تاریخ خاورمکیانه مدرن ۱۹؛

نهادهای حکومتی و نگرش‌های عثمانی

جهان

129197
نهادهای حکومتی و نگرش‌های عثمانی

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می‌نویسد: یکی از اصولی که ساختار حکومت عثمانی را شکل داد، میراث کهن تمدن شهری اسلامی بود. این میراث شامل مفهوم دودمان و تداوم مشروعیت سلطنت، حمایت حاکمان از علما و فقها و باور به مسئولیت شرعی سلطان در اجرای قوانین و ارزش‌های اسلامی بود.

گروه جهان: نگارنده تاریخ خاور میانه مدرن در خصوص شکل‌گیر و گسترش امپراطوری عثمانی می‌گوید: سلاطین عثمانی این وظیفه را با استقرار شریعت و برپایی نظام حقوقی اسلامی در سراسر امپراطوری انجام دادند. آنها خود را پاسداران امت اسلامی می‌دانستند؛ نقشی که پس از فتح مراکز مهم جهان اسلام مانند بیت‌المقدس، دمشق و بغداد و همچنین اماکن مقدس مکه و مدینه پررنگ‌تر شد.

اصل دیگر، توجه به رسوم محلی بود که نقش مهمی در سازماندهی جامعه عثمانی داشت. کارگزاران دولت با دقت بررسی می‌کردند که در سرزمین‌های تازه‌ فتح‌ شده، چه تغییراتی ضروری است و کدام سنت‌ها باید حفظ شوند. والی‌ای که با سخت‌گیری بی‌مورد موجبات شورش را فراهم می‌کرد، به همان اندازه مستحق برکناری بود که والی ناکام در تأمین درآمد.

تا زمانی که مالیات‌ها به‌موقع پرداخت می‌شد و آرامش برقرار بود، دولت عثمانی با طیف گسترده‌ای از سنت‌ها و ساختارهای محلی مدارا می‌کرد. نتیجه این سیاست، ایجاد یک «موزائیک» اداری و مالی بود که تنوع ظریف محلی را در خود جای داده بود.

به‌واقع، عثمانی‌ها بیش از آنکه به یکسان‌سازی اصرار کنند، به کارآمدی توجه داشتند و همین انعطاف‌پذیری، کلید تداوم حکومت آنان بر سرزمین‌های متنوعی از صربستان و مصر گرفته تا سوریه و یونان بود.

اصل چهارم در ساختار اجتماعی عثمانی، تقسیم جامعه به دو طبقه عمده بود: حاکمان و فرمانبرداران. فرمانبرداران که «رعایا» نامیده می‌شدند- واژه‌ای به معنای «تابعان» یا «مردم تحت سلطه»- با کار و پرداخت مالیات، ثروتی فراهم می‌آوردند که پشتوانه طبقه حاکم بود. نقش دولت در برابر رعایا محدود بود و عمدتاً به حفظ ثبات و نظم برای استمرار تولید و پرداخت مالیات به دولت مرکزی محدود می‌شد.

طبقه حاکم، معروف به «عسکری»- اصطلاحی که در اصل به معنای «نظامی» است- تنها شامل افسران و فرماندهان ارتش نمی‌شد؛ بلکه مقامات بلندپایه غیرنظامی و اعضای عالی‌رتبه علما را نیز دربر می‌گرفت. این نخبگان از امتیازات ویژه‌ای برخوردار بودند که مهم‌ترین آن معافیت کامل از مالیات بود.

در دل طبقه حاکمه، گروهی برگزیده و فرهیخته جای داشتند که تاریخ‌نگاران آنان را «عثمانیان اصیل» نامیده‌اند. اینان نه تنها عالی‌ترین مناصب کشوری و لشکری را در اختیار داشتند، بلکه در رفتار و آداب نیز نمونه یک طبقه آراسته به شمار می‌رفتند.

از شاخصه‌های بارز این فرهیختگی، تسلط کامل بر زبان ترکی عثمانی بود؛ زبانی فنی و پیچیده که با آمیزه‌ای از واژگان و ساختارهای عربی، فارسی و ترکی و با خط عربی نگاشته می‌شد. عثمانیان اصیل علاوه بر مهارت زبانی، با میراث فرهنگی اسلام آشنا بودند و توانایی قرائت روان قرآن به زبان عربی را داشتند. هرچند بنیان‌گذاران امپراطوری، سردارانی ترک‌تبار بودند، نخبگان حاکم با رویکردی جهان‌وطنی خود را بیش از آنکه «ترک» بدانند، مسلمانانی فرهنگ‌پرور از تبار عثمانی می‌دانستند. 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان