که برخلاف روزهای پرخبر انتخاب سرمربی، دیگر جایی برای وعدههای کلی و تعارفهای مرسوم ندارد.
گلمحمدی تا پایان مسیر انتخابی المپیک ۲۰۲۸ قرارداد همکاری امضا کرده و باید تیمی را به مقصدی برساند که فوتبال ایران نزدیک به نیمقرن از آن دور مانده است؛ مأموریتی بزرگ برای مربیای که روزگاری با پرسپولیس جامهای متعددی بهدست آورد، اما در دو فصل اخیر از روزهای اوج فاصله گرفته است. حالا تیم امید میتواند سکوی بازگشت او باشد؛ البته به شرطی که امکانات و شرایط لازم برای موفقیت در اختیارش قرار بگیرد.
کارنامهای که نیاز به ترمیم دارد
یحیی با سابقه سه قهرمانی لیگ برتر، سه قهرمانی جام حذفی و سه قهرمانی سوپرجام و همچنین رساندن پرسپولیس به فینال لیگ قهرمانان آسیا، انتخابی برخوردار از اعتبار فنی به شمار میرود. با این حال، نتایج اخیر او تصویری متفاوت از دوران درخشان گذشته ارائه میکند. گلمحمدی در دهوک عراق از ۱۰ مسابقه، تنها دو پیروزی بهدست آورد و با ثبت شش تساوی و دو شکست، ۱۲ امتیاز کسب کرد. تجربه او در فولاد نیز با نتایجی همراه بود که انتظارات را برآورده نکرد. این آمار بهتنهایی نمیتواند تواناییهای یک مربی را زیر سؤال ببرد، اما نادیدهگرفتن آن نیز منطقی نیست. سرمربی جدید تیم امید پیش از هر چیز باید نشان دهد که همچنان توانایی ساختن مجموعهای رقابتی و نتیجهگرا را دارد. البته شرایط تیم ملی با فوتبال باشگاهی تفاوت دارد و گلمحمدی فرصت دارد با تکیه بر تجربه خود، تیمی جوان را به سطحی تازه برساند. پرسش اصلی این است که آیا زمان و ابزار کافی برای این بازسازی در اختیار او قرار خواهد گرفت؟
فقط دو سهمیه آسیایی؛ جایی برای اشتباه نیست
مسیر المپیک ۲۰۲۸ از انتخابی زیر ۲۳ سال آسیا میگذرد؛ رقابتهایی که طبق برنامه اعلامشده، مرحله انتخابی آن در ژوئن ۲۰۲۷ و مرحله نهایی آن در ژانویه ۲۰۲۸ برگزار خواهد شد. کاهش تعداد تیمهای فوتبال حاضر در المپیک از ۱۶ به ۱۲ تیم، رقابت بر سر سهمیه را دشوارتر کرده است. آسیا تنها دو نماینده خواهد داشت و همین موضوع، اهمیت هر مسابقه و هر تصمیم فنی را افزایش میدهد. تیم امید ایران دیگر نمیتواند با اتکا به استعدادهای فردی یا امیدواری به درخششهای مقطعی پیش برود. برای عبور از این مسیر، انسجام تاکتیکی، شناخت دقیق رقبا، آمادگی بدنی و تجربه بازیهای پرفشار ضروری است. گلمحمدی باید تیمی بسازد که نهفقط در برابر رقبای همسطح، بلکه در مواجهه با مدعیان اصلی آسیا نیز توان رقابت داشته باشد.
چهار بازی دوستانه؛ کافی برای رؤیای المپیک؟
یکی از نگرانیهای جدی درباره پروژه جدید تیم امید، محدودیت فرصت آمادهسازی است. با توجه به پنجرههای فیفادی پیشرو در نوامبر ۲۰۲۶ و مارس ۲۰۲۷، اگر برنامه اردوها به همین دو بازه محدود بماند، تیم امید امکان برگزاری چهار مسابقه تدارکاتی رسمی را خواهد داشت. چهار بازی برای تیمی که باید در مدتی محدود به هماهنگی برسد و خود را برای رقابتی سرنوشتساز آماده کند، ظرفیت چندان اطمینانبخشی نیست. مشکل فقط تعداد مسابقات دوستانه نیست؛ تقویم فشرده باشگاهها، دشواری آزادسازی بازیکنان و احتمال حضور شماری از استعدادهای زیر ۲۳ سال در برنامههای تیم ملی بزرگسالان، میتواند برنامههای گلمحمدی را با محدودیت جدی روبهرو کند. اگر فدراسیون برای این موانع راهکاری عملی نداشته باشد، سرمربی جدید از همان ابتدای کار با چالشی روبهرو خواهد شد که پیش از او نیز گریبان تیم امید را گرفته بود.
مسئولیت فقط با سرمربی نیست
انتخاب یحیی گلمحمدی بهخودیخود اتفاق مهمی است، اما نباید تصور کرد که حضور یک مربی پرافتخار بهتنهایی طلسم المپیک را میشکند. فدراسیون فوتبال باید مشخص کند وعده اردوهای خارجی و بازیهای تدارکاتی چگونه اجرا خواهد شد، باشگاهها با چه سازوکاری بازیکنان خود را در اختیار تیم امید قرار میدهند و برنامه آمادهسازی این تیم بر چه مبنایی پیش خواهد رفت.
گلمحمدی مسئولیت سنگینی پذیرفته است؛ مسئولیتی که میتواند جایگاه او را در فوتبال ایران دوباره ارتقا دهد یا به تجربهای ناکام در نخستین مأموریت ملیاش تبدیل شود. اما ارزیابی عملکرد او باید در کنار میزان حمایت و امکاناتی صورت بگیرد که در اختیارش قرار میگیرد. فوتبال ایران سالهاست از رؤیای المپیک سخن میگوید و هر دوره با امیدی تازه به استقبال انتخابی میرود. تفاوت این دوره باید در عمل دیده شود، نه در نام سرمربی و وعدههای آغاز راه. یحیی آمده است تا طلسم را بشکند؛ حالا نوبت فدراسیون است که نشان دهد برای تحقق این هدف، برنامهای فراتر از انتخاب یک سرمربی دارد.
انتهای پیام/