تاریخ خاورمیانه مدرن ۲۰؛
نهادهای حکومتی و نگرشهای عثمانی
جهان
129558
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن مینویسد: در رأس سلسلهمراتب امپراطوری عثمانی، سلطان–خلیفه قرار داشت؛ فرمانروایی مطلق که مشروعیت خود را هم از پیوند خونی با خاندان عثمان و هم از تواناییاش در کنار زدن مدعیان تاج و تخت میگرفت.
گروه جهان: نگارنده تاریخ خاورمیانه مدرن گسترش شیوه سلطنت را اینگونه توصیف میکند: برخلاف بسیاری از نظامهای سلطنتی، جانشینی بهصورت خودکار به پسر ارشد منتقل نمیشد؛ بلکه عرصهای بود برای رقابت آشکار میان شاهزادگان.
طی چهار قرن اول، شاهزادگان در ایالات مختلف آناتولی آموزشهایی جامع در فنون نظامی و امور دیوانی میدیدند و هر یک چنان پرورش مییافت که گویی وارث بلافصل سلطنت خواهد بود. با درگذشت سلطان، کارزار قدرت آغاز میشد: شاهزادگان رقیب به سوی استانبول میشتافتند تا حمایت دربار و گارد امپراطوری را به دست آورند.
اولین شاهزادهای که این حمایت را جلب میکرد، بر تخت مینشست. سپس برای پایان دادن به دعوی جانشینی، سنتی خونین و بیرحمانه ــ برادرکُشی ــ اجرا میشد؛ شاه تازهتاجگرفته فرمان قتل برادرانش را صادر میکرد، بر اساس این اصل سیاسی که «مرگ یک شاهزاده کمتر مایه تأسف است از نابودی یک ولایت».
در قرن هفدهم، این رسم مهیب کنار گذاشته شد و با آن، نظام پرورش شاهزادگان در ایالات نیز منسوخ گشت. پیامد این تغییر، رویکارآمدن سلاطینی بود که در خلوت امن حرمسرا بزرگ شده بودند و بدون هیچ تجربه عملی، زمام امپراطوری را به دست میگرفتند.
با گذار عثمانی از یک امارت غازینشین به یک امپراطوری دیوانسالار جهانی، نهادی نو به نام «دیوان همایون» یا شورای امپراطوری شکل گرفت تا پاسخگوی پیچیدگیهای روزافزون حکمرانی باشد. اعضای این شورا از برجستهترین رجال عثمانی به شمار میرفتند و در مسائل نظامی، اداری و قضایی به سلطان مشورت میدادند. ریاست دیوان بر عهده صدراعظم بود؛ قدرتمندترین مقام اجرایی دولت که در مقام نایبالسلطنه مطلق، اختیار داشت به نام سلطان فرمان صادر کند.
در دوران سلاطین ناتوان، صدراعظم گاه چنان قدرت مییافت که بدون مشورت سلطان، تصمیمهای حیاتی کشور را اتخاذ میکرد. نخبهسالاری حاکم بر امپراطوری به سه گروه اصلی تقسیم میشد: نهاد نظامی، دستگاه اداری و طبقه علمای دین. پیش از پرداختن به این ارکان، باید به نظام بردگی ویژهای اشاره کرد که ستون فقرات انسانی بسیاری از این نخبگان را تأمین میکرد.
نخبگان برده عثمانی
در سده چهاردهم میلادی، دولت نوپای عثمانی نظامی منسجم برای گردآوری بردگان از میان رعایای مسیحی قلمرو اروپایی خود ایجاد کرد؛ روشی که به نام «دوشیرمه» ـ به معنای «جمعآوری» ـ شناخته شد. در این نظام، به فواصل مشخص، پسران نوجوان مسیحی از ایالات اروپایی امپراطوری برگزیده میشدند و به خدمت دولت درمیآمدند.
این کودکان پس از جدایی ناگزیر از خانواده، به استانبول منتقل میشدند، در آیین اسلام درمیآمدند، از مراحل گزینش عبور میکردند و سپس تحت تعلیم و تربیتی سخت و منظم برای خدمت به امپراطوری آماده میشدند. نظام دوشیرمه نهتنها لشکریانی ورزیده برای سپاه پیادهنظام ـ بویژه ینیچریها ـ فراهم میآورد، بلکه فرماندهان برجسته و مدیران عالی دیوانی را نیز پرورش میداد.
انتهای پیام/