تجدید حیات صوفیه تلاشی تحلیلی و نقادانه برای درک یکی از دورههای پرابهام تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران است؛
تاریخ مکتوم
فرهنگ
124356
کتاب «تجدید حیات صوفیه: در ایران عصر زندیه و قاجاریه» نوشته مسعود شیربچه و منتشرشده از سوی نشر روزنه، تلاشی است کمنظیر برای بازخوانی بخشی از تاریخ ایران که تا امروز کمتر بدان توجه شده است.
طهحسین فراهانی - روزنامهنگار: این اثر نه صرفاً گزارشی تاریخی، بلکه کوششی تحلیلی و نقادانه برای درک یکی از دورههای پرابهام تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران است؛ دورهای که بهدرستی میتوان آن را «مدرن آغازین» یا پیشامدرن نامید.
نویسنده در این کتاب با تمرکز بر برههای از تاریخ که همزمان با پایان زندیه و آغاز قاجاریه شکل گرفته، بازگشت و احیای جریانهای صوفیانه را مورد مطالعه قرار داده است. آنچه اهمیت کار شیربچه را دوچندان میکند، فقدان منابع مستقل و مستند درباره این دوره است. در دوران زندیه بهعنوان یکی از سلسلههای کوتاهمدت و در عین حال اثرگذار ایران، کمتر مجال ثبت و ضبط رویدادها وجود داشته است. بیثباتی سیاسی، جنگهای داخلی، بخل و احتیاط پادشاهان زند و نبود کانونهای ادبی در دربارشان، سبب شده تاریخنویسی رسمی و حتی تذکرهنگاری ادبی نیز در این دوران فقیر باشد. در نتیجه، پژوهشگری که امروز به سراغ چنین موضوعی میرود، با دشواریهای مضاعفی روبهرو است؛ دشواریای که نویسنده کتاب آن را با دقت، صبوری و بهرهگیری از قرائن و شواهد تاریخی از پیش بازسازی کرده است.
بستر تاریخی و کمبود منابع
برای درک اهمیت کتاب «تجدید حیات صوفیه: در ایران عصر زندیه و قاجاریه»، ابتدا باید شرایط تاریخی و اجتماعی این دوره را شناخت. پس از سقوط صفویه و گذر از دوران کوتاه و پرتلاطم افشاریه، ایران در قرن دوازدهم هجری وارد مرحلهای شد که تاریخپژوهان از آن با عنوان «دوران فترت» یاد میکنند. زندیه بهرغم آنکه توانست ثباتی نسبی در برخی نقاط کشور ایجاد کند، هرگز به یک دولت قدرتمند و متمرکز تبدیل نشد. همین ضعف ساختاری موجب شد که هم آشفتگی سیاسی ادامه یابد و هم بسیاری از رویدادهای مهم، از ثبت در تاریخ رسمی بازبمانند. در چنین شرایطی، پژوهشگری که بخواهد به سراغ تاریخ تصوف در این دوره برود، با کمبود شدید منابع روبهرو میشود. قلت منابع نه تنها مربوط به نورعلیشاه اصفهانی و یاران اوست ـ که احیاگران تصوف در این عصر به شمار میروند ـ بلکه کل تاریخ رسمی این دوره را در برمیگیرد. آنچه در دسترس است نیز اغلب یا پراکنده است، یا با پیشداوریها و جانبداریهای سیاسی و عقیدتی آلوده شده است.
شیربچه در کتاب خود این دشواری را نادیده نگرفته و صریحاً بر آن انگشت گذاشته است. او در پیشگفتار مینویسد: که بهناچار بخشی از روایتها را با الگو قرار دادن دورههای پیشین و به مدد قرائن و شواهد بازسازی کرده است. اما تفاوت اساسی کار او با برخی آثار مشابه در این است که میکوشد از بازسازیهای شخصی، احساسی و غیرعلمی پرهیز کند و هر جا که منابع تاریخی خاموش ماندهاند، همان سکوت را ثبت کند. این انتخاب، شاید روایت کتاب را در بخشهایی ناتمام جلوه دهد، اما ارزش آن در پایبندی به روش علمی و صداقت پژوهشگرانه نهفته است.
از این منظر، تجدید حیات صوفیه تنها یک گزارش تاریخی نیست، بلکه تمرینی در تاریخنگاری انتقادی است؛ تاریخنگاریای که بهجای پر کردن شکافها با حدس و گمان، میپذیرد که بخشی از گذشته همچنان در پرده ابهام باقی مانده است. همین رویکرد، به کتاب رنگ و بوی ژورنالیستی تحلیلی میدهد و آن را از نوشتههای صرفاً توصیفی متمایز میسازد.
انگیزه و خاستگاه کتاب
هر اثر پژوهشی بزرگ، معمولاً ریشه در یک مواجهه شخصی یا یک تجربه زیسته دارد. در مورد «تجدید حیات صوفیه»، این انگیزه بهطرز جالبی به یک حادثه کوچک بازمیگردد. مسعود شیربچه در سال ۱۳۶۰، هنگام اولین سفر خود به کرمان، از مزار مشتاقعلی بازدید کرد. در آنجا چشمش به نوشتهای بر دیوار آرامگاه افتاد که بهدست فردی خوشذوق و خوشخط، شرح مختصر مشتاقعلی از یکی از تذکرههای صوفیه بر آن نقش بسته بود. همین متن کوتاه، شعلهای از شوق را در دل نویسنده برانگیخت. او دریافت که ورای این چند سطر ساده، دنیایی از ناگفتهها و ناشناختهها درباره صوفیه در یکی از پرآشوبترین ادوار تاریخ ایران نهفته است. این آتش درونی دههها خاموش نشد و سرانجام با انتشار این کتاب، به ثمر نشست.
این مسیر طولانی میان مواجهه اول و تألیف کتاب، نشان از نوعی تعهد شخصی و درونی دارد. نویسنده نه از سر اجبار دانشگاهی یا پروژهای پژوهشی، بلکه از سر دلبستگی قلبی و شوق معرفتی به سراغ موضوع رفته است. چنین پشتوانهای سبب میشود که کتاب علاوه بر ارزش علمی، نوعی صمیمیت و گرما نیز در روایت داشته باشد؛ همان چیزی که آثار صرفاً دانشگاهی از آن بیبهرهاند.
از سوی دیگر، انتخاب چنین موضوعی در میانه انبوه پژوهشهایی که اغلب بر دورههای پرمنبع و پرمستند صفویه یا قاجاریه متمرکز شدهاند، نشان از جسارت علمی نویسنده دارد. پرداختن به عصری که منابع آن اندک و پراکنده است، بهمعنای ورود به میدان مین پژوهش تاریخی است. هر گامی میتواند لغزنده باشد و هر داوری میتواند به اعتراض منتقدان بینجامد. با این حال، شیربچه ترجیح داده به جای تکرار مکررات درباره دورههای شناختهشدهتر، بر زوایای تاریک و پرابهام تاریخ نور بیفکند.
از همین رو میتوان گفت کتاب «تجدید حیات صوفیه» نه تنها حاصل سالها تحقیق و تتبع در متون تاریخی است، بلکه محصول وفاداری نویسنده به یک پرسش بنیادین نیز هست: چه بر سر صوفیان و جریانهای عرفانی در میانه زندیه و قاجاریه آمد؟ پرسشی که بهظاهر ساده است، اما به دلیل قلت منابع و حساسیتهای عقیدتی و سیاسی، همواره در حاشیه مانده بود.
کتاب «تجدید حیات صوفیه: در ایران عصر زندیه و قاجاریه» در نه فصل تدوین شده است. هر فصل موضوعی مستقل دارد، اما در مجموع مانند حلقههایی به هم پیوسته، تصویری کلی از روند احیای تصوف در این دوران ارائه میدهد. در پایان کتاب نیز یادداشتها و فهرست منابع آمده است که پشتوانه علمی و ارجاعی اثر را تقویت میکند.
روششناسی نویسنده و سبک تاریخنگاری
یکی از ویژگیهای برجسته کتاب تجدیدحیات صوفیه در ایران عصر زندیه و قاجاریه، سبک و روششناسی دقیق نویسنده است. مسعود شیربچه، با آگاهی کامل از قلت منابع و پراکندگی دادهها، تصمیم گرفته است روایت خود را بر مبنای شواهد مستند و تاریخ رسمی بنا کند و از بازسازیهای شخصی و احساسی پرهیز کند.
