تاریخ خاورمیانه مدرن۲۱؛
نهادهای حکومتی و نگرشهای عثمانی
جهان
130056
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن میگوید: به جز طبقه علمای دین و ردههای میانی و پایین دیوانسالاری که همگی از مسلمانان آزاد بودند، بیشتر ارکان حکومت عثمانی در دست بردگان درگاه سلطان قرار داشت. شایستهترین نوجوانان برگزیده، به مدارس ویژه در کاخ سلطنتی راه مییافتند؛ مراکزی که طی سالها آنان را برای بلندترین مراتب طبقه حاکمه آماده میکردند.
گروه جهان: نگارنده کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن درخصوص طبقه بندی و ساختار امپراطوری عثمانی اینگونه مینویسد: در این مدارس، دانشآموزان زبانهای فارسی، عربی و ترکی عثمانی میآموختند، خوشنویسی و نگارگری میکردند و همزمان فنون جنگ و تدبیر نظامی را میآموختند. یکی از ناظران اروپایی سده شانزدهم این مدارس را نهادی میدانست که هدفش پرورش «سرباز، دولتمرد و مسلمانی وفادار» بود که در عین حال «ادیبی سخنور، مؤدب، بااخلاق و صاحب نزاکت» نیز به شمار میآمد.
آنان که دوره دشوار و پرصلابت آموزش در کاخ سلطنتی را به پایان میرساندند، به عالیترین مناصب نظامی و اداری در سراسر امپراطوری منصوب میشدند. از میانه سده پانزدهم تا نیمه سده هفدهم، تقریباً تمامی صدراعظمها ـ نایبان مقتدر سلطان ـ مردانی بودند که در اصل مسیحیان تغییرکیشیافته و از طریق نظام دوشیرمه به خدمت درگاه همایون درآمده بودند.
واژه «برده» در این مقام، تعبیر گمراهکنندهای است؛ زیرا نظام دوشیرمه، ماهیتی کاملاً متفاوت از بردهداری کالامحور و تحقیرآمیز رایج در اروپا و آمریکایلاتین داشت. این سپاهیان-دولتمردان به ثروت و قدرت فراوان دست مییافتند، بردگانی خانگی در اختیار داشتند و با زنانی که خود برمیگزیدند، ازدواج میکردند.
با این همه، اقتدار آنان تنها از اراده سلطان سرچشمه میگرفت؛ آنان مخلوقات او بودند، بندگان او به شمار میآمدند و هرگاه سلطان میخواست، میتوانست ایشان را از منصب برکنار یا مجازات کند. علاوه بر صدراعظمها، دیگر وزرای عالیرتبه، اعضای دیوان، حکام ایالات و فرماندهان نامآور سپاه نیز عمدتاً از همین تبار بودند؛ کسانی که زمام امور امپراطوری و فرماندهی سپاه را در دست داشتند، بیآنکه از بندگی سلطان خارج شوند.
نظام دوشیرمه و تعلیم و تربیت کاخ، در قطع پیوند نوجوانان با دیار و خانواده خویش موفق بود و طبقهای از کارگزاران پرورشیافته پدید آورد که وفاداریشان تنها به سلطان محدود میشد. صعود آنان در مدارج قدرت بیشتر بر شایستگی فردی و اندکی یاری حامیان استوار بود تا تبار و میراث خانوادگی.
بدین ترتیب، جریان پیوسته سرباز-دولتمرد-بردگان تازهنفس، شریان حیات طبقه حاکمه عثمانی را زنده و پویا نگاه میداشت. از آنجا که شرع اسلام بردهداری مسلمانان آزاد را ممنوع میکرد، این نظام مانع میشد که مناصب بهصورت موروثی در خاندان مقامات باقی بماند؛ فرزندان این بلندپایگان که پس از پیوستن پدرانشان به اسلام زاده میشدند، به طور نظری از تصدی مناصب ویژه بردگان سلطان محروم بودند. با این حال، ساختار بردگی دیوانی، فرصتهای گستردهای برای جوانان فراهم میآورد؛ چنانکه در تاریخ آمده است، گاه والدین مسیحی و حتی مسلمان، به هر حیلهای متوسل میشدند تا فرزندانشان را در صفوف دوشیرمه جای دهند.
انتهای پیام/