نقدی بر عشق به خویشتن؛

روایت یک نسل

فرهنگ

131994
روایت یک نسل

آدریانا ساندوال، نویسنده مشهور اسپانیایی، در مجله Persee.fr به نقد رمان «عشق به خویشتن/ Amor Propio»؛ انتشار سال ۱۹۹۲ پرداخته است.

گروه کتاب - ایران آنلاین: این رمان شاخص‌ترین اثر گونسالو سلوریو شناخته می‌شود. در این نوشتار، ساندوال به بررسی عمیق ساختار، شخصیت‌ها و تم‌های این اثر می‌پردازد و تأکید می‌کند این رمان، نه تنها داستانی جذاب، بلکه نگاهی عمیق و فلسفی به مفهوم هویت و خودشناسی ارائه می‌دهد.

ساندوال به زیبایی‌های زبانی و نثر منحصر به فرد سلوریو اشاره می‌کند و نحوه کاربرد حافظه و احساسات را در روایت داستان برجسته می‌سازد. این نقد به وضوح نشان می‌دهد که «عشق به خویشتن» نه تنها یک رمان، بلکه یک سفر تأملی به درون خود و کشف جنبه‌های مختلف هویت است. بخشی از این نقد را در زیر می‌خوانید.

«عشق به خویشتن»، روایت سه دوره از زندگی رامون؛ شخصیت اصلی داستان است. این اثر به لطف خوانایی و روان بودنش، اشارات مداوم، طنز ظریف و تصاویر مناسبش، شهرت یافت. رمانی که روایت یک نسل و در واقع گریزی به تجربیات مشترک نسل ۶۸ است؛ تجربه زیسته طبقه متوسط ​​مکزیک به شیوه‌ای منحصر به فرد و در عین حال یکنواخت. نسلی که مانند نسل‌های قبل از خود، ادبیات؛ اعتیاد به ماری جوانا و سیاست را - به صورت متناوب، متوالی و همزمان در یک شکل کشف کرد، اما هر کدام به شیوه متفاوت خود. رامون، دانشجوی دانشگاه، اما یک فعال سیاسی نیست. همچنین به طور فعال در جنبش دانشجویی شرکت نمی‌کند (او در مجامع شرکت می‌کند)، اما در عین حال هم نمی‌تواند از آنها جدا بماند. در مقابل از نگاه خانواده‌اش، او یک یاغی، یک ناسازگار و یک دردسرساز است، اما در مقابل از نگاه همکلاسی‌های دانشگاهش که از او فعال‌تر هستند، عملاً یک مرتجع خوانده می‌شود.

این اثر نام سلوریو را به عنوان صدایی قوی در داستان‌های معاصر مکزیک تثبیت کرد. او در جایی نوشته بود: «هر کشور، زبانی دارد که بخشی از آن با گذر زمان به خواب می‌رود. وظیفه نویسنده، بیدار کردن آن بخش از خواب است».

از همین منظر، سلوریو نه فقط نویسنده‌ای ملی، بلکه مفسر یک زبان است؛ صدایی که می‌کوشد میان گذشته استعمار و حال دیجیتال پلی از واژه بسازد. این رمان دارای سه بخش با عناوین از مونچو (نوجوان)، رامون (مرد جوان) و در نهایت آگیلار (جوان بالغ) است که بخش سوم یعنی بالغ شدن با سی‌امین سال تولدش شروع می‌شود. همراه با این تغییر نام‌ها، تغییرات اساسی در هویت شخصیت اصلی رمان نیز رخ می‌دهد، از مونچوی کوچک و صمیمی در خانواده به رامون بی‌پیرایه در زندگی‌ ساده دانشجویی می‌رسد و در نهایت تبدیل به آگیلار، جوان بالغی می‌شود که بدون شور و شوق و هیجان زندگی به امرار معاش می‌پردازد.

حس سرخوردگی، دل‌زدگی، میان‌مایگی، از طبقه ‌متوسط ‌بودن، موفقیت‌های کوچک و شکست‌های عشقی بزرگ، معمولی بودن، همه توصیف‌هایی آشنا و در عین معمولی بودن، منحصر به فرد هستند. احساس نهایی، حس سرخوردگی، یأس، روزمرگی و خستگی است؛ از آنچه می‌توانست باشد؛ اما نشد و شاید هرگز نشود. رویدادهایی که به نظر می‌رسد که هرگز مقدر نشده بود که باشد. «عشقِ به خود» رمانی است درباره یک امکان تحقق نیافته که می‌توانست محقق شود؛ داستان پرسش‌هایی درباره سکون، واقعیت‌ها، یا چه کسی می‌داند چه چیز دیگری می‌توانست بشود؟ شاید هم همه موارد فوق! داستان اینکه چطور نیروی سکون، واقعیت یا هر دیوی که نامش را بگذاریم، به‌تدریج مونچوی چشم‌ رنگی و بانشاط را فرو می‌بلعند و از او در میانسالی آگیلار ناامید و سرخورده می‌سازند. پرسش این است: در کدام لحظه همه‌چیز برای آگیلار از هم پاشید و این اشتباه از کجا نشأت گرفت؟

شاید هم این حس دل‌زدگی و سرخوردگی در رمان دوچندان سنگین‌تر به نظر برسد، چون آگیلار دارای تحصیلات آکادمیک و با ادبیات درگیر بود و همین، آگاهی او را اندکی فراتر از حد میانگین بیدار کرده است، هرچند متوسط؛ نه خیلی بیشتر.

سلوریو به راحتی و با مهارتی چشمگیر دنیای نوجوانان طبقه متوسط مکزیکی را بازآفرینی می‌کند. او هنوز نگاه هیجانی و نو به زندگی را دارد و توانایی‌اش در ثبت و به تصویر کشیدن آن چشمگیر است. راوی دانای کل، بارها و بارها با خودِ سلوریو گره می‌خورد و همراه او می‌شود. در این یادآوری خاطرات می‌توان رگه‌هایی شاید زندگی‌نامه‌ای دید، نوعی حس همذات‌پنداری در روایت وجود دارد؛ اما بدون آنکه راوی مستقیماً با شخصیت اصلی همذات‌پنداری کند. لحظه‌ها به شیوه‌ای نسبتاً نوستالژیک ساخته می‌شوند؛ از خلال توصیف مدها، مهم‌تر از همه از طریق موسیقی و ریتم؛ موسیقی‌ای که به وضوح آن را به عنوان موسیقی متن می‌شنویم. به‌نظر می‌رسد کلیدواژه رمان «سرخوردگی و دل‌زدگی» باشد؛ اما این سرخوردگی ویران‌کننده نیست، بلکه نوعی دل‌زدگی همراه با جشن‌ و آمیخته با طنز است. مکزیکوسیتی نیز در رمان حضور دارد، همچون شخصیتی زنده؛ بویژه محله «میکس‌کواک» که سلوریو به‌خوبی آنجا را می‌شناسد و پیش‌تر هم در آثارش همچون (شیوه زندگی- (Modus periendi)) این مکان را با مرکز شهر و دانشگاهش به تصویر کشیده است.

رمان در بستر چند جشن و چند آیینِ‌گذار پیش می‌رود؛ آیین‌هایی که زندگی شخصیت اصلی را به سه بخش مونچو- رامون و آگیلار خط‌کشی می‌کنند. سه جشن اصلی عبارتنداز: جشن فارغ‌التحصیلی، جشن «غیرِ عروسی» و جشن تولد سی‌سالگی؛ که به‌ترتیب با سه بخش اصلی رمان تطابق دارند. هر جشن، پایان مرحله‌ای و آغازگر مرحله‌ای دیگر است.

«جشنِ غیرِ عروسی» در ادبیات اسپانیایی‌زبان اصطلاحی است برای مراسمی که قرار بوده عروسی باشد، اما به هر دلیل لغو شده و با این‌حال میهمان‌های دعوت شده در آن روز دورهمی را برگزار می‌کنند؛ ولی نه به‌عنوان عروسی، بلکه به‌عنوان یک تجمع یا جشنِ بی‌نام‌ونشان. این جشن به‌دلایل مختلفی چون سالن رزرو شده از قبل، دعوت میهمان‌ها، تصمیم شخصیت‌ها، فشار اجتماعی و... با همان حال و هوای جشن عروسی برگزار می‌شود. در رمان سلوریو، این جشن «غیر عروسی» بخشی از همان حس سرخوردگی، شکست بزرگ عشقی و امکانی است که محقق نشد؛ مراسمی که با تم اصلی کتاب، امکان‌های از دست‌رفته و مسیرهایی که طی نمی‌شوند، هماهنگ است.

جشن فارغ‌التحصیلی را جشنی پیشین همراهی می‌کند؛ جشنی که مونچوی کوچک در آن نقش قهرمان ندارد، بلکه نقش صحنه‌پرداز را بازی می‌کند. بااین‌حال همین شرکت‌نکردن در جشن برادر بزرگ‌تر، خود بخشی از نقش او در رمان است. پس «عشقِ به خود» دقیقاً با یک پیش‌درآمد آغاز می‌شود: پیش‌درآمد ورود به یک آیین اجتماعی، که در نهایت به آغاز آیینی کاملاً فردی و به تنهایی ختم می‌شود: جشن غیرعروسی، که این هم یکی از لایه‌های معنایی عنوان رمان است.

در این رمان، آیین‌ها به همان اندازه اهمیت دارند که «غیرآیین‌ها». رمان در چرخه‌ای بسته پایان می‌یابد: با یک غیرِآیین اجتماعی، جشن سی‌سالگی که به‌جای یک مراسم دورهمی، به‌شکلی فردی برگزار می‌شود، در تنهایی؛ و این‌بار در خیابانی به نام «Soledad» به معنای خیابان تنهایی. کلیشه‌ها نیز در این رمان کارکردی دوگانه دارند: هم از آن نظر که ابزارهایی آشنا و کمی مکانیکی‌ هستند و هم از این جهت که اطلاعات مهمی به خواننده می‌دهند. برای مثال، بخش اول رمان؛ «مونچو» با دعوای پدر سرِ روبرتو، برادر بزرگ‌تر، پایان می‌یابد. فصل دوم با مونچو آغاز می‌شود که در حال پرو کردن اسموکین دست‌دومی برای جشن فارغ‌التحصیلی‌اش است: «قرار بود کت‌وشلوار خاکستری پدر را بپوشد؛ همان که تقریباً نو مانده بود و مادر با همه دقت ـ و البته بی‌سلیقگی ـ سعی کرده بود اندازه‌اش کند. اما گویا هیکل متوفی از او خیلی درشت‌تر بود.» و درست در میانه این کلیشه آشنا، راوی ناگهان خبر مرگ پدر را به ما می‌دهد؛ بی‌تعارف و ناگهانی!

عشق به خویشتن

Amor Propio

 نویسنده: گونسالو سلوریو
 انتشارات: توسکتس / Tusquets
 تعداد صفحات: ۱۹۶صفحه
  قیمت: ۱۶.۵۷ دلار


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