اصلاح سیاست توزیع بنزین اقتضای اجتنابناپذیر اقتصادی است
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان در یادداشتی نوشت: : ما در کشور خود طی چند دهه گذشته، با هر نوع استدلال درست یا غلط، دولت را تولیدکننده و توزیعکننده فرآوردههای نفتی تعریف کردهایم و به همین دلیل نیز دولت تعیینکننده قیمت این فرآوردهها بوده است.
گروه سیاسی: در گذشته، نرخ تورم چندان بالا نبود و به همین دلیل به طور طبیعی اصلاح قیمت انرژی به صورت تدریجی انجام میشد. اما طی 7 یا 8 سال اخیر، یا به صورت دقیقتر از زمان مجلس هفتم، این روند اصلاح تدریجی متوقف شد و به همین دلیل عملاً اختیار و توان مدیریتی دولت برای اصلاح قیمتها محدود شد. در کنار این مسأله، وجود حساسیت اجتماعی نیز به نوبه خود باعث شد دولتها وارد این موضوع نشوند. پس از وقایع آبان ۹۸، با وجود تورمهای بسیار بالا که اختلاف قیمت را زیاد میکرد، باز هم دولت قیمت بنزین را ثابت نگاه داشت؛ درحالیکه پیش از آن، رشد قیمت انرژی متناسب با تورم تعیین میشد. به طور خلاصه، نتیجه این تثبیت طولانیمدت قیمت بنزین، این شد که امروز کشوری با تولید ثابت و حتی بدون افزایش نیاز واقعی به انرژی، از یک کشور صادرکننده بنزین که سالانه حدود ۶ میلیارد دلار از صادرات این فرآورده نفتی درآمد داشت، به یک کشور واردکننده بنزین تبدیل شده؛ وارداتی که اکنون نیز رقم آن حدود ۶ میلیارد دلار است و در نتیجه اگر همین سیاست فعلی درباره این فرآورده نفتی ادامه یابد، در سال آینده میزان ارز مورد نیاز برای واردات بنزین به ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار هم خواهد رسید. سوال باید این باشد که پیامد یا نتیجه این سیاست برای کشور چیست؟ به واقع، این هزینه سنگین ارزی 6 میلیارد دلار در سال جاری و 8 تا 10 میلیارد دلار در سال آینده، آن هم در شرایط تحریمی، بدون اینکه نفعی برای اقتصاد کشور داشته باشد، صرفاً به افزایش آلودگی، افزایش ترافیک، سفرهای غیرضروری و رشد مصرف منجر شده و میشود. درحالیکه همین منابع میتوانست صرف تأمین نیازهای اساسی کشور شود.
برپایه آنچه ذکر شد، به باور من اصلاح قیمت و اصلاح سیاست توزیع بنزین، نه یک تصمیم جدید، بلکه یک اقتضای اجتنابناپذیر اقتصادی برای کشور است.
پرسش دیگر امروز ما میتواند این باشد که هدف تصویبنامه هیات وزیران چیست؛ صرفا افزایش قیمت بنزین یا اصلاح و مدیریت مصرف؟ به طور کلی وقتی قیمت بنزین سالها ثابت بماند، گرچه قیمت اسمی تغییر نمیکند، اما قیمت واقعی آن بهطور مستمر کاهش مییابد. به همین دلیل در گذشته قیمت یک لیتر بنزین تقریباً معادل یک بطری شیر یا یک بطری آب بود، اما اکنون تقریباً به یکدهم قیمت آب یا شیر رسیده و در عمل قیمت بنزین به یک تا دو سنت رسیده است؛ درحالیکه قیمت جهانی بنزین حدود ۳۰ تا ۵۰ سنت است. این، یعنی بنزین در ایران تقریباً رایگان توزیع میشود. بنابراین وقتی از «اصلاح قیمت» صحبت میکنیم، کاملاً طبیعی است که افزایش قیمت رخ میدهد زیرا فاصله بنزین با نقطه تعادل بسیار زیاد شده است.
