تاریخ خاورمیانه مدرن۵۸

سیاه و سفید دوران عبدالحمید

جهان

151094
سیاه و سفید دوران عبدالحمید

ویلیام کلیوند در کتاب خود می نویسد:یکی از نتایج مهم رونق حمل‌ونقل در دوران عبدالحمید، تحکیم روابط میان آلمان و امپراطوری عثمانی بود. در سال ۱۸۸۲، ژنرال آلمانی کلمار فون در گولتس به ریاست هیأتی برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح عثمانی منصوب شد، اقدامی که ادامه سنت دیرینه مشارکت پروسی‌ها در نوسازی نظامی امپراطوری را نشان می‌داد.

کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه در ادامه نوشت: سرمایه‌گذاری آلمان در ساخت خطوط راه‌آهن نیز نقش برجسته‌ای داشت، به ویژه پروژه خط راه‌آهن برلین تا بغداد که از آناتولی می‌گذشت؛ پروژه‌ای که نه تنها یک دستاورد مهندسی، بلکه به موضوعی دیپلماتیک تبدیل شد و نگرانی شدید بریتانیا را برانگیخت. روابط آلمان و عثمانی با دو سفر رسمی قیصر ویلهلم دوم به امپراطوری، در سال‌های ۱۸۸۹ و ۱۸۹۸، بیش از پیش مستحکم گردید. در سفر دوم که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها یافت، قیصر اعلام کرد که آلمان «دوست ۳۰۰ میلیون مسلمان جهان» است؛ اظهاراتی که پیوندهای دیپلماتیک دو کشور را به شکلی محکم‌تر تثبیت نمود.
با آن‌که دوران سلطنت عبدالحمید دوم شاهد پیشرفت‌هایی در عرصه آموزش و حمل‌ونقل بود، اما چهره‌ای تاریک نیز بر این دوره سایه افکند. سلطان که همواره خاطره خلع پیشینیان را در ذهن داشت و بیمناک از طوفان مشروطه‌خواهی بود، کوشید مهار کامل بر جریان اطلاعات و فعالیت‌های اجتماعی رعایای خود بزند. مطبوعات در چنگال سانسوری سخت گرفتار آمدند، برنامه‌های درسی مدارس با دقتی موشکافانه زیر نظر قرار گرفت و گفت‌وگو پیرامون سیاست به کلی ممنوع شد. شبکه‌ای پیچیده از جاسوسان و خبرچینان دولتی ــ که از ابزار نوین تلگراف نیز بهره می‌بردند ــ همچون تار عنکبوت بر تمام سطوح اداری گسترده شده بود.

گزارش‌های مشکوک این دستگاه امنیتی، بارها به زندانی شدن یا تبعید رجال وفادار و روشنفکران عثمانی انجامید. برخی نیز برای رهایی از فشار استبداد، ناچار به تبعید اجباری یا مهاجرت داوطلبانه تن دادند. آنان در شهرهایی چون پاریس و برلین، دور از دسترس مأموران سلطان، انجمن‌های معترض پدید آوردند و جزواتی نگاشتند که پنهانی به استانبول راه می‌یافت و خودکامگی عبدالحمید را به باد نکوهش می‌گرفت. از سوی دیگر، مراکز آموزش عالی- که سلطان با جدیتی وسواس‌آمیز درصدد مهار آنها برمی‌آمد- به کانون‌های نارضایتی بدل شدند؛ چرا که استادان و دانشجویان، از بند سانسور کور و محدودیت‌های خفقان‌آور به ستوه آمده بودند.
سرکوب بی‌امان جنبش‌های جدایی‌طلبانه ملی، از شاخص‌ترین ویژگی‌های حکومت عبدالحمید دوم بود. سنگین‌ترین ضربات این سیاست استبدادی بر پیکره جامعه ارمنی فرود آمد. در نگاه سلطان و مشاورانش، از دست رفتن بالکان خود زخمی جانکاه بر پیکر امپراطوری بود؛ اما تصور برپایی دولتی مسیحی و مستقل در قلب آناتولی، کابوسی غیرقابل پذیرش به شمار می‌رفت. در دهه ۱۸۹۰، با اوج‌گیری فعالیت‌های ملی‌گرایانه ارامنه، سلطان پاسخی سخت و خونین داد. خشونت دولت عثمانی میان فعالان سیاسی و مردم بی‌گناه هیچ تمایزی قائل نشد. در روستاهای آناتولی، نیروهای نامنظم کرد به فرمان سلطان بر روستاهای ارمنی تاختند و کشتارهایی هولناک رقم زدند. در استانبول نیز، دستگاه امنیتی به آزار و تهدید بازرگانان و روحانیان ارمنی پرداخت و فضای رعب و وحشت بر جامعه سایه انداخت.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان