تاریخ خاورمکیانه مدرن۱۷؛
عثمانی و صفوی ترکیب امپراطوری جدید
جهان
128263
ویلیام کلیولند درباره گسترش اسلام تا برپایی امپراطوری عثمانی در کتاب خود اینگونه مینویسد: ایدئولوژی غازیان تنها محرک جنگجویان مرزی نبود؛ تمایل به غنائم جنگی و دستیابی به قدرت دنیوی نیز قبایل و سران آنها را به فعالیتهای نظامی سوق میداد. سران قبیلهها نه تنها ممکن بود به نیروی رقیب مسلمان یورش برند، بلکه به همان میزان قادر بودند پایگاههای مرزی بیزانسی را نیز هدف قرار دهند.
گروه جهان: نگارنده کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن درخصوص گسترش امپراطوری عثمانی مینویسد؛ اگرچه نیروی غازی عمدتاً متشکل از قبایل بود، امیران امارتهای ترکیهای در تلاش بودند زندگی درباری امپراطوریهای اسلامی ثابتنشین را تقلید کنند. آنان به حمایت مالی از هنرها همت گماشتند، قضات شریعت را برای تضمین اجرای صحیح قوانین منصوب کردند و مؤسسات آموزشی اسلامی را بنیان نهادند.
همین ترکیبِ جنگهای بیقاعده مرزبانان غازی و تلاشهای حکام برای اقتباس از سنتهای عالی اسلامی، عاملی بنیادین در شکلگیری و تثبیت امپراطوری عثمانی بود.
خاستگاه دولت عثمانی همواره به دستاوردهای رئیس قبایل ترک، عثمان - حاکم یک امارت کوچک غازی - نسبت داده میشود. در اوایل دهه ۱۳۰۰ میلادی، جنگجویان غازی عثمان موفقیتهای چشمگیری در برابر نیروهای بیزانسی به دست آوردند و این پیروزیها، سران و قبایل دیگر را به قلمرو عثمان جذب کرد. قدرت نظامی فزاینده عثمان و پسرش ارخان، به آنان امکان داد قلمرو خود را در شمالغرب آناتولی گسترش دهند.
در سال ۱۳۲۶، ارخان شهر بورسا را از دست بیزانسیها گرفت و آن را به پایتخت دولت نوپای خود مبدل ساخت. با ضرب سکههای مستقل و برپایی مدرسهای دینی و مسجدی که کتیبهای با عنوان «غازی، پسر غازی» بر خود داشت، ارخان نه تنها اقتدار سیاسی خود را تثبیت کرد، بلکه انگیزههای اسلامی پشت فتوحاتش را نیز آشکار ساخت.
با تبدیل امارت غازی ارخان از یک جامعه مرزی به یک دولت تثبیتشده، رعایای او به نام خانوادگی او، عثمانلیها یا عثمانیها، شناخته شدند؛ احساسی که تعلق به یک خانه سلطنتی واحد را در دلها ایجاد کرد و همبستگی و وفاداری آنان را فراتر از تعلقات قبیلهای گسترش داد.
تا میانه قرن چهاردهم، عثمانیها قلمرو خود را تا سواحل دریای مرمره رساندند؛ آن سوی آب، اروپای مسیحی بود؛ سرزمینی که همواره از دسترس حکام اسلامی دور مانده بود. با این حال، برای عثمانیها این منطقه دور از دسترس نبود. در دو قرن بعد، تمامی جنوبشرقی اروپا تحت کنترل مستقیم آنان قرار گرفت. گسترش عثمانیها از قرن چهاردهم تا شانزدهم، به همان اندازه باشکوه و تأثیرگذار بود که فتوحات هفتصد سال پیش مسلمانها. آنان نه تنها سرزمینهای نوینی را در اروپا به قلمرو اسلام افزودند، بلکه حاکمیت خود را به سرزمینهای عربی، زادگاه اسلام، نیز گسترش دادند.
ایران آنلاینانتهای پیام/