مسأله دیگر امروز کشور این است که دولت باید توضیح روشنی به مردم ارائه دهد، یعنی با استفاده از نمودارها و مثالهای قابل فهم به مردم نشان دهد که ادامه وضعیت فعلی چه پیامدهای سنگینی برای خودشان و برای کشور خواهد داشت. در نتیجه، با این نمودارها و مثالها، نشان دهد که اصلاح قیمت به عنوان یک راهبرد ناگزیر، در اصل به معنای افزایش قیمت اما توأم با مدیریت بهتر مصرف است.
درباره تأثیر سیاست فعلی یا آتی دولت در عدالت مصرف و مقابله با رانت مصرف خواص نیز، ذکر این نکته ضروری است که با توجه به فاصله عظیم میان قیمت فعلی و قیمت متعادل بنزین، میزان و قیمت مصرف فعلی کاملاً غیرعقلانی و فاقد منطق اقتصادی است. در این نظام قیمتی موجود، هرکسی که خودرو یا مصرف بیشتری دارد، بیشتر از یارانه پنهان – حدود ۶ میلیارد دلار – بهرهمند میشود. در مقابل، فرد روستایی، یا فردی که از دوچرخه استفاده میکند، یا فردی که برای حفظ محیطزیست عموماً پیادهروی میکند، از این یارانه بینصیب میماند. بنابراین این شیوه تخصیص نهتنها عادلانه نیست، بلکه دولت را نیز از صرف همین منابع در امور مهم و ضروری محروم کرده است. در شرایط فعلی، دولت به دلیل خرید و توزیع بنزین ارزان، در عمل منابع لازم برای اجرای سیاستهای اجتماعی و عدالتمحور را از دست داده و هر سال این مشکل بزرگتر شده است. بنابراین انتظار میرود اصلاح قیمت، کشور را به سمت عدالت بیشتر در مصرف و کاهش رانت حرکت دهد. البته سطح افزایش قیمت بحثی جداست؛ مهم رسیدن به نقطه تعادل است تا دولت بتواند با درآمد حاصل، نیازهای طبقات محروم را بهتر تأمین کند.
در پایان، ذکر این نکته ضروری است که اکنون با توجه به اینکه مصوبه هنوز اجرا نشده است و بدون اقناع عمومی نیز امکان اجرای آن نیست، دولت باید ابتدا آگاهیبخشی شفاف انجام دهد و نشان دهد که وضعیت فعلی چقدر غیرمنطقی و زیانبار است. این اصلاح باید سال ۱۴۰۰ یا ۱۴۰۲ انجام میشد، اما دولت وقت از آن پرهیز کرد. اکنون لازم است فضای بحث و گفتوگوی عمومی میان کارشناسان، موافقان و مخالفان فراهم شود، آثار مثبت اصلاح قیمت بنزین با محاسبات روشن و قابل فهم برای مردم تبیین شود، اجرای اصلاحات بهصورت غیرمترقبه نباشد تا مردم احساس فریبخوردگی نکنند، دولت نشان دهد که این اصلاح یک معامله برد–برد است؛ هم برای دولت و هم برای جامعه، کاملاً مشخص کند که درآمد حاصل از اصلاح قیمت در کدام بخشها صرف بهبود وضعیت زندگی مردم و بویژه طبقات کمبرخوردار خواهد شد. با اصلاح قیمت، حتی اگر قیمت از ۳ هزار تومان به ۵ هزار تومان برسد، فشار سنگینی بر جامعه وارد نمیشود، اما درآمد قابل توجهی آزاد میشود که میتواند برای انجام مسئولیتهای اجتماعی دولت در قبال مردم، بهویژه طبقات آسیبپذیر مورد استفاده قرار گیرد. این مسیر نیازمند اقناع، شفافیت و توضیح مستمر به جامعه است.
انتهای پیام/