نویسنده در پیشگفتار کتاب تأکید میکند در بخشهایی که منابع خاموشی اختیار کردهاند، روند وقایع را ناگفته میگذارد. این انتخاب، نشاندهنده پایبندی او به روش علمی و تعهد به صداقت پژوهشی است. برخلاف برخی تاریخنویسان که در مواجهه با کمبود منابع، به حدس و گمان یا روایتهای احساسی متوسل میشوند، او ترجیح داده است سکوت منابع را به رسمیت بشناسد و هر جا اطلاعات قابل اتکا موجود است، آنها را در چهارچوب سالشمار و تاریخ رسمی جای دهد.
از سوی دیگر، نویسنده از تکنیک مقایسهای نیز بهره برده است. او ترتیب رویدادها را بر اساس تاریخ رسمی میسنجد و آن را با گزارشهای مختلف قیاس میکند تا طرحی شفافتر از سیر وقایع ارائه دهد. این روش، به خواننده امکان میدهد تصویری دقیقتر از چگونگی شکلگیری و تجدید حیات صوفیه در دوره زندیه و آغاز قاجاریه به دست آورد. نکته مهم دیگر در سبک تاریخنگاری کتاب، توجه به متن و لفظ منابع است. نویسنده با دقت کلمه به کلمه از مأخذ بهره برده و سعی کرده تا حد امکان از تحریف یا غلو در نقل مطالب پرهیز کند. در نتیجه، روایت او نه تنها دقیق است، بلکه بار عاطفی و انسانی نیز دارد؛ به طور خلاصه، روششناسی شیربچه ترکیبی از سه عنصر است:
- پایبندی به منابع تاریخی و تاریخ رسمی
- پرهیز از بازسازیهای غیرعلمی و حدسهای شخصی
- استفاده از مقایسه و تحلیل تطبیقی برای روشنتر کردن سیر وقایع
این ترکیب، کتاب را از نظر علمی معتبر و از نظر ادبی جذاب میسازد و آن را در زمره آثار تاریخنگاری توصیفی ـ تحلیلی قرار میدهد که هم پژوهشگر و هم مخاطب عام میتوانند از آن بهرهمند شوند.
تحلیل و نقد کتاب
کتاب «تجدید حیات صوفیه» را میتوان از جنبههای مختلف تحلیل و نقد کرد. اولین نکته مثبت، انتخاب موضوع و تمرکز بر دورهای است که بهطور سنتی کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. یکی دیگر از نقاط قوت، پایبندی نویسنده به روش علمی و استفاده از منابع رسمی است. از منظر ساختاری، فصول کتاب با دقت تنظیم شدهاند و هر فصل تمرکز خاص خود را دارد. از نقش صوفیان دکنی و اهمیت شهر اصفهان گرفته تا بررسی زیارتگاهها، شبکههای معنوی و حضور زنان در حیات صوفیه، همه جنبههای مهم موضوع پوشش داده شده است. این تنوع، کتاب را نه تنها پژوهشی تاریخی بلکه تصویری جامع و چندلایه از حیات اجتماعی و معنوی صوفیه در آن دوره ارائه میدهد.
با این حال، کتاب با چالشهایی نیز روبهرو است. محدودیت منابع بهطور طبیعی بر قدرت روایت تأثیر گذاشته است. برخی فصلها، بویژه آنهایی که به شخصیتها یا جریانهای کمتر شناختهشده اختصاص دارند، ممکن است برای خواننده ناآشنا با تاریخ صوفیه کمی دشوار و پراکنده به نظر برسند. این محدودیت، البته ناشی از واقعیت تاریخی است و نه کاستی پژوهشی نویسنده...
در مجموع، کتاب «تجدید حیات صوفیه» هم از نظر محتوایی و هم از نظر روششناسی، اثری متمایز و ارزشمند است. این اثر نه تنها خلأهای موجود در پژوهشهای تاریخی درباره صوفیه در دوران زندیه و قاجاریه را تا حدی پر میکند، بلکه نمونهای از تاریخنگاری انتقادی را نیز ارائه میدهد که میتواند الگوی سایر پژوهشگران در مواجهه با منابع محدود باشد.
تجدید حیات صوفیه در ایران عصر زندیه و قاجاریه
نویسنده: مسعود شیربچه
انتشارات: روزنه
تعداد صفحات: ۳۵۶ صفحه
قیمت: ۴۲۰ هزار تومان
انتهای پیام/